برچسبها: ترمز ABS, ABS, سیستم ترمز EBD, ESP, ASR, MSR, PSM, ESC, DSC, VDC, ASC, VSC
اتومبیل وسیله ای است که در عصر حاضر زندگی بشر را دچار دگرگونی کرده و نزد همه شناخته شده است، ابداع اتومبیل به شخص خاصی بر نمی گردد بلکه به مرور زمان این وسیله دچار دگرگونی شده تا تبدیل به شکل و تجهیزات امروزی گردیده است . در سال 1600 سیمون ستوین هلندی یک ارابه بدون اسب ساخت که نیری خود را از بادبانهایش می گرفت که توانایی حمل 28 نفر را داشت و مسافت 68 کیلو متری را در 2 ساعت می پیمود . در سال 1840 ارابه ای در فرانسه اختراع شد که با نیروی فنر های بزرگی شبیه فنر ساعت حرکت میکرد که به خاطر داشتن سرعت زیاد همان روز آزمایش متوقف شد.
اتومبیلهای اولیه شبیه درشکه بودند که با نیروی موتورهای بخار به حرکت در می آمدند. این وسیله ها دارای دو چرخ در عقب و یک چرخ در جلو بودند .
اتومبیل وسیله ای است که در عصر حاضر زندگی بشر را دچار دگرگونی کرده و نزد همه شناخته شده است، ابداع اتومبیل به شخص خاصی بر نمی گردد بلکه به مرور زمان این وسیله دچار دگرگونی شده تا تبدیل به شکل و تجهیزات امروزی گردیده است . در سال 1600 سیمون ستوین هلندی یک ارابه بدون اسب ساخت که نیری خود را از بادبانهایش می گرفت که توانایی حمل 28 نفر را داشت و مسافت 68 کیلو متری را در 2 ساعت می پیمود . در سال 1840 ارابه ای در فرانسه اختراع شد که با نیروی فنر های بزرگی شبیه فنر ساعت حرکت میکرد که به خاطر داشتن سرعت زیاد همان روز آزمایش متوقف شد.
اتومبیلهای اولیه شبیه درشکه بودند که با نیروی موتورهای بخار به حرکت در می آمدند. این وسیله ها دارای دو چرخ در عقب و یک چرخ در جلو بودند .
مته حفاری وسیله ای است که در ابتدای رشته حفاری بسته می شود. وظیفه اصلی حفاری سازند به وسیله مته از طریق خراشیدن، شکستن، سائیدن و .. صورت می گیرد . سیال حفاری از درون رشته حفاری عبور نموده و از مته خارج می شود و بعد با حمل خرده های حفاری (cutting) از فضای آنالوس به سطح باعث تمیز شدن مداوم چاه میگردد . خروج سیال از نازلهای مته با فشار بالا صورت می گیرد که این امر خود در شکسته شدن سنگ کمک می نماید.
پارامترهای مختلفی در طراحی و انتخاب مته برای حفاری هر سازند وجود دارد که مهمترین آن قابلیت حفاری سازند (Drillability) است که به ساختی و نرمی سازند بستگی دارد.
موسسه بین المللی شرکتهای حفاری (LADC) سازندهای مختلفی را از نظر نرمی و سخت بودن جهت عملیات حفاری به طبقات مختلفی تقسیم بندی نموده و برای هر طبق مته های مناسب را پیشنهاد داده است.
سیستم طبقه بندی مته ها براساس LADC
بسیاری از شرکتها انواع مختلفی از مته های تولیدی خود را ارائه داده اند که طراحی هر یک از آنها بستگی به شرایط خاص حفاری، در مناطق ویژه ای صورت گرفته است تا بیشترین نرخ حفاری بدست آید . هر شرکت طبقه بندی خاص خود را برای مته های تولیدی خود ارائه نموده است . برای اجتناب از تداخل این طبقه بندی ها LADC طبقه بندی زیر را پیشنهاد داده است:
۱ – Drag Bits
۲ – مته های کاج دار (roller cone bits)
۳ – fixed cutter bits
Drag Bits
اولین مته ای است که در حفاری دورانی مورد استفاده قرار گرفت . این نوع مته دارای تیغه های فولادی محکمی به شکل دم ماهی است که سازند را به صورت ورقه ای می کند . راندمان آن در سازندهای نرم بیشتر است . نازلهای مته به نحوی تعبیه شده اند ک ه خروج گل با فشار باعث تمیز سازی مداوم تیغه ها می گردد . مته به صورت یکپارچه است و روی تیغه های آن اندودی از تنگستن کاربید به کار گرفته شده است.
از آنجایی که مکانیزم کندن سازند به صورت ورقه ای و خراشیدن سازند می باشد نیاز به rpm بالا و وزن روی مته کم برای بالا بردن راندمان حفاری توسط این نوع مته می باشد . امروزه استفاده از این نوع مته به دلایل ذیل منسوخ شده وعملا این نوع مته ها جای خود را به مته های roller cone داده اند:
– حفاری سازندهای نرم با مته های roller cone با راندمان بالاتری همراه است.
– اعمال وزن روی مته زیاد باعث فرو رفتن تیغه ها درون سازند، بالا رفتن گشتاور مته (bit torque) و احتمالا بریدن لوله های حفاری می شود.
– حفاری با drag bit ممکن است باعث انحراف چاه از مسیر اصلی گردد برای جلوگیری از این مشکل باید ابزاری را در BHA به کار برد.
– در سازندهای سخت و خورنده نمی توان از Drag bit استفاده نود واز آن در حفاری سازندهای نرم و همگن استفاده می شود.
مته های کاج دار (roller cone bits)
این نوع مته ها هم اکنون در دنیا بیشترین استفاده را در حفاری دورانی دارند . عمل کندن توسط دندانه های روی کاج ها (cone) صورت می گیرد این دندانه ها یا قسمتی از خود cone و از جنس آن (فولاد)می باشند که توسط تراشکاری شکل گرفته اند (milled tooth bit) یا دندانه های دکمه ای و از جنس تنگستن کاربید می باشند که روی cone مته کاشته شده اند (insert bit)
کاج های مته در ته چاه با فشار گل شروع به چرخش می کنند و تماس دندانه های مته با سازند باعث ساییده شدن و خرد شدن سنگ کف چاه می گردد.
