بسیاری از والدین, ناآگاهانه کودک خود را فقط با هدف تقویت مهارت های حافظه ای و انباشتن ذهن وی از اطلاعات لغوی, تربیت و هدایت می کنند و برای حافظه و هوش کودک خود اهمیتی بیش از حد قائل می شوند. این گروه از والدین بدون در نظر گرفتن این اصل تربیتی مهم که تنها اطلاعات عمومی وداشتن حافظه قوی برای تکامل و رشد فکری و باروری استعدادهای کودک کافی نیست, با اصل قراردادن هوش و پرورش کودک از سایر توانمندی های ذهنی و روانی کودک خود که مهم ترین انها تفکر خلاق است, غافل می مانند.
معمولاً رقابت میان کودکان وقتی پدید می آید مه الف: نوعی ارزیابی و رتبه بندی توسط والدین وجود داشته باشد. ب: پاداشی یا جایزه ای در میان باشد. معمولاً کودکان چنان احساس می کنند که کار آنها توسط والدین مورد ارزشگذاری قرار خواد گرفت و یا به بهترین کار جایزه یا پاداش داده خواهد شد,بیش تر از آنکه به انجام بهتر آن کار بیندیشند, به کسب جایزه فکر می کنند. ضمن اینکه گاهی این رقابت ها به ستیزه جویی میان کودکان تبدیل می شود و سبب می گردد تا آنها نتوانند از توانایی ها واستعدادهای واقعی خود استفاده کنند.
تأکید زیاد بر جنسیت کودک و تمایز قائل شدن زیاد میان دختر و پسر یکی از موانع مهم رشد خلاقیت کودکان در گروهی از خانواده هاست. دربرخی از فرهنگ ها بسیاری از دختران و پسرانی که از تفکرهایی خلاق برخوردار هستند, به سبب ملزم شدن به رعایت پاره ای مقررات و هنجارهای از پیش تعیین شده و همچنین به دلیل قرار گرفتن در نقشهای قالبی که فرهنگ و محیط برآنها تحمیل کرده, علایق و تمایلات خلاقانه خود را سرکوب می کنند ودر نتیجه به تدریج دچار تعازض شده و خلاقیت آنها از بین می رود.
بسیاری از والدین برای کودک خود قوانین و مقررات خشک و محدود کننده ای نظیر تعداد ساعت های درس خواندن در روز, رأس ساعت معین خوابیدن, استفاده از لوازم خاص و... قرار می دهند. پدیدآوردن چنین شرایطی در منزل و اصرار و پافشاری بر رعایت آنها از جانب کودکان,سبب می شود کودک تدریجاً به کلیشه ای و تکراری رفتار کردن عادت کند . باید توجه داشت که افکار و رفتارهای کلیشه ای و تکراری نقطه متضاد خلاقیت است.
عدم آگاهی و شناخت برخی والدین از فرآیند رشد خلاقیت در کودکان و مطالعه نکردن آن ها در این زمینه, سبب می شود آن ها هیچگاه نتوانند برای پرورش و شکوفایی خلاقیت کودک خود برنامه ریزی و اقدام صحیحی نمایند و به این ترتیب ناخواسته سبب می شوند استعداد های خلاق کودک آنها به هدر رود.
ارزیابی پی در پی رفتارهای کودک و زیر ذره بین قراردادن وانتقاد از کارهای او در خانواده,آزادی, امنیت خاطر و اعتماد به نفس کودک را مختل می سازد و ترس از اشتباه را در وی تقویت می کند. این ترس چنانچه در کودک حالت مرضی پیدا کند, جرأت ابراز هرگونه اندیشه جدید و یا انجام کارهایی که در عین خلاق بودن احتمال وجود اشتباه نیز در آن ها وجود دارد را در کودک از بین می برد و به این ترتیب خلاقیت کودک که لازمه اش داشتن آزادی وامنیت خاطر در محیط خانواده و ریسک پذیری و عدم ترس از اشتباه می باشد,با مانع روبه رو می گردد.
تخیل کودک اساس خلاقیت اوست و چنان چه تخیلات و رؤیاهای کودک با بی توجهی , تمسخر و یا بیهوده انگاشتن از جانب والدین روبه رو شود, در واقع سرچشمه خلاقیت او خشکانده شده است.
محکوم کردن خیال پردازی کودک و وادار نمودن او به واقع بینی در خانواده نگرش و شیوه ای کاملاً اشتباه استبذر حساس و زودرنج خلاقیت کودک آفتی مهلک محسوب می شود.
بسیاری از کودکان خصوصاً در سن پایین, از علائق و کشش های خود نسبت به موضوعات و پدیده های پیرامون اطلاع روشنی نداردند و یا این که نمی توانند آن را به زبان بیاورند. این موضوع از مواردی بسیار حساس به شمار می روئ که باید از همان دوران کودکی مورد توجه والدین قرار گیرد.خانواده هایی که نسبت به این مسئله بی تفاوت هستند و سعی نمی کنند انگیزه ها و موضوعات مورد علاقه کودک خود را شناسایی و کشق کنند , ناخواسته فرصتهای زیادی برای رشد خلاقیت کودک از وی سلب می کنند.
شوخ طبعی از شاخصهای مهم خلاقیت به شمار می رود و وجود حس شوخ طبعی در فضای خانواده بسیار حائز اهمیت است, زیرا مستقیماً به رشد خلاقیت کودک کمک می کند. اما در خانواده هایی که فضای زندگی آنها خشک, رسمی و جدی است,زمینه ای برای بروز حس شوخ طبعی کودک بوجود نمی اید و دز نتیجه در چنین محیطی بسیاری از کشش های خلاقانه ی کودک پنهان می ماند.
بسیاری از والدین علاقمند هستند که کودک آنها سریعاً رشد کند و کودکی خود را پشت سر بگذارد. آن ها گاهی برای تسریع این امر سعی می کنند با کودک خود همانند بزرگسالان رفتار می کنند و به تبع آن از کودک خود ایفای نقش های بزرگتر از محدوده سنی آنها را دارند. تحمیل نقش های کاذب بزرگسالی به کودکان, روند رشد اجتماعی آنان را مختل می سازد وسبب پدید آمدن رفتارهای نا به هنجار و تصنعی درآنها می گردد و همین امر باعث از بین رفتن بسیاری از استعدادهای خلاق دوران کودکی می گردد.
فرزندان خلاق خود را بشناسیم
برای شناخت تواناییهای فرزندانمان بهتر است به تحقیقاتی که درباره فرآیند یادگیری و مهارت های مختلف فکری مطالعه ای داشته باشیم. دانشمندان بسیاری در این خصوص پژوهش هایی داشته اند ازجمله ند هرمان که شکل 4 ربعی مغز و و تمایلات تفکری رانشان می دهد, مغز را مانند دایره ای تجسم کردهه که به 4 ربع تقسیم شده است. ربعها را به ترتیب الفبایی نام گذاری می کنیم ؛ قسمت بالایی ربع (قشرمخ) با A نشان داده شده است و در جهت خلاف حرکت عقربه های ساعت قسمتهای B,CوD در پی آن قرار می گیرند و هر کدام ازاین مربعها گروههای بسیار متمایزی از توانایی های تفکری یا روشهای یادگیری و دانستن را دارا هستند.
ربع A: ویژگیهای تفکر تحلیلی این ربع واقعی, تحلیلی , کمی, فنی و منطقی و استدلالی و انتقادی است. این ربع با تحلیل داده ها,ارزیابی, ریسک, آمار, بودجه های مالی, محاسبات, همچنین با سخت افزار فنی, حل مسائل تحلیلی و تصمیم گیری بر اساس منطق و استدلال سر و کار دارد. موضوع ها و حرفه های مورد پسند افرادی که تفکر ربعA را ترجیح می دهند حساب, جبر, حسابان, حسابداری بعلاوه علوم و فن آوری است. وکلا, مهندسان, دانشمندان رایانه, تحلیل گران و تکنسین ها, بانکداران و فیزیکدانان تفکر ربع A را ترجیح می دهند و درباره واقعیت ها و تحلیل های انتقادی صحبت می کنند. اگر متفکر ربع A نباشید و مایل باشید این تواناییها را در خود توسعه دهید, باید ریاضیات و دوره های علمی و تمرینات بسیاری را انجام دهید که باعث توسعه مهارت های تفکر A در شما شود.
ربع B:ویژگی های تفکر تحلیلی این ربع سازمان یافته, با توالی, کنترل, برنامه ریز, محافظه کار, ساختار یافته, منظم و با پشتکار است. شکل آن سازمانی است و به اجرا در اوردن راه حل را حمایت می کند , تولید کننده و وظیفه طلب است. موضوع ها و حرفه های مورد پسند افرادی که تفکر ربع B راترجیح می دهند, بسیار ساختارمند و سازمان دهی شده است. طراحان و مدیران اجرایی و دفترداران نمایانگر تمایل تفکر Bهستند و آنها مشکل پسند, ایرادگیر و سخت کوش می نامند. اگر متفکر ربع B نباشید و مایل باشید این توانایی را در خود توسعه دهید, دوره ای برای دفترداری, دیسکها, کتابها و عکسهای خود تنظیم کنید و شجره خانوادگی درست کنید. همه روزه به موقع در محل کار خود حضور داشته باشید و برای هر یک از دانش پژوهان خود پرونده تحصیلی تهیه کنید, بودجه شخصی طراحی کنید و آن را به مدت دو هفته رعایت کنید. غذای جدیدی را با پی گرفتن دستورالعمل یک دستور غذایی پیچیده بپزید. باید بدانیم برای برخورداری از زندگی متوازن تفکر B ضروری است؛ اما اگر این ربع منحصراً مورد استفاده قرار گیرد, می تواند مانع پرقدرتی در برابر تفکر خلاق باشد.
ربع C:ویژگیهای تفکر تحلیلی این ربع حسی,احساسی, بین فردی(انسان گرا) است. این ربع با آگاهی از احساسات , هیجانات فیزیکی, ارزشها , موسیقی و ارتباطات, سر وکاردارد وبرای تدریس و تربیت لازم استفرهنگ ربع C انسان گرایانه ؛ همیار و معنوی باشد. این ربع ارزش طلب و احساسگر است .موضوع ها و حرفه های مورد پسندی که تفکر ربع C دارند برای موضوع های درسی خاص در مدرسه مانند علوم اجتماعی,موسیقی /ع تئاتر, ورزشهای حرفه ای تمایل نشان می دهند و در فعالیت های گروهی شرکت می کنند و معلمان, پرستاران , مددکاران اجتماعی, موسیقیدان ها تمایل بیشتری به تفکر ربع C دارند, آنها درباره خانواده, کار تیمی , رشد شخصی و ارزشها صحبت می کنند.
رفتار این متفکران در حال رشد است و به دیگران نزدیک و علاقمند به کار موسیقی می شوند و تمایل به در میان گذاشتن ایده ها با دیگران هستند و احساس همیاری دارند, البته نه رقابت.