نخستین طراحی مته ها ی کاج دار به صور دو کاجی cones-2 بود . این مته ها سریع balled up (گلی شدن دندانه ها و کاج های مته و عدم تمیز شدن آنها که باعث کاهش نرخ حفاری می شود این پدیده بیشتر در سازندهای مرالی و چسبنده اتفاق می افتد)می شدند بریا رفع این عیب در سال ۱۹۳۰ مته های سه کاجی وارد بازار شد . علاوه بر این امکان استفاده از WOB در محدوده های وسیعتر، داشتن خرده های حفاری با سایز یکنواخت جهت تمیز شدن چاه از دیگر مزایای مته های سه کاجی نسبت
تاسیسات مکانیکی در مجموع به دو دسته ی کلی صنعتی و ساختمانی قابل تقسیم می باشد. تاسیسات مکانیکی صنعتی شامل بخش هایی چون انتقال آب، فاضلاب یا به صورت کلی انواع سیالات، تصفیه ی آب و فاضلاب، تولید انرژی از حرکت سیال و ... می باشد. تاسیسات مکانیکی ساختمان شامل تاسیسات بهداشتی، (آبرسانی و فاضلاب)، تهویه مطبوع (سرمایش، گرمایش، تعویض هوا و اگزاست) و همچنین تاسیساتی مانند استخر، سونا، جکوزی و .... می باشد. در دنیای امروز تامین آسایش بشر یکی از هدفهای اصلی است نقش تاسیسات مکانیکی به عنوان جزئی از ساختمان ها که افراد به صورت روزمره با آن در تعامل می باشند غیر قابل انکار می باشد.
تاسیسات مکانیکی ساختمان شامل
میباشد. تاسیسات مکانیکی به شاخههای مختلفی مانند صنعت، ساختمان، ورزشی، درمانی و مانند اینها تقسیم میشود.
در مورد تاسیسات مکانیکی نظرات مختلفی وجود دارد اما میتوان گفت: تاسیسات مکانیکی دانش مبارزه با طبیعت است. بر خلاف جاذبه آب را بالا کشیدن، گرما در فصل سرد و سرما در فصل گرم، هوای تازه در اجتماعی از انسانها، تخلیه گازها از محل تولید و... . تاسیسات مکانیکی دانش رفاه جانداران در مبارزهای تمام عیار با طبیعت است
در دنیای امروز تامین آسایش بشر یکی از هدفهای اصلی بوده و سعی شده است با استفاده و به کارگیری تاسیسات مکانیکی، در طراحی و اجرای ساختمان سازی این امر مهم پی گیری شود؛ لذا فراگیری و شناخت علم تاسیسات مکانیکی برای کلیه دست اندرکاران تاسیسات ساختمانی یکی از مباحث مهم و ضروری محسوب میشود.
هنرجویان این رشته در طی دوران تحصیل با طرح، محاسبه، اجرا، راهاندازی، سرویس و نگهداری تاسیسات بهداشتی، تاسیسات گرمایی، تاسیسات گازرسانی ساختمانهای مسکونی، راهاندازی و سرویس و تعمیر تاسیسات برودتی خانگی و تجاری، نقشه خوانی و نقشه کشی تاسیسات بهداشتی، حرارتی، گازرسانی و برودتی و... آشنا میشوند.
زمینهها و عناوین شغلی رشته تاسیسات:
در تعریف تاسیسات الکتریکی میتوان گفت طراحی سیستمهای سیم کشی اماکن مسکونی و مراکز صنعتی و شامل مباحثی مانند روشنائی؛ برقرسانی؛ تلفن؛ آنتن مرکزی؛ سیستم اعلام حریق؛ شبکه رایانهای؛ منبع تغذیه اضطراری و دوربین مداربسته میباشد.
تأسیسات مکانیکی
تاسیسات به عنوان قلب تپنده ساختمان از اهمیت و اعتبار خاصی برخوردار می باشد بطوری که کم توجهی به این بخش منجر به عدم آسایش ساکنین و در نتیجه باعث غیر قابل استفاده شدن فضاهای مفید ساختمان می شود،از این رو محاسبه و انتخاب سیستم تاسیساتی مناسب تصمیم بسیار حساسی است که توسط مهندسین طراح اخذ می شود.در این انتخاب علاوه بر دانش مهندس طراح،نظر کارفرما و یا ساکنین و امکانات و شرایط ساختمان نیز دخالت دارند.عوامل زیادی باید مورد تجزیه تحلیل و قضاوت قرار گیرند که اهم آنها،ایده های شخص یا سازمان سرمایه گذار و جنبه های اقتصادی طرح می باشند.عمده ترین مسایلی که باید مد نظر طراح سیستم تهویه مطبوع قرار گیرند به ترتیب:
1-امکانات مالی کارفرما
2-شرایط معماری ساختمان از نظر فضاهای موجود و موقعیت مکانی پروژه
3-شرایط اقلیمی پروژه از قبیل دما،رطوبت،باد،تابش آفتاب و ...
4-میزان بار حرارتی داخل ساختمان از قبیل ساکنین،چراغها و سایر مولدهای حرارت
5-میزان قابلیت ساختمان در ذخیره کردن حرارت اکتسابی
6-جنبه های فیزیکی فضا یا ساختمان از نظر تطبیق با سیستم تهویه مطبوع و تجهیزات آن
وسایل و تجهیزات یک سیستم تهویه مطبوع احتیاج به فضای کافی برای نصب دارند.این مساله باید مورد توجه مهندس طراح سیستم قرار گیرد و قبل از طراحی سیستم،امکانات ساختمان را در تخصیص فضای مناسب برای تجهیزات سیستم تهویه مطبوع مورد بررسی قرار دهد.وسعت فضای مورد نیاز تجهیزات تهویه مطبوع ممکن است آنقدر کم باشد که بتوان آن را حتی در داخل فضای مورد تهویه نصب نمود،مانند فن کویل ،ولی تجهیزات یک سیستم تهویه مطبوع مرکزی که هوای مطبوع مورد نیاز چندین اتاق یا فضای ساختمان را تامین می کند،احتیاج به فضای بیشتری برای نصب دارند.