اگر مایل باشید این توانایی را در خود توسعه دهید, باید تدریس کنید. پرستاری و مراقبت از بچه ها نیاز به تفکر ربع C دارد . به فعالیتهایی که ارتباط خوب را تقویت می کند و درباره کارهایی که دیگران برایتان انجام داده اند فکر کنید و روشی برای تشکر از آنها بیابید. یک شخص مسن را برای نگهداری انتخاب یا به انجمن های خیریه کمک کنید, روان خود را در نور دید و کتابهای مذهبی ادیان الهی را بخوانید, سبزی یا میوه ای که تا بحال نخورده اید را بچشید و گیاهان دارویی بکارید و از آن استفاده کنید, گل بکارید و دسته گلی را هنرمندانه درست کنید و کسی که دلتنگ است را شاد کنید, از گردش در طبیعت لذت ببرید و به صداها و بوی گلها توجه کنید, در سمیناری درباره اینکه چگونه احساسات خود را بهتر منتقل یا بیان کنید شرکت کنید, برای خوردن غذا با خانواده وقت بگذارید ودلیلی برای برگزاری جشنی خاص پیدا کنید.
ربع D:ویژگی های تفکر تحلیلی این ربع ها, اینها کلی نگر, نوآور, بصری, خلاق, تخیلی, مفهومی, انعطاف پذیر و شهودی هستند . این ربع تفکر اکتشافی , تأسیس کننده, مبتکر و آینده نگر است. همچنین بازیگوش, ریسک طلب, و مستقل است.متفکر ربع D ترجیح می دهد به موضوع های درسی مانند هنر(نقاشی, مجسمه سازی) هندسه, طراحی, شعر و معماری توجه کند و گاهی بی نظم , رویایی و غیر واقع بین هستند.رفتار ربع D اگر با خود انضباطی, توجه و منطق تعدیل شود موفق تر خواهد بود.
اگر متفکر ربع D نباشید و مایل باشید توانایی را در خود توسعه دهید چه کار باید بکنید؟
زمان حل هر مسأله ای 2 یا 3 راه متفاوت بیابید, زیبایی یک طراحی یا ساختمان , یا شی ء را ار
کاویتاسیون عبارتست از تشکیل حباب هایی از بخار سیال که معمولاً در نواحی کم فشار در داخل سیال تولید می شوند و متعاقب آن متلاشی شدن حباب ها پس از افزایش فشار سیال. این متلاشی شدن با تمرکز انرژی در یک نقطه خاص، آن هم بصورت یک جت سیال در کسری از ثانیه عمل کرده و باعث وارد آوردن ضربه ای شدید با دما و فشار نقطه ای بسیار بالا به سطوح داخلی پمپ (معمولاً پروانه) شده و در صورت تداوم آسیب های شدیدی شبیه به خوردگی pitting بر سطح باقی می گذارد.
کاویتاسیون پدیده ای است که در سرعتهای بالا باعث خرابی و ایجاد گودال در سطح می گردد . گاهی در یک سیستم هیدرولیکی به علت بالا رفتن سرعت‚فشار منطقه ای پائین می اید و ممکن است این فشار به حدی پائین بیاید که برابر فشار بخار سیال در آن شرایط باشد و یا در طول سرریز یا حوضچه خلاءزایی در اثر وجود ناصافیها و یا ناهمواریهای کف سرریز خطوط جریان از بستر خود جدا شده و بر اثر این جداشدگی فشار موضعی در منطقه جداشدگی کاهش یافته و ممکن است که به فشار بخار سیال(فشار بخار فشاری است که در ان مایع شروع به جوشیدن کرده و با بخار خود به حالت تعادل می رسد) برسد . در این صورت بر اثر این دوعامل بلافاصله مایعی که در آن قسمت از مایع در جریان است به حالت جوشش درامده و سیال به بخار تبدیل شده و حبابهایی از بخار بوجود میاید . این حبابها پس از طی مسیر کوتاهی به منطقه ای با فشار بیشتر رسیده و منفجر میشود و تولید سر وصدا می کند و امواج ضربه ای ایجاد می کند و به مرز بین سیال و سازه ضربه زده و پس از مدت کوتاهی روی مرز جامد ایجاد فرسایش و خوردگی میکند .(corrotion( تبدیل مجدد حبابها به مایع و فشار ناشی از انفجار آن گاهی به ١٠٠٠ مگا پاسکال میرسد . از انجایی که سطوح تماس این حبابها با بستر سرریز بسیار کوچک می باشند نیروی فوق العاده زیادی در اثر این انفجارها به بسترهای سرریز ها و حوضچه های آرامش وارد می کند . این عمل در یک مدت کوتاه و با تکرار زیاد انجام می شود که باعث خوردگی بستر سرریز می شود و به تدریج این خوردگیها تبدیل به حفره های بزرگ می شوند . این مرحله را : Cavitation erosion or cavitation pitting می نامند. در سرریز های بلند چون سرعت سیال فوق العاده زیاد می باشد ‚در نتیجه نا صا فیهای حتی در حد چند میلیمتر هم می تواند باعث ایجاد جدا شدگی جریان شود . هر نوع روزنه با برامدگی تعویض ناگهانی سطح مقطع هم می تواند باعث جدایی خطوط جریان شود . این پدیده معمولا در پایه های دریچه ها بر روی سرریز ها‚در قسمت زیر دریچه های کشویی و انتهای شوتها رخ دهد . شرایطی که موجب کاویتاسیون می گردد اغلب در جریانهای با سرعت بالا پدید می اید . بطور مثال سطح آبروی سریز که ۴٠ تا ۵٠ متر پایین تر از سطح تراز آب مخزن می باشد بطور حاد در معرض خطر کاویتاسیون قرار دارد . پدیده کاویتاسیون در جریانات فوق اشفته در پرش هیدرولیکی در مکانهایی مثل حوضچه های خلاءزایی مشکلات فراوانی ایجاد می کند . صدمه کاویتاسیون به سازه های طراهی شده برای سرعتهای بالا و در سد های بلند و سرریزهای بزرگ یک مشکل دائمی است . کمیت بدون یعدی را که بیانگر جوشش ناشی از جریان مایع باشد عدد کاویتاسیون می نامند:
کاویتاسیون چیست، cavitation،حبابزایی،پدیده کاویتاسیون،خوردگی،کاویتاسیون،حفرهسازی، خلازایی،انواع کاویتاسیون،راههای جلوگیری از کاویتاسیون،کاویتاسیون در پمپها،
==================================================================
فاکتورهای موثر در پدیده کاویتاسیون :
در طی حداقل ٢٠سال تجربه و بررسی عملکرد سرریزها ( شامل مدل و آزمایش بر روی پروتوتیپ ) این طور نتیجه گیری شده که کاویتاسیون در اثر عملکرد مجموعه ای از عوامل و شرایط است . معمولا یک عامل به تنهایی برای ایجاد مسئله کاویتاسیون کافی نیست ولی ترکیبی از عوامل هندسی و هیدرودینامیکی و فاکتورهای وابسته دیگر ممکن است منجر به خسارت کاویتاسیون گردد . از مهمترین عواملی که می توانند در این زمیه ممکن است دخیل باشند می توان به موارد زیر اشاره کرد :
۱٫عوامل هندسی : که شامل موارد زیر می شود .
ناهمواریهای سطحی سرریز‚خصوصا برامدگیها و فرورفتگیهای موضعی – شکافهای دریچه های کشویی و پایه های دریچه های قطاعی – ستونها piers – درزهای ساختمانی -جدا کننده جریان ودفلکتورها Flow splitter & deflector – دهانه مجاری و لوله Ports of ducts & pipe – تغیر در شکل عبور جریان Change of water passage shape – انحنا یا انحراف در مسیر جریان در آبراهه Misalignment of conduit 2.عوامل هیدرودینامیکی :
– دبی مخصوص – سرعت جریان – عملکرد دریچه – توسعه لایه مرزی
۳٫عوامل متفرقه :
– انتقال حرارت در طی فروریختن – درجه حرارت آب – تعداد واندازه حبابهای درون آب Diffusion of air – پراکندگی هوا
یکی از مثال های بارز و خطرناک کاویتاسیون در پره های توربین دیده می شود و به راحتی میتواند باعث تخریب پره گردد.از دیکر مثال هل برای این پدیده میتوان به کاویتاسیون در پروانه ی کشتی ها اشاره کرد.
حُفرهزایی (نامهای دیگر: حبابزایی، خوردگی، کاویتاسیون، حفرهسازی، خلاءزایی) (به انگلیسی: cavitation) پدیدهای است که در آن کاهش فشار باعث تبخیر موضعی مایع و ایجاد حبابهایی شود. این پدیده در پروانهٔ کشتیها، اژدرها و پمپهای سانتریفیوژ و سرریز سدها رخ میدهد.
در این پدیده که معمولاً در مایعات با حرکت متلاطم به دلیل اختلاف فشار در مایع رخ میدهد، فشار موضعی کمتر از فشار بخار مایع میشود. این امر باعث میشود تا مثلاً آب که در شرایط متعارف در ۱۰۰ درجه سانتیگراد شکل گازی پیدا میکند در دماهایی پایینتر زودتر به صورت گاز درآید.
حبابهای گازی ایجاد شده زمانی که دوباره به منطقه پرفشارتر وارد میشوند معمولاً منفجر میشوند. این ترکیدن حبابها شوکی موجمانند ایجاد میکند که صدادار است و میتواند از طریق خوردگی حبابی به پروانههای کشتی آسیب برساند. هر نوع کشتی و هر نوع پروانه صدای حفرهزایی ویژهٔ خود را تولید میکند و این باعث میشود تا خدمه زیردریاییها بتوانند نوع کشتیهای پیرامون خود را شناسایی کنند.
حفرهزایی انواع گوناگونی دارد:[۱]
گونههای حفرهزایی
توزیع فشار در پیرامون پرهٔ پروانه کشتی
p: فشار هیدرواستاتیک
pu: فشار منفی
po: فشار مثبت
pv: فشار تبخیر
Vac. : خلاء
حفرهزایی همچنین یکی از دلایل اولیه لرزش در پمپهای سانتریفوژ است. تولید حباب در پروانه پمپ وقتی رخ میدهد که طول مکش خالص مثبت مجاز (NPSHa) کمتر از عمق مکش درخواستی (NPSHr) پمپ شود. به این ترتیب به دلیل مکش موجود در محفظه پمپ، فشار مایع درون محفظه کاهش مییابد. طول مکش خالص مثبت (NPSH) عبارتی است که درباره شرایط مرتبط با پدیده حباب زایی پمپ توضیح می دهد.
چنانچه فشار محفظه پمپ از فشار بخار مایع در دمای عملیاتی کمتر شود، مایع درون محفظه پمپ تبخیر شده و بصورت حباب درمیآید. این حبابها در برخورد با پروانههای پمپ ترکیده و نه تنها باعث لرزش پمپ میشوند بلکه آسیبهای جدی از جمله خوردگی زیاد در لبه پروانهها و بدنه ایجاد میکنند که به مرور زمان باعث کاهش راندمان پمپ میگردد. وجود مانع در مسیر مکش، وجود زانویی در فاصله نزدیک ورودی پمپ و یا شرایط غیرعادی بهرهبرداری از عوامل این مسئله هستند.[۲]
عمدتاً پدیده کاویتاسیون در سرریز سدها در سرعتهای بالا رخ میدهد گاهی در یک سیستم هیدرولیکی به علت بالا رفتن سرعت فشار منطقهای کاسته شده و به حدی برسد که با فشار سیال در آن شرایط برابر شود، و یا در طول سرریز به دلیل ناصافیها خطوط جریان از بستر خود جدا شده و در اثر این جداشدگی فشار موضعی در محل جداشدگی کاسته شود، و به فشار بخار سیال برسد، که در اثر این عوامل مایعی که در آن قسمت وجود دارد بلافاصله به جوشش درآمده و حبابهایی بوجود میآید که سرریز یا کانال در اثر ترکیدن این حبابها دچار صدمه و آسیب میشود، بطور معمول در سرعتهای تقریباً ۲۰ متر بر ثانیه و بیشتر احتمال ایجاد پدیده کاویتاسیون وجود دارد، ولی کنترل این پدیده در سرعت ۱۵ متر بر ثانیه انجام میشود.
تونلهای حفرهزایی
در ایران، در دو دانشگاه تونل حفرهزایی وجود دارد:
حفره زایی اولتراسونیک
یکی از روشهایی که به طور گسترده برای تخریب سلول و همگن سازی استفاده میشود، استفاده از فراصوت است. هموژنایزر اولتراسونیک با ایجاد امواج شدید فشاری در یک محیط مایع، کار میکند. امواج فشاری باعث جریان در مایع شده و تحت شرایط مناسب موجب تشکیل سریع میکرو حباب میگردد که رشد و یکی شدن این حبابها تا رسیدن به اندازه بیشینه و در نهایت ترکیدن آنها حرارت شدیدی ایجاد مینماید. به این پدیده کاویتاسیون گفته میشود. انفجار حبابها تولید موج ضربهای با انرژی کافی برای شکستن پیوند کووالانسی میکند. نیروی برشی حاصل از انفجار حباب و همچنین از جریانهای اغتشاشی ناشی از ارتعاش صوتی برای همگن سازی و تخریب سلول استفاده میشود. این فرایند میتواند به پاشش مایع با سرعتی در حدود ۴۲۰ کیلومتر در ساعت، ایجاد فشاری معادل ۲۰۰ بار و یا دمای بالای نقطهای ۴۵۰۰ درجه سانتیگرادی در آن شود.[۳
هر گاه دمای مایع، در فشار ثابت افزایش و یا فشار آن در دمای ثابت، کاهش یابد، در نهایت حالت مایع شروع به تغییر کرده و حبابهای پر شده از بخار آب و یا گاز تولید میگردند. این حبابها را میتوان به عنوان فضاهای خالی در مایع در نظر گرفت (در زبان انگلیسی کاویتی Cavity نام دارند).
بنابراین هم بوسیله افزایش دما در فشار ثابت و هم کاهش فشار دینامیکی در دمای ثابت، حباب در مایع بوجود میآید. نخستین روش جوشیدن (Boiling) و دومین روش کاویتاسیون نام دارد .
کاویتاسیون باعث ایجاد حباب در یک مایع در اثر کاهش فشار آن مایع میگردد. آب یا هر مایع دیگری، در هر درجه حرارتی به ازای فشار معینی تبخیر میشود.
هرگاه در حین جریان مایع، فشار مایع در نقطهای از فشار تبخیر مایع در درجه حرارت مربوطه کمتر شود،
حبابهای بخار یا گازی در فاز مایع به وجود میآیند که به همراه مایع به نقطهای دیگر با فشار بالاتر
حرکت مینمایند.
شاید برای برخی سوال باشد که تفاوت کاویتاسیون با فرایند تبخیر چیست، این تفاوت رامی توان از تعاریفی که از هر یک از آنها میشود جستجو کرد. تبخیر به صورت زیر بیان میشود:اگر تبدیل مایع به گاز ناشی از افزایش دما باشد آن را تبخیر می گوینددر حالی که تعریف تحت لفظی کاویتاسیون در زیر آمده است:
اگر تبدیل مایع به گاز ناشی از کاهش
یک آموزش استاندارد و هدفمند در زمینه پیشگیری از اعتیاد باید از مقطع راهنمایی آغاز شود به گونه ای که مربیان مربوطه بحث پیشگیری از اعتیاد و مبارزه با مواد مخدر را به دانش آموزان آموزش دهند و آنها را با خطرات احتمالی که در کمین شان است، آشنا کنند. علاوه بر این، آموزش مهارت های زندگی باید مورد توجه مربیان آموزشی قرار گیرد. درواقع می توان گفت اگر این آموزش ها همزمان با هم صورت گیرد، می توانیم به میزان قابل توجهی دانش آموزان را در برابر اعتیاد واکسینه کنیم. در این راستا وزارت آموزش و پرورش، حرکت های آموزشی را شروع کرد اما این آموزش ها در حد استاندارد و تاثیرگذار نیست و باید به صورت گسترده تر صورت گیرد. همان طور که بیان شد آموزش در زمینه اعتیاد نباید فقط معطوف به مقطع خاصی باشد. قبل از دوره راهنمایی، مربیان آموزشی باید با آموزش سلامت و مراقبت از خود، مهارت های مقابله با معضلات اجتماعی را به کودکان بیاموزند. این آموزش ها با مراقبت از بدن و چگونگی حفظ سلامتی آغاز می شود. به عنوان نمونه به کودکان آموزش داده شود که باید به بدن خود توجه کنند و مواردی که سلامتی آنها را به خطر می اندازند را بشناسند و سعی کنند به سلامت روح و جسم خود اهمیت بدهند. همچنین تقبیح سیگار و الکل و به طور کلی موادمخدر در آگاه کردن کودکان از معضل اعتیاد بسیار تاثیرگذار خواهد بود. این آموزش ها باید در مقطع پیش دبستانی و دبستان صورت بگیرد تا کودکان با آگاهی ای که در این مقطع به دست می آورند وارد دوره راهنمایی شوند و آنجا نیز آموزش های پیشگیری از اعتیاد را خواهند دید.
مساله مهم دیگری که باید به آن توجه داشت، نحوه برخورد با دانش آموزان معتاد است. متاسفانه معلمان ما در این زمینه، آموزش های لازم را ندیده اند و علاوه بر آن مشاوران ما نیز ضعیف عمل می کنند. برخی حرکات تدافعی مانند اخراج دانش آموز معتاد از مدرسه، اوضاع را بدتر می کند و دانش آموز اخراج شده نه تنها اصلاح نمی شود بلکه بیشتر به سمت موادمخدر روی می آورد. بنابراین لازم است که معلمان ما در این زمینه آموزش های لازم را ببینند و اگر اطلاعات کافی در مورد اعتیاد ندارند، دانش آموزان را به یک مشاور حاذق معرفی کنند.
از سوی دیگر، از آنجایی که مواد روان گردان یکی از معضلات اساسی جامعه در زمینه اعتیاد است، مربیان آموزشی از مقطع راهنمایی، دانش آموزان را با این مواد آشنا کنند، چون در غیر این صورت بچه ها اطلاعات شان را از منابع غیراخلاقی به دست خواهند آورد
اعتیاد به مواد مخدر، به عنوان نابسامانی اجتماعی، پدیده ای است که بدان ‹‹ بلای هستی سوز›› نام نهاده اند؛ زیرا ویرانگری های حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیاری ازارزش ها وهنجارهای فرهنگی واخلاقی می گرددوسلامت جامعه رابه مخاطره می اندازدهرسال این بلای خانمان برانداز، قربانیان بی شماری را به آغوش سرد خاک می نشاند. تاریخچه مواد مخدر
هزاران سال بشر درتمام روی زمین از مواد مخدربه عنوان یک وسیله فراموشی ورهایی ازغم واندوه استفاده کرد. از قدیمی ترین ازمنه تاریخ انسان تمایل به مصرف مواد داشته که درحالت روانی وهوشیاری ازتغییر بوجود آورده الکل وتریاک درمیان قدیمی ترین داروها روان گردان قرار دارند که دربسیاری ازفرهنگ ها مورد استفاده قرار گرفته اند.
درنقاشی ها که برروی سنگ حک شده طرح هایی ازگل بوته شقایق وخشخشان دیده شده است. قدیمی ترین این آثارر مربوط به 4000 سال پیش درنواحی روم ومصر باستان بوده است. بامیان وسومریان، فنیقیها وآشوریان با خواص مواد مخدرآشنا بوده اند.از2000 سال پیش بیشتر مصری ها، پارت ها، هندوها، چینی ها، ژاپنی ها، رومیان ویونانیان ملت هایی بوده اند که خشخشاش رابعنوان داروی مغز شناخته ومورد استفاده قرارداده اند.
بریکی ازسکه های قدیم یونان تصویر بوته خشخشاش دیده شده است. خود واژه افیون نیزدارای ریشه یونانی است.
بقراط ازشیره خشخاش به عنوان داروی خواب آور، مسکن درد سخن گفته است.
افلاطون درجهت استفاده های طبی از مواد وبه منظور کاهش از درد بیماران خود مطالعاتی داشته است وخود خواص شیرها، گرد خشخشاش را آزمایش کرده وبرای مداوای بیماران مورداستفاده قرارمی داده است . کشورهندوستان بعد ازمصر باستان قدیمی ترین سرزمینی است که در آن مصرف مواد رواج داشته است وعده ای براین باورند که زادگاه اصلی افیون هندوستان بوده است. هندی ها درمورد مصرف تریاک تعصب خاصی داشتند وتریاک را دارویی آسمانی وشفا بخش می دانستند وآنرا بهترین درمان کلیه الام جسمی وروحی می دانسته اند وحتی اعتقاد داشتند که پلیدی های انسان چون خشم، غضب، حسد، هوی وهوس های انسانی را ازانسان دور می کند. 200 سال قبل درمحافل ادبی فرانسه، حشیش مورد توجه بوده است. ازدانشمندان ایرانی زکریای رازی وابوعلی سینا به خواص دارویی تریاک توجه داشته اند. با پیشرفت علم طب وشیمی انواع داروهای مخدر زیادتر شد ومصرف طبی به سوی مصرف که امروزه اعتیادش می خوانیم کشیده شده است.
معرفی تریاک به انگلستان که با تجارت چینی بوجود آمد موجب سوء استفاده های وسیع از آن درقرن 19 گردید. درضمن جنگ های داخلی آمریکا، ابداع تزریق این داروها سبب استفاده غیر طبیعی وسیع ازمرفین شد. هروئین درسال 1898 برای اولین باربصورت گرد سفید رنگ مورد مصرف قرار گرفت.یکی ازداروهای دیگر برمورها بود که اواسط قرن 19 بعنوان خواب آور رواج یافت. اواخر قرن نوزدهم غربی ها گیاهانی راکه به منظور تخدیر بکار می رفتند مثل کاکوئین وحشیش شناختند قبل از جنگ ژاپن هزاران جوان سوی آمختامین ها روی آوردند وکنترل مسئله مستلزم تدبیرهایی مثل ایجاد مؤسسات روانپزشکی وایجاد موازین قانونی بود.