آیتمهایی که در بخش تاسیسات مکانیکی یک ساختمان طراحی و محاسبه می گردند عبارتند از:
-محاسبه بار سرمایش گرمایش مورد نیاز ساختمان
- انتخاب سیستم سرمایش گرمایش
-محاسبه سیستم کانال کشی و لوله کشی دستگاهها
- محاسبه آبگرم مصرفی مورد نیاز
- منبع ذخیره آب
-اطفا حریق
- محاسبه سیستم لوله کشی آب مصرفی،فاضلاب و تهویه
- محاسبه و انتخاب تجهیزات موتورخانه
-محاسبه بار سرمایش گرمایش مورد نیاز ساختمان:
اولین گام در انتخاب سیستم مناسب محاسبه بار سرمایش گرمایش ساختمان می باشد. بارهای برودتی و حرارتی با کمک نرم افزار CARRIERمحاسبه شده که اطلاعات ورودی نظیر طول و عرض جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا، درجه حرارت طراحی هوای خارج در فصل تابستان و زمستان ، اختلاف درجه حرارت شب و روز در فصل تابستان،رطوبت نسبی هوای خارج،شرایط معماری پروژه نظیر سطح دیوارها و پنجره ها و دربهای خارجی،سقف و کف به نرم افزار داده می شود که از خروجی این نرم افزار می توان بار حرارتی و برودتی فضاهای مورد نظر را بدست آورد.
فضای برنامه carrier
-انتخاب سیستم سرمایش گرمایش:
گام بعدی انتخاب سیستم مناسب سرمایش گرمایش می باشد.مبانی مورد استفاده در طراحی ومحاسبه دستگاهها و تجهیزات تاسیسات حرارتی و برودتی، عمدتاً بر پایه اطلاعات موجود در هندبوکهای متداول این رشته نظیر هندبوکهای ASHRAE و CARRIER بوده و سپس از کاتالوگ شرکتهای سازنده انتخاب می گردند.
بطور کلی سیستمهای متداول سرمایش گرمایش در ساختمانها با کاربریهای مختلف را می توان به شرح ذیل تقسیم بندی نمود:
- سرمایش: تبخیری(کولرآبی، زنت یا ایرواشر) و گرمایش:موتورخانه مرکزی یا پکیج آب گرم
-سیستم تهویه مطبوع ( فن کویل،دستگاه هوارسان )
-پکیج های سرمایش-گرمایش
-سیستم کولر گازی یا اسپیلیت یونیت
-محاسبه سیستم کانال کشی و لوله کشی دستگاهها
با توجه به ظرفیت دستگاههای انتخاب شده (هوادهی یا سرمایش گرمایش) بهترین مسیر عبور کانال یا لوله ها با توجه به پلان معماری مشخص شده سپس با استفاده از جداول و نمودارهای مربوطه سایز کانال و لوله های دستگاهها محاسبه می گردد.
محا
محل ساختمان موتورخانه باید به گونه ای انتخاب شود که حتیالامکان به پر مصرف ترین قسمت ساختمان نزدیک باشد. همچنین محل قرارگیری موتورخانه باید به گونه ای انتخاب شود که با کمترین دقت و هزینه، بهره برداری از آن ممکن باشد. به عبارت دیگر باید مکان موتورخانه کوتاه ترین فاصله را با ساختمان مصرف کننده داشته باشد و دسترسی به تجهیزات آن ساده باشد. برای محقق شدن موارد فوق باید معیارهای زیر در طراحی ساختمان موتورخانه مورد توجه قرار گیرد.
ارتفاع موتورخانه
باید به اندازهای باشد که مرتفعترین تجهیزات به راحتی در آن قرار گیرد و در عین حال فضای کافی بالای آن وجود داشته باشد. برخی از استانداردها حداقل فضای مرتفع ترین دستگاه در موتورخانه تا سقف ان را 2 متر پیشنهاد میکنند. این ارتفاع اضافی از آن جهت است که امکان حرکت جرثقیل برای نصب دستگاههایی که ممکن است در آینده نصب شوند وجود داشته باشد و در ضمن هوای کافی به راحتی در موتورخانه گردش نماید. به تجربه ثابت شده است که معمولا ارتفاع 6-4 متر برای موتورخانه مناسب است.
دربهای موتورخانه
اندازه درب موتورخانه باید به اندازه کافی بزرگ باشد تا عبور تجهیزات از آن به راحتی ممکن باشد. اگر قرار است درب موتورخانه در قسمت استقرار بویلرها باشد، باید این درب در محلی که جلوی بویلرها است نصب شود. بهتر است درب موتورخانه کشویی در نظر گرفته شود.
پنجره های موتورخانه
در موتورخانه برای گردش طبیعی هوا و خروج هوای گرم و کثیف که معمولا در بالای موتورخانه و زیر سقف آن جمع میشوند، باید در صورت امکان در دیوارهای طولی موتورخانه نصب نمود. بهترین نوع پنجره، پنجرهای است که در زیر سقف و ارتفاع حداکثر 1 متر و به طور نواری در طرفین موتورخانه نصب میشود و باید تعدادی از آنها بازشو باشند.
برای حالتی که موتورخانه در طبقات زیر همکف قرار دارد و امکان نصب پنجره به هوای خارج وجود ندارد؛ از طریق اگزوز فن هوای موتورخانه به بیرون هدایت میشود و اگر امکان استفاده از اگزوز فن وجود نداشته باشد در پایین درب موتورخانه یک دریچه جهت گردش هوا تعبیه میشود.
کف موتورخانه
معمولا کف موتورخانه از بتن غیر مسلح ساخته میشود و بهتر است در محل نصب دیگها یک شبکه آرماتور نصب گردد.
مشخصات و ابعاد شبکه آرماتور با توجه به وزن دیگها و قتی پر از آب هستند؛ تعیین میشود.
دیوارهای موتورخانه
معمولا آجری یا پلاستر سیمان و یا کاشی هستند.
محل استقرار بویلرها در موتورخانه
قبل از تعیین محل استقرار بویلرها باید تعداد و ابعاد آنها را مشخص کرد. همچنین ابعاد مخزن سوخت روزانه و دستگاههای تصفیه آب نظیر سختیگیرها باید مشخص شوند. سپس بویلرها با رعایت فاصله بین خودشان و با دیوارهای اطرافشان به گونهای قرار گیرند که جلوی آنها در یک امتداد قرار گیرد به طوری که اگر طول دیگها متفاوت باشد؛ نایکنواختی باید پشت دیوار قرار گیرد.
به عنوان یک اصل کلی؛ حتیالمقدور باید از نصب تجهیزات در جلو و پشت دیگها اجتناب کرد.
کانالهای کف موتورخانه
کلیه لولهها غیر از لولههای فاضلاب باید در بالای کف و در ارتفاع مناسب نصب شوند. در کف موتورخانه از یک کانال آبرو جهت هدایت و تخلیه آبهای زاید استفاده خواهد شد. این کانال باید حدود 1 درصد شیب داشته باشد و روی آن نیز باید توسط ورق آجدار به ضخامت 5 میلیمتر پوشانده شود.