کاکوئین که اولین با توسط بومیان آفریقا کشف شد بصورت جویدن، مورد مصرف قرارگرفته است این ماده درحال حاضر ازمواد مخدر وپرمصرف درقاره آمریکا واروپاست. درحالی که ماری جوانا ها لوسنوردنها دردهه 7 این قرن درطبقات متوسط وبالای متوسط امریکا شیوع یافت. هروئین ترکیب قوی وسریع الاثر مرفین یک مسئله طبی وقانونی وخیم مردم شهری وفقیر سیاه پوست گردید. درسال 1970 ثابت شد که فقط درشهر نیویورک صد هزار معتادبه مواد مخدر وجود دارد. مع هذا درمراحل آخر جنگ ویتنام، انواع خاصی ازتریاک دردسترس سربازان آمریکایی درویتنام قرارگرفت . مطالعه ای نشان داد که نیمی ازسربازان آمریکایی درویتنام درسال 1970 ازتریاک ومشتقات آن استفاده می کردند و20 درصد تقریباً مصرف کننده دائمی بوده اند.
ژاپن
تا قبل از 1945 درژاپن اثری ازمشکلات اعتیاددیده نمی شود از این رو آن را دور آرام نامیده اند درژاپن شکل اعتیاد از سال 1945 آغاز وبه چند دوره تقسیم گردید:
1- اولین دوره که پس ازجنگ دوم بودواستعمال محرک ها رواج داشت دراین دوره به علت شرایط ناشی ازجنگ ، استعمال مواد محرک بویژه بین کارگران شب کار، دانش آموزان برخی ازافرادی که مردم را به نحوی سرگرم می نمودند شیوع یافت.
2- کاهش استعمال محرک های مشکل استعمال مواد مخدر بویژه هروئین آغاز گردید بطوری که آماردرسال 1961 نشان می دهد چهل هزار معتاد به هروئین وجود داشت که دراین دوره افزایش چشمگیری مصرف هروئین به چشم می خورد.
3- دروه آرام 1969-1964 که ازمصرف هروئین ومواد مخدر کاسته شد ژاپن ازنظر اعتیاد دوره آرامی را گذراند.
4- دوره رواج مجدد ، محرک ها درسال 1970 از این سال مصرف محرک ها دوباره دو برابر شد وشیوع یافت.
چین
در گذشته دور در چین آشنایی چندانی با مواد افیونی نداشته اندو نوشته های تاریخی بیانگر آنند که از آن به عنوان گل زینتی استفاده می کرده اند در سالیان دراز پس از آن به خاصیت تخدیری آن پی برده اند، چین می نماید که تریاک به عنوان ماده مخدر نخست به هندوستان و سپس به چین زودتر از دیگر کشورها پاگذاشت. در قرن 17 میلادی که پای اقدام اروپای به قاره آسیا باز شدکشیدن و استعمال تریاک نیز گسترش یافت به معنای دیگر پدید اعتیاد با آمدن بیگانگان استعمارگر در شرق آغاز شد و یکی از انگیزه های انتشار اعتیاد در آسیای کمپانی هند شرقی انگلیس در هند بود. تریاک ابتدا در هند و آسیای صغیر تولید می شده است. بیش از 1767 واردات تریاک چین در هند از دویست صندوق در سال تجاوز نمی کرد. حکومت شنگ واردات تریاک را به منظور استفاده در ترکیبات دارویی و طبی مجاز ساخته بود. در سال 1773 حکومت انگلیسی هند، سیاست تبه کارانه صادرات تریاک به چین پیش گرفت و حق انحصاری تجارت تریاک را به کمپانی هند شرقی واگذار کرد. به منظور تکمیل این سیاست در سال 1798 حق انحصاری تجارت تریاک را به کمپانی هند شرقی تنویض کرد تا سال 180 تریاک صادر شد به چین به مرز دو هزار صندوق رسید از آغاز تنها اشراف- مقامات، مالکان و تجارثروتمند تریاک دود می کردن. بعدها از هر قماشی، انگل و مفت خور طبقه حاکم مانند خواجگان، دربار، گردانندگان عشرتکده ها حاملان تخت روان، سربازان، راهبان و راهبان بودایی، شهر معتاد شدند، بر طبق بررسی در سال 1853 بیش از دو میلیون نفر تریاک دود می کردند.
تاریخچه تریاک و مو
مشخصات فایل
موضوع تحقیق:دلایل و عوامل افت تحصیلی و راههای جلوگیری از آن
قالب بندی:word
تعداد صفحات:26
محتویات
فهرست مطالب:
منظور از افت تحصیلی چیست؟3
عوامل موثر بر افت تحصیلی:3
عوامل مربوط به خانواده4
عوامل مربوط به مدرسه 5
عوامل مربوط به اجتماع7
سطح علمى معلم9
مهارت های صحیح مطالعه12
مشکلات خانوادگی14
اظهارات نامناسب در حضور دانش آموزان15
دوستان ناباب16
غذا و بیماری17
کشش به سوی غیر همجنس17
تکلیف خانه18
محتوای کتب درسی18
خلاصه ی عوامل موثر بر افت تحصیلی در جدول 19
منابع و مآخذ 25
منظور از افت تحصیلی چیست؟
افت تحصیلی کاهش نسبی فعالیت درسی و مطالعه یک دانش آموز در یک دوره نسبی در مقایسه با دوره نسبی قبل از آن می باشد.مثلاً کسی که طی سه ماه نمرات در حد 15 داشته اما در دو هفته اخیر در تمامی یا تعدادی از دروس نمرات حدود 12 کسب کرده، می گوییم در حال حاضر نسبت به سه ماه پیش افت تحصیلی دارد. منظور از آوردن کلمه نسبی این است که افت تحصیلی تنها شامل دانش آموزان ضعیف نبوده حتی کسی که چند ماه پیش نمرات حدود 18 داشته اگر در حال حاضر نمرات حدود 16 کسب می کند ، دو نمره نسبت به دوره قبل افت دارد.
عوامل موثر بر افت تحصیلی:
۱. عوامل مربوط به خود دانش آموز
شاید به جرئت بتوان گفت مهمترین عاملی که می تواند در نظام آموزشی ما اختلال ایجاد کند این است که دانش آموزان نمی دانند چرا و باچه هدفی باید مدرسه بروند که این موضوع به عدم اطمینان دانش آموزان نسبت به آینده شغلی آنها مربوط می شود. ترس از قبول نشدن در امتحانات، عدم استفاده از برنامه غذایی مناسب در روستاها و حاشیه شهرها به علت فقر مالی در خانواده و فقدان برادر و خواهر تحصیل کرده، ارتباط دانش آموزان با افراد شکست خورده تحصیلی خارج از مدرسه که به نوعی او را ترغیب به ترک تحصیل می کنند.
عدم ارتباط عاطفی دانش آموز با دبیر خود که گاهی مجبور است در برابر روش غلط تدریس دبیرش سکوت کند، عدم تشویق دانش آموز از سوی مدرسه حتی به صورت جزئی که این امر درمورد دانش آموزانی که از اعتماد به نفس، تشویق درونی نیز بی بهره اند، آثار زیان باری بیشتری دارد.
۲. عوامل مربوط به خانواده
تلقین کلماتی از سوی اولیاء دانش آموز مثل این جملات که در آینده کاره ای نمی شوی که این امر در سرخوردگی دانش آموز تأثیر زیادی می گذارد.
تحمیل اجباری یک رشته خاص به دانش آموز از سوی خانواده های تحصیل کرده و وسواس و حساسیت به آن رشته که موردعلاقه یا استعداد دانش آموز نیست که باعث افت تحصیلی او در سال های بعدی دبیرستان یا هنرستان می شود. عدم داشتن اطلاعات روان شناسی اعضای خانواده درخصوص تربیت صحیح فرزندان، مسائل اعتیاد، طلاق و در آخر این که تعداد زیاد فرزند، فقر مالی یا ثروت زیاد در خانواده، عدم حضور چندماهه یا چندساله پدر به علت اشتغال در خارج از کشور و گاهی اشتغال همزمان مادر به همراه پدر در خانواده های کارمندی باعث عدم توجه کافی به وضع درسی دانش آموز می شود.
۳ . عوامل مربوط به مدرسه
4 . عوامل مربوط به نظام آموزشی آموزش و پرورش
تغییرات متوالی کتاب های درسی که یک نوع آشفتگی روحی در دانش آموز ایجاد می کند و در کنار آن وجود مطالب خشک و بی روح بعضی از کتاب ها که گاهی هضم آن را توسط دانش آموز بسیار سخت می کند.
تأکید زیاد نظام آموزشی بر حفظیات و بی توجهی به خلاقیت در کتاب های درسی، عدم آشنایی بعضی از دبیران با اصول روانشناسی کودک و نوجوان که گاهی باعث برخورد نامناسب و سرخوردگی دانش آموز می شود.
بی توجهی بعضی از دبیران ۲ یا ۳شغله به تدریس مناسب در کلاس، عدم وجود تعداد زیاد دبیران باتجربه و با تحصیلات عالی در مناطق محروم شهرها و روستاهای کشور که این موضوع در تشدید افت تحصیلی تأثیر زیاد می گذارد.
در کنار آن اشتغال دبیران مجرب در مناطق مرفه شهرها یک نوع تشدید طبقاتی در زمینه تحصیلی ایجاد می کند.
وجود شیوه معلم محوری (سخنرانی) به عنوان روش مرسوم و قدیمی در مقام آموزشی، عدم شکوفایی استعدادها را به دنبال دارد و در کنار آن نبود امکانات سمعی و بصری در مدارس این مشکل را حادتر می کند.
و . . .
مشخصات فایل
عنوان:مقاله درباره علل ارتکاب جرم و راههای جلوگیری از آن
قالب بندی: word
تعداد صفحات: 13
محتویات
مقدمه
علل روانی، عاطفی
علل و عوامل فرهنگی
دگرگونی سریع فرهنگی:
عوامل اجتماعی
خانواده
مدرسه:
عوامل اقتصادی انحراف
اقدامات پیشگیرانه در جنبه فرهنگی:
اقدامات پیشگیرانه در جنبه اجتماعی
جلوگیری از آلودگی
محیط:
روابط:
منابع:
قسمتی از متن
مقدمه
هیچ مجرمی از مادر خود مجرم و تبهکار زاده نشده است، همه انسانها، فطرتی پاک خلق شده و پس از تولد در دوران اولیه زندگی، پاک و معصومند و این تا زمانی است که توسط شرایط خاص محیط خانوادگی، اجتماعی و پرورش به گناه آلوده نشوند زیرا چگونگی رفتار و شخصیت افراد بیشتر به چگونگی محیط اجتماعی و اقتصادی و تربیتی آنها بستگی دارد، بنابراین توجه به این واقعیت ضروری بنظر می رسد که جرم و جنایت یا بعبارت بهتر بیماریهای اجتماعی مانند بیمارییهای جسمی مسری هستند و اگر قبل از ایجاد انگیزه وقوع جرم بفکر اصلاح و از بین بردن علل ارتکاب جرم نیافتند ممکن است به دیگران نیز سرایت کند که عواقب سنگین و غیر قابل جبرانی در پی دارد بصورتی که: بر اثر ازدیاد جرم وجنایت قدرت کنترل در جامعه هر روز ضعیف تر و بالطبع بر مقدار مجرمین افزوده می گردد.
در تمامی اعصار و قرون جامعه انسانی مواجه با دردها و آسیب های ناشی از کجرویها انحرافات، جرام و جنایات بوده که در هر عصری شکل خاصی پیدا کرده و نوع برخورد با آن هم گوناگون بوده است. در عصر ما بدلایلی چون گسترش فقر و محرومیت، جنگ، عدم توجه به جنبه معنوی انسان، ستی و تزلزل ارکان اخلاقی، سقوط خانواده، تکامل ماشینیسم گسترش مکاتب مادی و الحادی. پوچ گرائیها و لذت طلبی ها و بالاخره عدم توان کنترل زمامداران توسعه بیشتری یافته است.
دورنمای آینده از دید بسیاری از جامعه شناسان، بسیار تیره است و به نظر آنها امیدی به اصلاح اوضاع نیست مگر اینکه تحولی ناشی از روشنگریها و ارشادات سازنده در جامعه رخ دهد وجود چنین اندیه هایی، صاحبنظران را به تلاش و تکاپو وا داشته است که در سایه بررسیهای علمی، ریشه و انگیزه های اینگونه دردها را کشف کرده و راههایی برای پیشگیری و درمان ارائه کنند.
اصل اینست که در جامعه انحرافی پدید نیاید تا نیاز به درمان و اصلاح و احیانا گسیختگیری و زندان نباشد و در حیات اجتماعی باید عملی صورت گیرد که انحراف و آسیبی پدید نیاید و در صورت پدید آمدن، مزمن نگردد که در آنصورت امکان ریشه کن کردن آن بسادگی مسیر نخواهد شد. گاهی هسته اولیه انحرافی در جامعه گذارده شده و مسئولان با نظر بی اهمیتی به آن می نگرند ولی در اندک زمانی شیوع و گسترش یافته و جامعه را دچار آسیب و بحران می کند که این مسئله در رابطه با جوانان بیشتر قابل توجه است زیرا که نیروها می گردانند. چرخ اجتماعند و عوارض به آسانی در آنان رخنه کرده و گسترش می یابد.
در نظام حیات اجتماعی، اسلام در هر حال پیشگیری از وقوع انحراف و جرم را مقدم بر اصلاح می داند و بر مسئولیت نظارت افراد را در رابطه با هم تاکید دارد. (امر به معروف و نهی از منکر)
بودجه هائی که در هر جامعه ای صرف نگهداری،نگهبانی، تغذیه، بهداشت، پوشاک و… مجرمین در زندانها و ندامتگاه ها و مراکز بازپروری می شود اگر از ابتدا صرف آموزش و تربیت صحیح آنها شود، جامعه را از حیث وجود افراد مجرم و منحرف خالی و از افراد کارساز و نیروی انسانی مقصص بی نیاز می سازد پس می توان گفت افراد مجرم زندانها از ناآگاهترین مردم هستند که از امکان آموزش و خصوصا پرورش و تربیت صحیح محروم بوده اند.
هر مدرسه ای که گشوده شود زندانی بسته می شود.
در مورد شناخت جرم یا انحرافات و علل بوجود آورنده آن و همچنین راههای پیشگیری و یا درمان آن نظرات و دیدگاه های مختلفی از سوی صاحبنظران و کارشناسان مطرح گردیده اما بدلیل آنکه عوامل اجتماعی انحرافات،ترکیب و پیچیدگی های زیادی دارند نمی توان آنها را تنها از یک دیدگاه بررسی کرد بلکه می بایست بصورت عمقی مورد توجه و بررسی قرار داده و سعی کرد علل گوناگونی که باعث ارتکاب اینگونه اعمال می شوند را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و راه حلی درست برای جلوگیری از تکرار آنها ارائه نمود.
جرم و جنایت و انحرافات مانند سایر بیماریها نسبی بوده و تابع زمان و مکان است مثلا سقط جنین در برخی جوامع جرم است درصورتی که در کشوری مانند هند نه تنها جرم نبوده بلکه به آنها جایزه هم می دهند و یا ازاله بکارت پس از سن بلوغ قانونی در جوامع غربی در عصر حاضر جرم محسوب نمی شود در صورتی که یک قرن پیش در آن جوامع جرم بوده است.
اغلب انحرافات اجتماعی چون اعتیاد، الکلیسم، همجنس بازی، فحشاء ، دزدی، تجاوز و … سرایت اجتماعی دارند بهمین دلیل جامعه باید بفکر شناخت علل آن بوده و راه درمان آنها را پیدا نماید و اگر علل آنها روانی باشد باز هم ناشی از وضع نابسامان جامعه بوده و همانطور که بیماران جسمی در جامعه نیاز به مراقبت و درمان دارند بیماران روانی نیز نیاز به مراقبت و درمانهای روانی و اجتماعی دارند.
اما قبل از شناسائی یا علت یابی رفتارهای انحرافی و عوامل پیشگیری آن به برخی از اصطلاحات و مفاهیم اینگونه اعمال اشاره می شود.
مفهوم هنجارهای اجتماعی یکی از مفاهیمی است که باید در جامعه مشخص و روشن باشد. هنجاری اجتماعی است که تعیین می کند انسان چه باید بگوید و از گفتن چه چیزهائی باید اجتناب کند. باید چگونه بیاندیشد و چگونه رفتار کند و چه اعمالی را انجام دهد و از انجام چه اعمالی باید اجتناب ورزد، چگونگی رفتارها و روابط اجتماعی را معیین می کند و کنشهای تقریبا یکسان و لایتغیر انسانی را مشخص می کند و محدودیتهای نیز در زمینه رفتار انسانها بوجود می آورد و بطور خلاصه رفتارهای خلاف هنجارها را نابهنجاری، و فرد مرتکب آن را کجرو می نامند.
مفهوم جرم و بزه و خلاف نیز از جمله مفاهیمی است که در رابطه با اعمال انحرافی مطرح و علت یابی می شود. خلاف در اصطلاح حقوقی به اعمالی گویند که مقررات و قوانین کشور آنرا منع نموده و خلافکار سزاوار تنبیه و سرزنش می باشد و حال آنکه بزهکار یا مجرم کسی است که مرتکب عملی می شود که بر طبق قانون برای آن مجازات تعیین گردیده است لیکن در اصطلاح آسیب شناسی اجتماعی و روانشانسی جنائی معمولا افراد خلافکار و مجرم را در یک ردیف نام می برند اما بیم آن می رود که خلاف، عواقب وخیمی در برداشته و احتمال بزهکاری در پیش باشد.
فرد خلافکار دچار یک نوع ناراحتی و فشار درونی است که می توان بوسیله بربیان ریشه یابی و جلوگیری نمود و بزهکار یک نوع خلاف شدیدتر است که طبق قانون، مجاز است برای آن تعیین گردیده است مانند: دزدی، تخریب، مجروح و زخمی کردن و آزار مردم، اعمال جنسی نامشروع و منافی عفت و عصمت، قتل و امثال آنها یا بعبارت دیگر بزه سرکشی فرد است در برابر اراده اجتماع که بوسیله مقررات و قانون تعبیر گردیده است.
همانطور که اشاره شد در شناخت عوامل جرم و نوع آن و با توجه به شرایط زمانی و مکانی در جوامع مختلف متفاوت می باشد، بعنوان مثال در برخی از جوامع برخی از اعمال و رفتارها جرم تلقی شده و در برخی دیگر جرم تلفی نمی شود همچنین ممکن است اعمالی در مقطع و زمانی انحراف و زمان و مقطع دیگر عادی بنظر برسد یا از لحاظ کم و کیف و نوع برخورد با آن در هر جامعه قوانین بخصوصی حاکم باشد مانند بی حجابی که زمانی از لحاظ قانون نامشروع و دارای یک دید انحرافی و زمانی دیگر مشروع به حساب آید.
عوامل متعددی در ایجاد انحرافات نقش دارند که شناسائی آنها و تحلیل و بررسی صحیح آنها ما را در راهیابی به پیشگیری یا عدم رشد آن در جامعه کمک زیادی خواهند نمود که سعی خواهیم کرد آنها را بصورت اجمال شرح دهیم. ما در این بررسی دسته بندیهای زیر را مورد توجه قرار خواهیم داد: عوامل زیستی، عوامل روانی عاطفی، عوامل اقتصادی، عوامل سیاسی و عوامل فرهنگی.
عوامل موثر در ایجاد انحراف:
عوامل زیستی یا اثر وراثت در انحراف:
یکی از عوامل و شرایط زمینه ساز انحرافات و جرم را اثر وراثت یا حالات جسمانی و نفسانی پدر و مادر و اثر انتقال آن به فرزند دانسته اند بسیاری از دانشمندان از جمله ریبو و فری معتقدند بسیاری از ابتلاآت و بیماری والدین مثل اعتیاد، اختلالات روانی روی نطفه ها و ژنها اثر می گذارند و عده دیگر عامل کروموزوم اضافی را در انحراف موثر می دانند و عده ای دیگر چون لومبروزو، سیمای افراد را در شکل گیری جرم موثر می دانند.
برخی نقائص جسمانی و همچنین زشتی و زیبائی افراد، وضع مزاج و بیماری،طرز کار غدد و اختلالات آن و عوارض جسمانی را علتی برای زمینه های پیدایش جرم می دانند هر چند جرم شناسان به این نتیجه رسیده اند که وراثت علت جرم نمی باشد اما اغلب نظرات به اینجا منتهی شده که بین جسم و روان رابطه ای است و برخی از صفات جسمی موجب پیدایش روحیه ها و استعدادهائی در زمینه جرم و انحراف میگردد. از دیدگاه اسلام نیز هرچند نظریه های جنایتکار بالفطره بودن را نمی پذیرد اما صفات ارثی و تفکرات و حالات ارثی را قابل انتقال دانسته و صفات ارثی انحرافی را زمینه می داند نه عامل برای هر جرم و انحراف.
عوامل عضوی و نقایص جسمانی، زشتی و زیبائی هم می تواند بدلیل نوع دید خود یا اجتماع از ایشان از جنبه حقارت یا شرافت به ایشان نگریسته می شود موجب زمینه های انحراف شود وضع مزاج و بیماریهای جسمانی و اختلالات در ترشح غدد می تواند نیز می تواند از عوامل باشد که تعادل روانی را برهم زده و موجب بروزحالات نامناسب از جمله اختلالات عصبی، بلوغ زودرس یا بلوغ دیررس یا خستگی مفرط و بیخوابی و … شود که این مسائل و مشکلات ممکن است زمینه ساز انحرافات خشونت و جنایت شود.
با توجه به عوامل زیستی و وراثتی روحی و جسمی نقشهای آن در ایجاد زمینه های انحرافی چند اقدام برای پیشگیری یا حداقل کردن میزان آن ضروری بنظر می رسد:
که البته رسانه های جمعی نقش به سزائی در اینگونه موارد می توانند ایفاء نمایند.