لولههای تخلیه باید درون کانال کف موتورخانه بوده و هرگز نباید در زمین دفن شوند زیرا دستیابی به آنها در هنگام پوسیدگی یا گرفتگی مشکل خواهد شد.
فضای لازم در موتورخانه
آرایش یک موتورخانه با رعایت مسایل ایمنی، فنی و در نظر گرفتن فاصله لازم برای تعمیرات و نگهداری و بنا به نظر طراح مشخص میشود. به طور کلی در یک موتورخانه اجزایی از قبیل بویلرها، چیلرها، منبع ذخیره آبگرم، منبع سوخت روزانه، سختیگیر، منابع انبساط بسته در صورت وجود و تعدادی پمپ قرار میگیرد. فاصله تجربی استاندارد بین بویلرها یا چیلرها 1 متر است.
هوای لازم برای موتورخانه
مقدار هوای لازم برای موتورخانه جهت احتراق سوختها به ظرفیت حرارتی مشعل بستگی دارد. معمولا برای هر کیلو وات آن، 0.5 لیتر در ثانیه در نظر گرفته میشود که باید به صورت طبیعی و از طریق شبکههای تعبیه شده بر روی درب یا پنجره موتورخانه و یا دریچه ورود هوا تامین شود.سرعت ورود این مقدار هوا به موتورخانه نیز باید بین 2-1 متر بر ثانیه باشد که در این صورت میتوان به طور تجربی به ازای هر مگاوات ظرفی
آدمها نهتنها دارای شکلها و سایزهای مختلفی هستند، بلکه انواع و اقسام شخصیتها را هم دارند. تفاوتهای آدمها با همدیگر درست به اندازه شباهتهای آنها به هم است. برای اینکه بتوانید به بهترین نحو با آدمها ارتباط برقرار کنید، باید با سبک و سیاق خاص هرکدام، زبان خاصشان، حالات و اشارات و سرعت و تن صدای خودشان با آنها ارتباط برقرار کنید.
پس از کجا باید بفهمید چطور میتوانید به بهترین نحو با کسی ارتباط برقرار کنید؟ باید با آنها وقت بگذرانید! نباید انتظار داشته باشید با کسی که تازه آشنا شدهاید بتوانید طی یک دقیقه صمیمانه حرف بزنید. درک یک موضوع زمان میبرد—چه آن موضوع موضوعی علمی باشد و چه اجتماعی.
2. ابراز مشخص افکار و احساسات
مغز ما مقدار مشخصی اطلاعات را میتواند در یک زمان دریافت کند. در هر ثانیه ما با بمبارانی از پیامها روبهرو هستیم و به همین دلیل پیامی که به دیگران میرسانید باید مشخص و واضح باشد.
برای اینکه مطمئن شوید کمترین مدت زمان لازم برای ابراز افکار و احساساتتان را به طریق درست صرف میکنید، خیلی خوب است که برای ارتباطتان برنامهریزی داشته باشید—مهم نیست که با چه روشی میخواهید ارتباط برقرار کنید.
3. وقتی نیازهایتان برآورده نمیشود، اعتراض کنید
اعتراض کردن برای اطمینان از اینکه نیازهایتان برآورده میشوند—چه در روابط کاری و چه اجتماعی—بخش مهمی از یک رابطه است.
اما پنج راه وجود دارد که میتوانید در ارتباط و گفتگویتان به جای اینکه خشن به نظر برسید، قاطع دیده شوید: با تمرین رفتارتان قبل از برقراری ارتباط و گفتگو؛ با تکرار گفتگو؛ درخواست فیدبک منفی؛ توافق آزمایشی با فیدبک منفی؛ و ایجاد مصالحه عملی.
قاطعیت ابزار بسیار مفیدی در ارتباط است. کارایی این ابزار بسته به موقعیت است و درست نیست که در همه موقعیتها قاطع باشید. به خاطر داشته باشید، استفاده ناگهانی از قاطعیت ممکن است در نظر دیگران خشونت به نظر برسد.
4. درخواست فیدبک از دیگران و ارائه فیدبک در مقابل
درکنار تکنیک قاطعیت، دادن و گرفتن فیدبک یک امر مهم در مهارتهای ارتباطی است که اگر بخواهید روابط کاری طولانیمدت و بادوامی ایجاد کنید حتماً باید آن را یاد بگیرید.
یک روش برای ارائه فیدبک مفید این است که ابتدا تمجید کرده و بعد از آن توصیهها و پیشنهادات عملی برای بهبود وضعیت ارائه کنید و بعد دوباره آن را با تحسین و تمجید صادقانه جمعآوری کنید.
در این مورد هم باید به خاطر داشته باشید که صداقت دیدگاهی نسبی و فردی است. خصوصیتی در کسی که ممکن است به نظر شما ناخوشایند بیاید، ممکن است دیدگاه فردی دیگر عالی و ایدآل به نظر برسد.
5. تاثیر گذاشتن بر افکار و اعمال دیگران
همه ما فرصت این را داریم که بر افکار و اعمال دیگران اثر بگذاریم. ما این قدرت را داریم که نحوه فکر کردن و عمل کردن دیگران را شکل دهیم.
از یک چیز ساده مثل لبخند زدن و سلام کردن بعنوان راهی برای تاثیر گذاشتن بر روحیه دیگران تا الگو شدن برای دیکران در شرایط سخت، راههای زیادی برای تحتتاثیر قرار دادن افکار و اعمال دیگران دارید.
یادتان باشد که یک نگرش منجر به یک احساس میشود که در مقابل به عمل میانجامد. شما باید نگرشها را شکل دهید تا بتوانید اعمال آنها را پیشبینی کنید.
6. رو کردن مشکلات و تعارضات و حل کردن آنها
ممکن است کارمندانتان خصومتی پنهان در دلشان از شما انباشته باشند و تازمانیکه نفهمید این مشکلات چه هستند، نخواهدید توانست به خوبی با آنها کنار بیایید.
خجالتآور و تحقیرآمیز است و نیاز به صبر و حوصله بسیار دارد تا به حالت دفاعی نروید و به دیگران فرصت دهید نگرانیها، ناامیدیها و عصبانیتهایشان را رودررو ابراز کنند اما با این روش میتوانید فرصت پیدا کنید همه چیز را درست کنید یا به آنها کمک کنید سوءتفاهماتشان برطرف شود.
7. همکاری با دیگران به جای تنها انجام دادن کارها
اینکه یاد بگیرید با همکاری دیگران کارهایتان را انجام بدهید، نقش بسیار مهمی در رشد و پیشرفت کارتان خواهد داشت.