علل روانی، عاطفی:
یکی دیگر از عوامل زمینه ساز انحرافات در جامعه را می توان عوامل عاطفی و روانی نام برد که فرد در اثر عوامل و شرایط نامناسب دچار حالات و اختلالات ضد و نقیضی می گردد و تعادل فکری و روحی خود را از دست داده و برای بدست آوردن آرامش دست به هر کاری هر چند انحرافی میزند علل روانی-عاطفی را از چند جنبه می توان مورد بررسی قرار داد که از آن جمله: 1- جنبه ای فطری و سرشتی انحراف و جنبه های ارثی 2 اختلالات ذهنی – هوشی 3 اختلالات روانی- شخصیتی.
جنبه های فطری و سرشتی و جنبه های ارثی قبلا اشاره شد اما اختلالات ذهنی و هوشی، نارسائی عقلی و کند ذهنی و جهل و نادانی را زمینه ساز انحراف مصرفی کرده اند و همچنین اختلالات روانی و شخصیتی را شامل جنونهای رفتاری و اختلالات عصبی و ضعف اراده دانسته اند.
بسیاری از انحرافات و کجرویها در رابطه با جنبه های عاطفی افراد نیز قابل بررسی و تحلیلند که در این رابطه می توان از عواملی چون ترس، خشم، اضطراب، محرومیت، شکست و … نام برد. تمامی جوامع با اینگونه اختلالات روانی و عاطفی روبرو هستند و شاید به جرات بتوان گفت که اینها منشاء اکثر انحرافات و جرمها هستند که در پیدایش آنها عوامل متعددی می توانند نقش داشته باشند که به مواردی اشاره می شود:
علل و عوامل فرهنگی:
کار فرهنگ تعیین و تنظیم قواعد و آداب و رسوم جامعه است ومی تواند از عوامل کنترل کننده بحساب آید که همه شئوون زندگی انسانها را زیر نظر می گیرد، برخی از مردم شناسان معتقدند که کجروی و انحراف حاصل تضادهای فرهنگی و معرف پرورش یافته فرهنگ جامعه خویش است و پای بند به فرهنگ جامعه است که او را کجرو بار آؤرده است.
از عوامل که در ایجاد و یا دامن زدن به انحراف موثرند ظهور فلسفه ها وایدئولوژیهای جدید است هر چند شاید در برخی از جهات نظریه هایی پربار داشته باشند اما کثرت وتفاوت و گرایشات ضد و نقیضی را در جامعه موجب می شوند که موافق طبیعت و فطرت انسان نمی باشند که تعال روحی را از میان برداشته و برای آدمی خطر آفرین است
اخلاق و آداب و رسوم و طرز فکرهای ناشی از آن همچون خشونت (در بین نازیها) تزلزل بعانی آن آمیختگی آن با افسانه ها و خرافات، تعصبات، کینه ها و نوع ارزشهای اخلاقی و میزان پای بندی مردم به آن در دامن زدن به انحراف موثرند.
بین فرهنگ و مذهب و جریانات جامعه خود و ساخته و پرداخته بودن مذاهب به دست بشر، خود از جمله عوامل زمینه ساز خرافات بوده و نقش اخلاقی مذاهب در تصفیه روح و روان و افکار جامعه موثر است(نازیسم در آلمان صهیونیسم در بین یهودیان،گرایش سنی و شیعه و اسلام و …)
ادبیات و هنر: متون، اشعار، ضرب المثلها استعارات کنایات و سبکها و … گاهی خشونت را ترویج می کنند و زمانی عطوفت را و زمانی سازنده و پر بار هستند و گاهی منحرف کنند و بی محتوا لذا می توانند در ترویج و تبلیغ انحراف و یا موثر در پیشگیری از آن باشند.
تشخیص نوع مشکل جنسی به این راحتیها که فکر میکنیم نیست و درمان آن هم چنین نیست که بتوان یک دارو را برای همه افراد تجویز کرد. برای هر نوع اختلال جنسی، راه درمانی خاصی انتخاب میشود. درمان مشکلهای جنسی باید به روش کاملا علمی انجام شود. در علم پزشکی برای تشخیص هر بیماریای لازم است معیارهایی رعایت شود مثلا وقتی بیماری میگوید به دلیل پرنوشی و پرادراری به بیماری دیابت مبتلا شده حرف او استنادی ندارد و این وظیفه پزشک است که با گرفتن شرح حال، معاینه بیمار و درخواست چند آزمایش متوجه افزایش قند خونش شود. مشکل جنسی نیز به همین روال است حتی نیاز به بررسیهای بیشتر و تخصصیتری هم دارد. برای یافتن علت اصلی مشکل جنسی از الگوریتم زیر تبعیت میکنیم.
۱. شرح حال، معاینه فیزیکی و تشخیص نوع اختلال
باید شرح حالی دقیق از بیمار گرفته شود. وقتی مردی با شکایت مشکل جنسی مراجعه میکند اول باید دید منظور او از به کار بردن این کلمه چیست؟ سوالهای مطرحشده به این قرار است؛ آیا میل جنسیتان کاهش یافته؟ اختلال در انزال دارید؟ آیا میتوانید رابطه زناشویی برقرار کنید؟ باتوجه به پاسخ بیمار به این پرسشها، پی میبریم که بیمار چه نوع اختلالی دارد. گاهی نیز بعضی از مردان در حقیقت بیمار نیستند ولی انتظارهای خاصی از خود دارند مثلا فردی با شکایت کوچک بودن آلت تناسلی مراجعه میکند در صورتی که در معاینه فیزیکی همه چیز کاملا طبیعی است. گاهی هم فرد از اختلال نعوظ شکایت میکند با این شکایت که نمیتواند دوبار پشت سر هم رابطه زناشویی برقرار کند. از نظر علمی این افراد مشکلی ندارند چون مردان بعد از انجام مقاربت دوره تحریکناپذیری دارند.
۲. درخواست آزمایش
اختلالهای جنسی در مردان حدود ۲۰ نوع است. برای اینکه پزشک بیماری را با موفقیت درمان کند، قدم اول تشخیص نوع بیماری، سپس یافتن علت بیماری است. یافتن علت، موضوع بسیار مهمی است که متاسفانه بسیاری از پزشکان آن را نادیده میگیرند. یافتن علت باید با گرفتن شرححال و پرسشهایی درباره بیماریهای زمینهای، مصرف دارو و وجود مشکل جنسی در گذشته باشد. برای یافتن بیماریهای زمینهای هم باید آزمایشهای تخصصی یا تصویربرداری انجام شود. البته نیازی نیست که آزمایشها، سونوگرافی و رادیولوژیهای متعدد درخواست شود. پزشک نباید برای تشخیص بیماری از آزمایشهای پاراکلینیک استفاده کند. آزمایشهای پاراکلینیک برای تایید تشخیص پزشک است و حتما باید ضرورتی برای درخواست آن باشد.
۳. تشخیص جسمی یا روانی بودن اختلال
وقتی مشخص شد که مثلا بیمار دارای اختلال نعوظ است ادامه درمان آسانتر میشود. در این مواقع باید مشخص شود که اختلال نعوظ جسمی است یا روانی. اگر ریشه در اختلالهای روان داشت دیگر ادامه نمیدهیم و بیمار به روانپزشک یا روانشناس متخصص ارجاع داده میشود اما در مواقعی که مشکل جسمی تشخیص داده شد مرحله بعدی شروع میشود.
۴. تشخیص اولیه، ثانویه یا موقعیتی بودن اختلال
اگر مشکل از آغاز اولین ارتباط زناشویی وجود داشته باشد، مشکل اولیه دارد. اگر فردی چندسال هیچ مشکلی نداشته و به تازگی دچار اختلال شده اختلال از نوع ثانویه است. موضوع بعدی این است که ببینیم آیا در یک موقعیت خاص و با فرد خاصی، اختلال جنسی رخ میدهد. این موضوع را نیز با شرح حال از بیمار میتوان متوجه شد چون ممکن است یک عامل استرسزا در یک موقعیت خاص به وجود آید این افراد نیازی به دارو ندارند و باید شرایط دلخواه و مناسب فراهم شود. ولی فرد دیگری هم هست که در هر شرایطی دچار اختلال میشود، البته در این افراد هم میتوان باتوجه به شرایط راههای درمانی را پیشنهاد کرد.
۵. آزمایشهای تخصصی
در این مرحله نیز سوالهایی برای پزشک مطرح میشود. فرض کنیم بیمار به اختلال نعوظ مبتلا است. در این اختلال باید چند پارامتر درنظر گرفته شود؛ طبیعی بودن جریان خون دستگاه تناسلی، وضعیت عصبگیری دستگاه تناسلی، سطح هورمونهای جنسی و شکل آناتومیک دستگاه تناسلی اما برای تشخیص هر یک از اینها نیز اقدامهای پاراکلینیکی خاصی نیاز داریم ولی باز هم برای اینکه سریع و مقرون به صرفه به نتیجه برسیم شرح حال بیمار لازم است. مثلا وقتی مرد جوان ۲۸ سالهای در اثر تصادف دچار قطع یا آسیب نخاع شده است، مشکل معلوم است. این فرد اختلال نعوظ از نوع عصبی دارد و اصلا نیازی به آزمایشهای اضافی نیست. یا بعد از بررسی بیمار متوجه میشویم که در کودکی دچار بیضه نزول نکرده بوده و متوجه نشدهاند این بیمار مشکل هورمونی دارد چون بیضهها از بین رفتهاند. پس مهم است بدانیم که آیا مشکل بیمار از اول وجود داشته، بعدها به وجود آمده، در یک موقعیت خاص و با فرد خاصی رخ میدهد یا همیشه و در هر موقعیتی مشکل با او همراه است. بعد از تشخیص علت اختلال، قدم بعدی را برمیداریم.
۶. درمان بیماری
بعد از طی شدن همه مراحل تشخیصی میتوان نوع درمان را مشخص کرد. درمان هر نوع اختلالی جداگانه انجام میشود. مثلا درمان اختلال نعوظ ۴ نوع است. خوراکی، موضعی، انجام عمل جراحی و گذاشتن پروتز. درمان باید تا حد امکان از نوع ساده، کم عارضه و کم هزینه باشد. با توجه به بررسیهای انجامشده، میتوان متوجه شد بیمار از کدام درمان سود بیشتری میبرد.
اختلال نعوظ با نشت وریدی
یکی از بدترین انواع اختلال نعوظ از نوع اختلال نعوظ با نشت وریدی است. در این نوع از اختلال خون در آلت تناسلی باقی نمیماند. برای تشخیص باید از روش رادیولوژیک استفاده کرد. بهترین راه استفاده از سونوگرافی داپلکس است. اگر در یافتن علت اختلال نعوظ به کمکاری غدد تناسلی مشکوک باشیم آزمایش خون درخواست میشود. راه تشخیصی دیگر برای تشخیص اختلال نعوظ، استفاده از یک تست کامپیوتری است که در آن الکترودی به آلت تناسلی در طول شب متصل میشود تا تعداد نعوظ اندازه گرفته شود. اگر هم اختلال در عصبدهی باشد میتوان از تستهایی که سرعت هدایت تحریکات اعصاب را بهطور کمی اندازه میگیرند استفاده کرد. امروزه تجهیزات پیشرفتهای برای تشخیص اختلالهای جنسی وجود دارد. مهمترین اصل برای درمان بیمار، تشخیص درست نوع اختلال است بنابراین بیماران باید از خوددرمانی با داروهای تبلیغاتی جدا خودداری کنند و درمان را به عهده پزشکی که در این زمینه مهارت دارد بسپارند.