سریعترین راه برای اینکه خودتان را زیر کوهی از جزئیات و حجم کار مدفون کنید این است که سعی کنید همه کارها را خودتا
هوش هیجانی یعنی صداقت، یعنی آگاهی نسبت به احساسات خودمان و دیگران. دکتر دانیل
گلدمن در کتابش به نام کارکردن با هوش هیجانی میگوید «هوش هیجانی مشتمل بر پنج
قابلیت است که سه قابلیت آن در رابطه با تعامل فرد با خودش (درونفردی) و دو قابلیت
دیگر در رابطه با نحوه ِ برخورد فرد با دیگران (برونفردی) است».
این پنج قابلیت عبارتند از:
نقاط قوت و ضعف شما دارد تا بتوانید همزمان از طریق روش مناسب و سازنده احساسات
خود را ابراز کنید.
که انجام میدهیم. مدیریت بر احساس خودتان باعث میشود وقتی با هیجانی روبرو
میشوید با انتخابی منطقی و دلایل کافی رفتاری صحیح در پیش گیرید.
مایوسکننده است. بر اساس نظریه ِ دانیل گلدمن، مجریان و کارگزاران برتر بر موانع
موجود غلبه کرده و میتوانند بر محیط و شرایط موجود تاثیرگذار باشند.
دریچه ِ چشم دیگران ببیند. به طور خلاصه، همدلی نیازمند درک، شناخت و پاسخ مناسب
به هیجانهای دیگران است.
به فرد کمک میکند به طور دائم و مستمر و به طور مثبت با دیگران ازتباط برقرار کند.
روابط موثر، موجب اجماع و توافق عمومی شده و از اهداف گروهها حمایت میکند.
هوش هیجانی میتواند در شرکتهای مختلف موجب موفقیتهای کاری شود.
من از این نظریه دفاع میکنم که هوش هیجانی منافع فردی زیادی در بر دارد، شامل
موفقیت در مسیرهای شغلی، تقویت روابط فردی، افزایش خوشبینی، اعتماد به نفس و
سلامتی.
هوش هیجانی ضمن کاهش فشار روانی (استرس)، محیطی به وجود میآورد که به حفظ سلامت
جسمی و تندرستی بهتر کمک میکند، بهخصوص روی مفهوم دستیابی به سلامت جسمی و
تندرستی بهتر تاکید میکنم.
وقتی دچار فشار روانی میشویم این احساسات از سمت کمر حرکت و تا دستها امتداد
مییابد و آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.
افرادی که به دلیل فشار روانی برای مشاوره مراجعه میکردند افرادی ناامید بوده که
دست از همه ِ احساسات خود کشیده بودند، حالتی خمیده داشته و برای پاسخ دادن به هر
سوالی فقط شانههای خود را بالا میانداختند. هوش هیجانی میتواند مزایای شغلی فراوانی از قبیل بهبود ارتباطات و کاهش تعارضات در
محیط کار به دنبال داشته باشد. با برقراری ارتباط میتوانید اعتماد افراد را به دست
آورید. در محیط کار، اول نیازمند اعتمادسازی هستید.
تاثیر رفتار و حرکات، به مراتب بیشتر از ادای کلمات است. بیش از 65 درصد ارتباطات
را علایم تنگفتاری (زبان بدن) تشکیل میدهد. ارسال پیامها صرفا در قالب کلمات
صورت نمیگیرد بلکه میتواند به وسیله ِ حرکات بدن نیز ارسال شود، لذا هوش هیجانی
کمک میکند تا پیامها را بهتر مدیریت کنید.
هوش هیجانی در محیط کار میتواند به عنوان یک مزیت تلقی شود. ارتقاء شغلی هر فرد
بستگی به مهارتهای هوش هیجانی دارد. بنابراین هوش شناختی (IQ) نمیتواند
پیشبینیکننده ِ خوبی برای موفقیتهای شغلی فرد باشد.
هوش شناختی میتواند فرد را تا دم درب موفقیت ببرد ولی این هوش هیجانیست که از
ابتدا میتواند از شما یک مجری و کارگزار برتر بسازد.
به هنگام استخدام کارکنان به مهارتهای فنی آنان نیازمند هستید اما موضوع به
همینجا ختم نمیشود، چون اگر این افراد دارای بهترین مهارتهای فنی هم باشند ولی
عنان خود را به دست روزگار بسپارند و کنترلی بر هیجانهای خود نداشته باشند در
انجام وظایف حتما شکست میخورند.
داشتن مهارتهای فنی برای انجام کار مهم هستند، مشاغلی مانند حسابداری، هتلداری،
امور اداری و تحقیق و پژوهش نیازمند مهارتهای خاصی هستند، اما باید بدانیم برای
انجام وظایف به انسان نیاز داریم و مهم است که بپذیریم همه ِ ما دارای هیجانهایی
هستیم.
بنابراین هوش هیجانی عامل مهمی در تحقق اهداف تجاریست و موجب افزایش بهرهوری،
کاهش اتلاف زمان و غیبتهای ناشی از بیماری کارکنان میشود.
هوش هیجانی موجب افزایش چرخه ِ نوآوری میان کارکنانی میشود که ایدههای جدید را
مطرح میکنند، بهبود میبخشند و یا در نهایت اجرا میکنند.
وقتی به دنبال دلیل غیبت دانشجویان در آزمایشگاه بودم، متوجه شدم دانشجویان به این
دلیل از کار در آزمایشگاه خودداری میکردند که اساتید از هوش هیجانی پائینتری نسبت
به دانشجویان برخوردار بودند.
به صراحت میگویم هوش هیجانی نوعی رفتار یا انتخابی در زمینه ِ کسبوکار است. ما
باید برای گسترش فرهنگ کاری بر مبنای هوش هیجانی که بسیار فراگیر است تلاش کنیم.
در ارتباط با دیگران در محیط کار یا خانواده مهم نیست چه جملاتی میگویید بلکه مهم،
چگونه گفتن آن جمله است. هوش هیجانی در محیط کار کمک میکند تا بهتر بتوانیم
احسا
ابعاد هوش هیجانی در مدیریت و رهبری
گلمن، بویاتزیس و ری (1999) نیز اجزای هوش هیجانی را به شرح زیربیان کرده اند:
1) خودآگاهی: خودآگاهی یا تشخیص احساس در همان زمان که در حال وقوع است، بخش مهم و کلیدی هوش هیجانی را تشکیل
می دهد. توانایی کنترل و اداره لحظه به لحظه احساسها نشان از درک خویشتن و بصیرت روان شناسانه دارد. مدیران و رهبرانی که
درجه ای بالا از خود آگاهی دارند، با خود و دیگران صادق هستند و می دانند که چگونه احساسهایشان بر آنها، سایر مردم و عملکرد شغلیشان تاثیر می گذارد. آنها با یک احساس قوی از خودآگاهی، با اعتماد به نفس و در استفاده از
قابلیتهایشان کوشا هستند و می دانند چه وقت درخواست کمک کنند.