اگر شما در ظاهر فرد سالمی هستید و کمی اضافه وزن دارید و به تازگی با اختلالات نعوظ روبرو شده اید، احتمالا در 3 تا 5 سال آینده به بیماری عروق کرونری قلب مبتلا می شوید.
اختلالات جنسی مردان عبارتند از:
1- کاهش سرزندگی و نشاط جنسی
دلیل احتمالی: افسردگی یا مصرف داروهای ضد افسردگی
کاهش سرزندگی و نشاط جنسی نیز از اختلالات جنسی است. کاهش اشتیاق جنسی یکی از نشانه های بارز افسردگی است. درمان دارویی افسردگی نیز معمولا با همین علامت همراه است. بر اساس مطالعات، اغلب داروهای ضد افسردگی هم در مردان و هم در زنان موجب کاهش تمایلات جنسی می شوند.
راه حل: در صورتی که با علایم افسردگی روبرو هستید، حتما به پزشک متخصص مراجعه کنید. افسردگی از طریق مشاوره و دارو قابل درمان است. اگر از داروهای ضد افسردگی استفاده می کنید و میل جنسی شما کم شده است، در مورد قطع یا تغییر داروی خود با پزشک مشورت کنید. در برخی موارد برای بازگشت میل جنسی به حالت طبیعی، پزشک به طور موقت مصرف داروی شما را متوقف خواهد نمود.
2- اختلالات نعوظ
دلیل احتمالی: مشکلات قلبی- عروقی
اگر شما در ظاهر فرد سالمی هستید و کمی اضافه وزن دارید و به تازگی با اختلالات نعوظ روبرو شده اید، احتمالا در 3 تا 5 سال آینده به بیماری عروق کرونری قلب مبتلا می شوید. دو سوم مردانی که به حمله قلبی دچار می شوند، در سه سال گذشته با اختلالات نعوظ روبرو بوده اند. اختلالات نعوظ اغلب به دلیل کاهش جریان خون که نشانه افزایش خطر ابتلا به بیماری های قلبی است، ایجاد می شود.
راه حل: در 75 درصد مردان مبتلا به اختلالات نعوظ، سطح کلسترول خون غیر طبیعی است. اختلالات نعوظ نه تنها نشانه ای از مشکلات جنسی است بلکه بیانگر اختلالات عروقی نیز می باشد. برای بهبود این اختلال با استفاده از رژیم غذایی مناسب و ورزش، وزن خود را کاهش دهید.
3- درد در آلت تناسلی در حین رابطه جنسی
دلیل احتمالی: خمیدگی آلت تناسلی در زمان نعوظ (بیماری Peyronie)
درد آلت تناسلی هنگام رابطه جنسی نیز از اختلالات جنسی در مردان است. این بیماری به دلیل تشکیل یک بافت سخت یا فیبروزی غیر طبیعی در زیر پوست آلت تناسلی ایجاد می شود و ممکن است در هر سنی مشاهده گردد. این بیماری با درد در هنگام رابطه جنسی همراه است.
راه حل: اگر با این اختلال روبرو هستید حتما به پزشک مراجعه کنید. علت بیماری Peyronie ناشناخته است و درمان قطعی ندارد اما در اغلب موارد، درمان پیشنهادی، جراحی می باشد.
4- کاهش میل جنسی
دلیل احتمالی: کاهش هورمون تستوسترون
این مشکل ممکن است به دلایل متعددی همچون استرس شغلی، مشکلات خانوادگی و کمبود خواب ایجاد شود. اگر با هیچ کدام از این مشکلات روبرو نیستید و میل جنسی شما کاهش یافته، احتمالا دچار کاهش هورمون تستوسترون شده اید. تستوسترون مهم ترین هورمون مردانه است و کاهش آن موجب افزایش خطر ابتلا به پوکی استخوان، دیابت نوع دو، بیماری عروق کرونری قلب (عروق تغذیه کننده قلب)، سندرم متابولیک، مرگ زودرس و همچنین کاهش میل جنسی می شود.
راه حل: تحت نظر پزشک، سطح تستوسترون خود را با یک آزمایش خون ساده بررسی کنید. در صورت طبیعی نبودن میزان این هورمون، پزشک درمان های لازم را در مورد شما اجرا خواهد نمود.
عدم خروج منی اغلب به دلیل مصرف برخی داروهای پروستات ایجاد می شود
5- عدم ایجاد حالت نعوظ به طور ناگهانی
دلیل احتمالی: انسداد رگ به ویژه اگر همراه با پادرد باشد
اختلالات گاهگاهی نعوظ ناشی از کاهش طبیعی هورمون در مردان مسن است. اما اگر این اختلال به صورت ناگهانی در افراد جوان بروز کند، می تواند به دلیل انسداد شریان های مربوط به اندام تحتانی (پاها) باشد. در این حالت معمولا درد در پاها نیز بروز می کند. بیماری پارکینسون، MS، دیابت، فشار خون بالا و استعمال دخانیات خطر انسداد شریان ها را افزایش می دهند.
راه حل: این مشکل یک اختلال در جریان خون است و باید حتما در این زمینه به پزشک مراجعه نمود.
6- انزال زودرس
دلیل احتمالی: پرکاری غده تیروئید
انزال زودرس یعنی انزال قبل یا بلافاصله پس از شروع رابطه جنسی یک اختلال جنسی شایع به ویژه در مردان جوان است. معمولا یک مرد از هر سه مرد با این مشکل در طول زندگی خود مواجه می شود. علاوه بر مشکلات روانی، عواملی همچون اختلال در عملکرد غده تیروئید نیز می تواند از دلایل انزال زودرس باشد. در برخی مردان تنها نشانه پرکاری تیروئید، انزال زودرس است. مطالعات نشان می دهند که حدود نیمی از مردان مبتلا به پرکاری تیروئید از انزال زودرس رنج می برند.
راه حل: این مشکل به راحتی قابل درمان است. پرکاری تیروئید با معاینه و آزمایش خون تشخیص داده می شود و دارو درمانی به سرعت انزال زودرس را رفع می کند. در صورتی که مشکل تیروئید نداشته باشید، برای درمان انزال زودرس از ورزش، تکنیک های تنفسی، کاندوم و رفتاردرمانی استفاده می شود.
7- درد درهنگام انزال
دلیل احتمالی: اسپاسم عضله یا التهاب پروستات
درد درهنگام انزال نیز از اختلالات جنسی مردان است و در صورتی که این درد ناشی از اختلالات عصبی باشد، اغلب در مردان جوان و در هنگام استرس رخ می دهد. دلیل دیگر این درد، التهاب غده پروستات است.
راه حل: برای درمان این اختلال جنسی از یک پزشک متخصص کلیه و مجاری ادراری (اورولوژیست) کمک بگیرید.
8- عدم خروج مایع منی در هنگام انزال
دلیل احتمالی: داروهای پروستات
عدم خروج منی یا مقدار کم این مایع اغلب به دلیل مصرف برخی داروهای پروستات ایجاد می شود. این اختلال در برخی بیماران مبتلا به دیابت نیز به دلیل آسیب عصبی، مشاهده می گردد.
راه حل: در صورتی که این اختلال برای شما ناراحت کننده نیست، نیازی به اقدام درمانی ندارید. در شرایطی که زوجی قصد بچه دار شدن داشته باشند، برای رفع این مشکل می توانند از درمان های دارویی استفاده کنند.
9- التهاب و تورم بیضه ها
دلیل احتمالی: سرطان بیضه
سرطان بیضه یک بیماری بدون نشانه و بدون درد است. علامت بارز در این سرطان، تورم و التهاب بافت بیضه است که به راحتی توسط خود فرد نیز تشخیص داده می شود.
راه حل: سرطان بیضه اگر در مراحل اولیه تشخیص داده شود، 100 درصد قابل درمان است. بنابراین اگر با التهاب و تورم بیضه روبرو شدید سریعا به پزشک مراجعه کنید. معاینه منظم توسط خود فرد نیز یکی از راه های تشخیص به موقع این بیماری است. بهترین زمان برای این کار، حالت ایستاده در زیر دوش آب گرم و زمانی است که عضلات کاملا درحالت انبساط می باشند.
10- عدم انزال یا انزال دیررس
دلیل احتمالی: دیابت و اضافه وزن
در 9 مرد از هر 10 مرد مبتلا به اختلالات ارگاسم (ارضای جنسی)، مشکلات روانی از جمله اضطراب، استرس شغلی و تاریخچه سوء استفاده جنسی در دوران کودکی، عامل اصلی به شمار می رود. اما در 10 درصد باقی مانده، نرسیدن به ارگاسم به دلیل مشکلات مربوط به گیرنده های دستگاه تناسلی که اغلب به دلیل آسیب عصبی ناشی از دیابت ایجاد می شوند، می باشد. دیابت علایمی همچون بی حسی پاها، تشنگی، خارش پوست، ادرار زیاد، خستگی و همچنین نرسیدن به ارگاسم به همراه دارد. چاقی و اضافه وزن نیز منجر به مشکلات جنسی از جمله اختلالات نعوظ و کاهش میل جنسی می شود.
راه حل: برای رفع این مشکل با پزشک مشورت کنید. تغییرشیوه زندگی و دارو درمانی به بهبود این اختلال کمک می کنند.
منبع : seemorgh.com
دانستنیهای قبل و بعد از ازدواج
هر اختلالی که در آن موفقیت تحصیلی فرد با توجه به سن و آموزش و هوش، براساس آزمونهای معیار خواندن و نوشتن و محاسبه از آنچه انتظار میرود بسیار کمتر باشد، اختلال یادگیری توصیف میشود.
اصطلاح اختلال یادگیری از نیاز به تشخیص و خدمت به دانشآموزانی برخاستهاست که به طور مداوم در کارهای درسی خود با شکست مواجه میشوند و در عین حال درچهارچوب سنی کودکان استثنایی نمیگنجند. ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوش انها کمابیش عادی است، به خوبی صحبت میکنند، مانند سایر کودکان بازی و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط بر قرار میکنند. درخانه نیز یاریهای لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار میکنند به خوبی انجام میدهند. لیکن توانایی لازم برای به جریان اندازی اطلاعات برای بیان کردن و به ویژه نوشتن را ندارند. پس با توجه به مشخصات کلی این دانشآموزان، میتوان آنها را در گروه جدیدی به نام دانش آموزان اختلال یادگیری قرار داد و گفت این دانش آموزان در یک یا چند فرایند روانی که به درک کردن با استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود، اختلال دارند که این اختلال میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر شود.