2) خودنظم دهی: کنترل و اداره احساسات مهارتی است که بر پایه خود آگاهی شکل می گیرد. مدیران ورهبران قادرند محیطی از اعتماد و انصاف خلق کنند. عامل خود نظم دهی به دلایل رقابتی بسیار مهم است، زیرا در محیطی که سازمانها مستهلک می شوند و فناوری کار با سرعتی گیج کننده تغییر شکل می یابد. فقط افرادی که بر هیجانهایشان تسلط یافته اند، قادر به انطباق با این تغییرها هستند.
3) انگیزش: هدایت احساسها در جهت هدف خاص برای تمرکز توجه و ایجاد انگیزه در خود بسیار مهم است. کنترل احساسها زمینه ساز هر نوع مهارت وموفقیت است و کسانی که قادرند احساسهای خود را به موقع برانگیزانند، در هر کاری که به آنان واگذار شود، سعی می کنند مولد وموثر باشند. رهبران با انگیزه برای رسیدن به ماورای انتظارهای خود و هرکس دیگر حرکت می کنند. کلید واژه این رهبران، پیشرفت است. رهبرانی که بالقوه رهبر هستند، میل به پیشرفت در آنها درونی شده و برای رسیدن به پیشرفت برانگیخته می شوند. شور، اولین علامت رهبران با انگیزه است که به وسیله آن عشق به یادگیری دارند، به انجام خوب شغل مبادرت
می کنند و یک انرژی خستگی ناپذیر برای بهتر انجام دادن کارها نشان می دهند. تعهد سازمانی علامت دیگر است. وقتی افراد شغلشان را برای خودش دوست دارند. به سازمانی که در آن مشغول بکارند، احساس تعهد می کنند و به طور قابل ملاحظه ای موقعی که علایم بر ضد آنهاست، خوشبین باقی می مانند.
4) همدلی: توانایی دیگری که براساس خودآگاهی هیجانی شکل می گیرد، همدلی با دیگران است که نوعی مهارت مردمی محسوب
می شود. رهبران همدلی سعی می کنند همه را راضی کنند. آنها با ملاحظه و فکر، احساسهای کارکنان را همراه با سایر عوامل در تصمیم گیریها در نظر می گیرند. امروزه همدلی به عنوان جزئی از رهبری بسیار مهم است، رهبران همدل بیشترین همدردی را با افراد اطرافشان نشان می دهند. آنها دانش خود را برای پیشرفت سازمانشان به روشهای ظریف اما با اهمیت استفاده می کنند.
5) مهارت های اجتماعی یا تنظیم روابط با دیگران: هنر ارتباط با مردم به مقدار زیاد، مهارت کنترل و اداره احساسهای دیگران است. این مهارت نوعی توانایی است که محبوبیت، قوه رهبری و نفوذ شخصی را تقویت می کند. رهبران دارای سطوح بالای تواناییهای هیجانی می باشند. اغلب با روحیه هستند. افراد ماهر از نظر اجتماعی به حوزه وسیعی از آشناییها و همچنین مهارتها برای ایجاد رابطه تمایل دارند. این افراد در مدیریت گروهها ماهر هستند. مهارتهای اجتماعی می تواند به عنوان کلید قابلیتهای رهبری در اکثر سازمانها در نظر گرفته شود، زیرا وظیفه رهبر انجام کار از طریق دیگرافراد است. در این راستا رهبران به مدیریت موثر روابط نیاز دارند ومهارتهای اجتماعی آن را ممکن می سازد.
مایر،سالووی وکارسو (1990)نیز برای هوش هیجانی چهاربعدتشخیص داده اند که عبارتند از:
1) شناسایی هیجانها در خود و دیگران: ضروری ترین توانایی مرتبط با هوش هیجانی این است که از هیجانها و احساسهای خودآگاه باشد. توانایی خودآگاهی به مدیران اجازه می دهد تا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسند و به ارزش خود اعتماد پیدا کنند. مدیران خود آگاه برای آزمون دقیق روحیات خود از خود آگاهی استفاده می کنند و به طور شهودی و از راه درک مستقیم می دانند که چگونه دیگران را تحت تاثیر قرار دهند.
2) کاربرد هیجانها: کاربرد هیجانها،توانایی استفاده از هیجانها درکمک به کسب نتایج مطلوب ،حل مسایل واستفاده ازفرصتهاست. این مهارت شامل توانایی مهم همدلی و بینش سازمانی است. مدیرانی که از این توانایی برخوردارند. هیجانها و احساسهای دیگران را بیشتر عملی می سازند تا اینکه آنها را حس کنند. آنان نشان می دهند که مراقب هستند. علاوه بر این، آنان در زمینه شناخت روند سیاستهای اداری تخصص دارند. بنابراین، مدیران برخوردار از آگاهی اجتماعی دقیقاً می دانند که گفتار و کردارشان بردیگران تاثیر می گذارد و آن قدر حساس هستند که اگر کلام و رفتارشان تاثیر منفی داشته باشد، آن را تغییر می دهند.
3) توانایی درک و فهم هیجانها: توانایی درک هیجانهای پیچیده وآگاهی ازعلل آنهاوچگونگی تغییر هیجانها ازیک حالت به حالت دیگر رادرک هیجانها می نامند. مدیرانی که از این توانایی برخوردارند، از این مهارتها در جهت گسترش شور و اشتیاق خود و حل اختلافهااز طریق شوخی و ابراز مهربانی استفاده می کنند. آنها به کمک این تواناییها می توانند بفهمند که چه چیزی موجب برانگیختن یا عدم برانگیختن افراد یا گروهها می شود و در نتیجه می توانند همکاری بهتری را با دیگران برنامه ریزی کنند.
4) مدیریت هیجانها: مدیریت هیجانها،توانایی کنترل واداره کردن هیجانها درخود و دیگران است. مدیرانی که این توانایی را دارا هستند، اجازه نمی دهند بدخلقی های گاه و بیگاه در طول روز از آنها سربزند. آنان از توانایی مدیریت هیجانها به این منظور استفاده می کنند که بدخلقی و روحیه بد را به محیط کاری و اداره وارد نکنند یا منشا و علت بروز آن را به شیوه ای منطقی برای مردم توضیح دهند. بنابراین، آنها می دانند که منشا این بدخلقی ها کجاست و چه مدت ممکن است به طول انجامد.
«جردن»، «اشانازی»، «هارتل» و «هوپر» (1999) ابعاد هوش هیجانی در محیط کار را به صورت مدل نشان
داده اند. در این مدل بر اساس ابعاد مایر، سالووی و کارسو، شاخصهای فرعی تر تبیین و ارتباط آنها با هوش هیجانی مرتبط با خود و دیگران که تشکیل دهنده هوش هیجانی محیط کار است. به صورت شکل 1 بیان شده است (شکل شماره یک).
هوش هیجانی و رهبری گروه
توانایی به کارگیری هیجانات یا تولید هیجانها برای تسهیل حل مسئله در کارآیی اعضای گروه نقش مهمی را ایفا می کند. در واقع بارساد (2000) از دانشکده مدیریت ییل در مطالعه ای که راجع به شناخت هیجانی انجام داد، دریافت که گسترش هیجانهای مثبت در داخل گروهها، همکاری و مشارکت اعضای گروه را تسهیل کرده، تعارض را کاهش داده و میزان کارآیی اعضای گروه را بهبود می بخشد. رایس (1999) متخصص آمریکایی در زمینه منابع انسانی، مقیاس چند عاملی هوش هیجانی را روی 164 نفر از کارکنان عادی و 11 نفر از رهبران این کارکنان که در یک شرکت بیمه مشغول به کار بودند، اجرا کرد و با این آزمون به ارزیابی هوش هیجانی آنان پرداخت. همبستگی بین نمره های مربوط به گروه رهبران درآزمون هوش هیجانی با نمره های کارآیی آنان که توسط مدیران اداره درجه بندی شده بود (51/0= r) محاسبه شد. همبستگی بین میانگین نمره های گروه در آزمون هوش هیجانی و امتیا
از سالها پیش روان شناسان متوجه شده اند که برای کسب موفقیت تنها دارا بودن ظرفیتهای هوش عقلانی قوی (IQ) کفایت نمی کند. مطالعات نشان می دهد ، تعداد زیادی از افراد دارای هوش عقلانی و شناختی بالا نتوانسته اند در زمینه شغلی ، زندگی زناشویی ، ایجاد روابط با دیگران و حتی زمینه های تحصیلی موفق باشند. پس از آن نظر دانشمندان از جمله پیتر سالوی و جان مایر به توانمندیهای دیگری جلب شد که بیشتر از جنس هیجانات بودند تا شناختها. این توانمندی که از این پس هوش هیجانی نامیده می شود به توانایی های آموخته شده ای اشاره دارد که به ما کمک می کند تا احساسات و هیجانات خود را درک کرده و کنترل نماییم تا به نفع ما کار کنند نه بر علیه ما.
گاه از خود می پرسیم ، چگونه می توان در کارکنان ایجاد انگیزه کرد؟ یا تحت چه شرایطی می توان دراعضا یک مجموعه کاری یا سازمان، شور و اشتیاق برای بهتر کار کردن را افزایش داد؟ چگونه می توان اعتماد کرد و اعتماد را جلب کرد؟ امید به آینده را چگونه بالا ببریم؟ اضطراب را با چه روشی کاهش دهیم؟ و سوالاتی از این قبیل.
با نگاهی به عبارات انگیزه ، شور و اشتیاق ، اعتماد ، امید،اضطراب و لغات مشابه آن متوجه می شوم ، در باره مقولاتی از جنس هیجانات یا عواطف فکر می کنم نه مولفه های شناختی و عقلانی. یا بهتر بگویم ، به جای صحبت از IQ از ظرفیت دیگری به نام EQ یا چیزی که امروزه هوش هیجانی (Emotional Intelligence = EI) نامیده می شود بحث می کنیم.
هوش هیجانی از پنج مهارت تشکیل شده :
۱ مهارت خود آگاهی:
شناخت احساسات و هیجانات خود به طور آنی و عمیق و استفاده از آن برای راهنمایی در تصمیم گیری های مناسب.
۲ مهارت خود نظم دهی:
توانایی مهار و مدیریت هیجانات و حفظ آرامش برای کمک به تصمیم گیری و بهره گیری از توانمندیهای شناختی به نحو مناسب. هماهنگی با هیجاناتمان به نحوی که به جای اختلال در کارها ، در تسهیل آن به ما یاری رساند.
۳ مهارت خود انگیختگی:
استفاده از عمیقترین علایق خود برای حرکت دادن و هدایت به سمت اهداف تا کمک کند پیش قدم شده و در جهت تکامل و پیشرفت تلاش کنیم ، نه اینکه منتظر مانده تا یک واقعه یا شخص باعث ایجاد انگیزه و حرکت در ما گردد.
۴ مهارت همدلی:
درک آنچه افراد احساس می کنند ، توانایی در نظر گرفتن دیدگاه های دیگران و توسعه حسن تفاهم و هماهنگی با انسان های گوناگون به منظور ارتقای کار گروهی بویژه در محیط کاری و سازمانی
۵ مهارت های اجتماعی:
در روابط با دیگران ، به خوبی کنار آمدن با عواطف خود و دیگران. فهم دقیق موقعیتها و شبکه های اجتماعی. مهارت خوب گوش کردن، و خوب ابراز وجود کردن ، حل تضادها و تعارض ها و استفاده از این مهارتها برای متقاعد سازی ، رهبری و مدیریت.
هوش هیجانی یعنی صداقت، یعنی آگاهی نسبت به احساسات خودمان و دیگران. دکتر دانیل
گلدمن در کتابش به نام کارکردن با هوش هیجانی میگوید «هوش هیجانی مشتمل بر پنج
قابلیت است که سه قابلیت آن در رابطه با تعامل فرد با خودش (درونفردی) و دو قابلیت
دیگر در رابطه با نحوه ِ برخورد فرد با دیگران (برونفردی) است».
این پنج قابلیت عبارتند از:
نقاط قوت و ضعف شما دارد تا بتوانید همزمان از طریق روش مناسب و سازنده احساسات
خود را ابراز کنید.
که انجام میدهیم. مدیریت بر احساس خودتان باعث میشود وقتی با هیجانی روبرو
میشوید با انتخابی منطقی و دلایل کافی رفتاری صحیح در پیش گیرید.