این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی، آسیب دیدگیهای مغزی، نقص جزئی در کار مغز، و خوانشپریشی را در بر میگیرد. این تعریف آن دسته از دانش آموزان را که به دلیل معلولیتهای دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند، شامل نمیشود.
ناتوانیهای یادگیری با اصطلاحهایی چون خواندن جبرانی یا دیرآموزی مترادف نیست. این تعریف به طور ویژه از کودکان و نوجوانانی یاد میکند که به شدت دچار ناتوانیهای یادگیری بخصوصی هستند. دانش آموزان مبتلا به این مشکل نیازمند آموزش ویژهای هستند که بنا بر نظر امز باید با تمرینهای مخصوص، غیر معمول و با کیفیتی غیر عادی سر و کار داشته باشند این امر جدا از شیوههای آموزشی و منظمی است که اکثر کودکان از آن استفاده میکنند. وظیفهٔ کارشناسان در این زمینه این است که عهده دار جبران ناتوانی یادگیری به خصوص کودک به صورت آموزش انفرادی یاگروههای کوچک باشند.
عوامل بروز اختلالات یادگیری[ویرایش]
ثابت شدهاست که علل بروز ناتوانیهای یادگیری نسبتاً مبهم است برخی از مشکلات کنونی دربارهٔ مفهوم ناتوانیهای یادگیری بازتابی است از ناتوانی ما در اشارهٔ دقیق به علل بروز ناتوانیهای یادگیری که شاهدش هستیم. روشن است که آگاهانه یا ناآگاهانه مسئله علل بروز ناتوانیهای یادگیری را به فراموشی و بی توجهی میسپاریم بر حسب درک ما از ناتوانیهای یادگیری و نگرش اولیه حرفهای ما (پزشکی، روان شناسی، تعلیم و تربیتی) نسبت به ناتوانیهای یادگیری ممکن است ما به علل خاصی توجه پیدا کنیم تا آن که به رابطهٔ علّی دشواری بپردازیم.
اما تجربهٔ گذشته و عمل کنونی به ما ثابت میکند که ناتوانیهای یادگیری مفهومی چندرشتهای است و پیوند میان کارشناسان رشتههای گوناگون در این امر باید برقرار باشد.
الف) عوامل آموزشی
۱- تدریس ناکافی و ناصحیح به کودکان
۲- عدم فراگیری معلم از مهارتهای لازم جهت تدریس درسهای پایه در مدارس
۳- توقعات بیش از اندازه بالا یا بسیار پایین معلمان
۴- برنامه ریزی و طرح برنامهٔ آموزشی ضعیف
۵- عدم فعالیتهای برانگیزنده
۶- تدریس عملی نادرست
۷- عدم آموزش مهارتهای اجتماعی، یادگیری و حرکتی و جسمی و عدم پرداختن به یادگیریهای زبان شفاهی
۸- استفاده نادرست از روشها و مداد و برنامه درسی
ب) عوامل محیطی
عوامل محیطی بسیاری وجود د دارد که میتواند به پیچیدگی ناتوانیهای یادگیری بیفزاید و حتی شاید سبب ساز آن باشد. - تغذیه، بهداشت، تندرستی
انگیزش ضعیف توجه ناکافی و ضعف در انجام کار بر اثر گرسنگی و وجود رنگها و مزههای مصنوعی در غذاها طبق نظر فاین گولد روی تحرک بیش از حد کودک مؤثر است.
سرماخوردگی مزمن، مشکلات تنفسی، آلرژیها و … در ناتوانی یادگیری کودک مؤثر است.
سقوط، آسیب دیدگی مغزی، ضربه وارد به سر و … در ناتوانی یادگیری مؤثر است.
- تحریک حسی
کودک در حال رشد نیازمند درون دادهای حسی است تا درباره محیط و خود و هر دو بیاموزد یعنی کودک به تجربههایی نیاز دارد تا بیاموزد که چگونه بیاموزد.
- تحریک زبانی
زبان به واسطهٔ نقشش در تفکر و یادگیری سایر مهارتها در محیط زندگی کودک جایگاه ویژهای دارد و ممکن است ناتوانی کودک از نبود مدلهای درست در اوایل رشد وی سرچشمه گرفته باشد.
- رشد اجتماعی و عاطفی
بسیاری از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری مضطرب، نامطمئن و بی اختیار و سرکش هستند که ممکن است این رفتارها با فقدان امنیت طبیعی، ثبات محبت و گرمی و پذیرش در منزل و محیط مدرسه پیوند داشته باشد.
ج) عوامل روانی
امکان دارد کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری در عملکردهای روانی پایه چون ادراک، حافظه و شکل درون به مفاهیم اختلال داشته باشند. د- عوامل فیزیولوژیکی
بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده ناتوانیهای یادگیری آسیب دیدگی مغزی، شدید یا جزیی و صدمه وارده به دستگاه عصبی و مرکزی است.
ه- عوامل ژنتیکی
شواهدی در دست است که نشان میدهد ناتوانیهای یادگیری احتمالاً در برخی خانوادهها بیش از دیگران دیده میشود در واقع عوامل ژنتیکی در شمار وسیعی از ناتوانیهای یادگیری نقش دارد.
ز – عوامل بیوشیمیایی
اختلالهای گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب ناتوانیهای یادگیری میشوند مثل هایپوگلیسمی، کم کاری تیروئید و …
و- عوامل پیش، هنگام و بعد از تولد
ژ- تاخیر رشد
بندر، دهریش، جانسکی، لانگ فود … اظهار میدارند که عدم ظهور علائم رشد برخی از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری ممکن است از تاخیر رشد برخی اجزای دستگاه عصبی مرکزی سرچشمه گرفته باشد که این گونه کودکان پس از بزرگتر شدن بر این مشکلات غلبه میکنند.
چ- نقص جزیی در کار مغز
به نظر میآید هر گونه نتیجه گیری دربارهٔ حیاتی بودن آسیب دیدگی مغزی در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری در بهترین شرایط فقط جنبه تجربی و آزمایشی دارد.
نظریههای یادگیری[ویرایش]
منابع[ویرایش]
عوامل بروز اختلالات یادگیری[ویرایش]
ثابت شدهاست که علل بروز ناتوانیهای یادگیری نسبتاً مبهم است برخی از مشکلات کنونی دربارهٔ مفهوم ناتوانیهای یادگیری بازتابی است از ناتوانی ما در اشارهٔ دقیق به علل بروز ناتوانیهای یادگیری که شاهدش هستیم. روشن است که آگاهانه یا ناآگاهانه مسئله علل بروز ناتوانیهای یادگیری را به فراموشی و بی توجهی میسپاریم بر حسب درک ما از ناتوانیهای یادگیری و نگرش اولیه حرفهای ما (پزشکی، روان شناسی، تعلیم و تربیتی) نسبت به ناتوانیهای یادگیری ممکن است ما به علل خاصی توجه پیدا کنیم تا آن که به رابطهٔ علّی دشواری بپردازیم.
اما تجربهٔ گذشته و عمل کنونی به ما ثابت میکند که ناتوانیهای یادگیری مفهومی چندرشتهای است و پیوند میان کارشناسان رشتههای گوناگون در این امر باید برقرار باشد.
الف) عوامل آموزشی
۱- تدریس ناکافی و ناصحیح به کودکان
۲- عدم فراگیری معلم از مهارتهای لازم جهت تدریس درسهای پایه در مدارس
۳- توقعات بیش از اندازه بالا یا بسیار پایین معلمان
۴- برنامه ریزی و طرح برنامهٔ آموزشی ضعیف
۵- عدم فعالیتهای برانگیزنده
۶- تدریس عملی نادرست
۷- عدم آموزش مهارتهای اجتماعی، یادگیری و حرکتی و جسمی و عدم پرداختن به یادگیریهای زبان شفاهی
۸- استفاده نادرست از روشها و مداد و برنامه درسی
ب) عوامل محیطی
عوامل محیطی بسیاری وجود د دارد که میتواند به پیچیدگی ناتوانیهای یادگیری بیفزاید و حتی شاید سبب ساز آن باشد. - تغذیه، بهداشت، تندرستی
انگیزش ضعیف توجه ناکافی و ضعف در انجام کار بر اثر گرسنگی و وجود رنگها و مزههای مصنوعی در غذاها طبق نظر فاین گولد روی تحرک بیش از حد کودک مؤثر است.
سرماخوردگی مزمن، مشکلات تنفسی، آلرژیها و … در ناتوانی یادگیری کودک مؤثر است.
سقوط، آسیب دیدگی مغزی، ضربه وارد به سر و … در ناتوانی یادگیری مؤثر است.
- تحریک حسی
کودک در حال رشد نیازمند درون دادهای حسی است تا درباره محیط و خود و هر دو بیاموزد یعنی کودک به تجربههایی نیاز دارد تا بیاموزد که چگونه بیاموزد.
- تحریک زبانی
زبان به واسطهٔ نقشش در تفکر و یادگیری سایر مهارتها در محیط زندگی کودک جایگاه ویژهای دارد و ممکن است ناتوانی کودک از نبود مدلهای درست در اوایل رشد وی سرچشمه گرفته باشد.
- رشد اجتماعی و عاطفی
بسیاری از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری مضطرب، نامطمئن و بی اختیار و سرکش هستند که ممکن است این رفتارها با فقدان امنیت طبیعی، ثبات محبت و گرمی و پذیرش در منزل و محیط مدرسه پیوند داشته باشد.
ج) عوامل روانی
امکان دارد کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری در عملکردهای روانی پایه چون ادراک، حافظه و شکل درون به مفاهیم اختلال داشته باشند. د- عوامل فیزیولوژیکی
بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده ناتوانیهای یادگیری آسیب دیدگی مغزی، شدید یا جزیی و صدمه وارده به دستگاه عصبی و مرکزی است.
ه- عوامل ژنتیکی
شواهدی در دست است که نشان میدهد ناتوانیهای یادگیری احتمالاً در برخی خانوادهها بیش از دیگران دیده میشود در واقع عوامل ژنتیکی در شمار وسیعی از ناتوانیهای یادگیری نقش دارد.
ز – عوامل بیوشیمیایی
اختلالهای گوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب ناتوانیهای یادگیری میشوند مثل هایپوگلیسمی، کم کاری تیروئید و …
و- عوامل پیش، هنگام و بعد از تولد
ژ- تاخیر رشد
بندر، دهریش، جانسکی، لانگ فود … اظهار میدارند که عدم ظهور علائم رشد برخی از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری ممکن است از تاخیر رشد برخی اجزای دستگاه عصبی مرکزی سرچشمه گرفته باشد که این گونه کودکان پس از بزرگتر شدن بر این مشکلات غلبه میکنند.
چ- نقص جزیی در کار مغز
به نظر میآید هر گونه نتیجه گیری دربارهٔ حیاتی بودن آسیب دیدگی مغزی در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری در بهترین شرایط فقط جنبه تجربی و آزمایشی دارد.
نظریههای یادگیری[ویرایش]
منابع[ویرایش]
· آموزش فرایندی اختلال یادگیریمبحث اختلالات یادگیری یکی از مباحث عمده در حوزه روان شناسی و آموزش و پرورش