مایوسکننده است. بر اساس نظریه ِ دانیل گلدمن، مجریان و کارگزاران برتر بر موانع
موجود غلبه کرده و میتوانند بر محیط و شرایط موجود تاثیرگذار باشند.
دریچه ِ چشم دیگران ببیند. به طور خلاصه، همدلی نیازمند درک، شناخت و پاسخ مناسب
به هیجانهای دیگران است.
به فرد کمک میکند به طور دائم و مستمر و به طور مثبت با دیگران ازتباط برقرار کند.
روابط موثر، موجب اجماع و توافق عمومی شده و از اهداف گروهها حمایت میکند.
هوش هیجانی میتواند در شرکتهای مختلف موجب موفقیتهای کاری شود.
من از این نظریه دفاع میکنم که هوش هیجانی منافع فردی زیادی در بر دارد، شامل
موفقیت در مسیرهای شغلی، تقویت روابط فردی، افزایش خوشبینی، اعتماد به نفس و
سلامتی.
هوش هیجانی ضمن کاهش فشار روانی (استرس)، محیطی به وجود میآورد که به حفظ سلامت
جسمی و تندرستی بهتر کمک میکند، بهخصوص روی مفهوم دستیابی به سلامت جسمی و
تندرستی بهتر تاکید میکنم.
فهرست مطالب
مقدمه..............................................4
کاربرد مبلمان شهری.....................................................................5
معماری مبلمان شهری...............................................................9
انواع مبلمان شهری در معماری..................................................................12
مبلمان شهری در هویت و سیمای شهری.............................14
نتیجه گیری..........................................................................20
منابع و ماخذ ..................................................................30
انسان زمانی انسان می گردد که دارای هویت باشد و بتواند از منیت خود حرفی داشته باشد و این نیز ریشه در فرهنگ آن جامعه ای دارد که انسان در آن زندگی می کند، پس باید با آن آشنا شود و با بهره گیری از آن، هم خود و هم جامعه خود را باور کند. امروزه در سراسر جهان، طراحی محیط و مبلمان شهری در حیطه هویت و فرهنگ جامعه و شهروند می باشد و در کشور ما نیز طراحی مبلمان شهری حول محور باورها، دیده ها و فرهنگ جامعه ماست. در واقع طراحی مبلمان شهری از اندیشه ها و هویت یک جامعه برخواسته، به طوری که با هنر و خلاقیت ادغام شده و به گونه ای جاودان و ماندنی می شود که، بر همه اقشار جامعه نیز تأثیر گذار گردد. بنابر آنچه بیان شد اولین نقشی که برای طراحی مبلمان شهری قائل می شویم، همان برقراری ارتباط بصری مناسب بین طرح و انسان است و یا به زبانی دیگر، همان ارتباط بین مبلمان شهری و هویت انسان می باشد و در دومین نقش خود، وظیفه زیباسازی محیط را بر عهده می گیرد چرا که انسان زیبا پسند است و همین ویژگی در المان های شهری باعث آرامش انسان می شود.
مجموعه اجزایی که در فضاهای شهری چیده می شوند و به استفاده عموم جهت رفع نیازهای زیست محیطی می رسند و منظر و هویت شهری را، تحت شعاع قرار می دهد،مبلمان شهری گویند. نقش اصلی مبلمان شهری در سطح خیابان ها و فضاهای شهری ایجاد مکان هایی است که زبان ناطق هویت انسان و منظر شهری مطلوب، باشد.مبلمان شهری مثل هر عنصر دیگری در سیمای شهر تاثیرگذار است و باید در این حوزه با طراحی و برنامه ریزیهای دقیق، متناسب با فرهنگ و آداب و رسوم مردم حرکت کرد.
مبلمان شهری خود انواع مختلفی دارد که هر کدام، از حیطه طراحی شهری، در راستای هویت شهر و سیمای آن گام بر می دارد و آینه ای از فرهنگ شهر است، که از انواع این مبلمان شهری می توان به صندلی ها و نیمکت ها، ایستگاه های اتوبوس، سطل های زباله، بیلبوردها و تابلوهای آگهی، المان ها و نمادهای شهری و ... اشاره کرد، که خصوصیات منحصر به فرد هر کدام از این مبلمان ها نیز از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که با
برخی مشکلات معمول در صنایع شامل طراحی نامناسب محل کار ، عدم انطباق بین قابلیتهای کارگر و الزامات شغلی، وجود محیط کار و مشاغل زیان آور ، طراحی نا مناسب سیستم انسان –ماشین و برنامه های ضعیف مدیریت می باشد. این مشکلات منجر به ایجاد مخاطرات در محل کار ، ضعف سلامتی کارگران ، صدمات ناشی از کار با تجهیزات ، معلولیتها و در عوض کاهش بهره وری کارگر و کیفیت تولید و افزایش هزینه می شود. کاربرد موثر ارگونومی در طراحی سیستم کاری می تواند تعادلی را بین ویژگی های کارگر و نیازهای شغلی برقرار کند.
این علم ، گستره وسیعی را در زمینه طراحی کار ، ابزار ، تجهیزات ، ماشین آلات ، ایستگاه کار و سیستمها در موارد مختلف صنعتی ، آموزشی ، ورزشی و غیره در بر گیرد. هدف ارگونومی آن است که در طراحی ابزارو وسایل کار و سیستمهای فنی و تولیدی نیز در طراحی محیط کار ، نیازها و خصوصیات جسمی وروحی انسانها در نظر گرفته شود تا در عین نیل به افزایش بازدهی تولید ، به سلامت و بهداشت و راحتی انسانها نیز به بیشترین حد توجه شده باشد
ارگونومی یا مهندسی فاکتورهای انسانی از دو کلمه یونانی»Ergo« به معنی کار و «Nomos» به معنی قانون و قاعده مشتق شده است و در لغت به معنای قانون و قاعده کار است ارگونومی کوششی است در جهت تناسب کار با انسان هدف اساسی از این علم, بهبود بخشیدن به نحوه کار, روش های کار و وسایل کار و انطباق بخشیدن آنها با خصوصیات روانی و بدن انسان است
اگر این استرس ها در محیط کاری بیش ازاندازه و از حد عادی خود تجاوز کند نتایج نامطلوبی نظیر اشتباهات کاری، ایجاد حوادث و کاهش سلامتی جسمی و روانی افراد خواهد داشت. با رعایت اصول ارگونومی، فشار کار و خستگی های بی مورد کاهش می یابد و کارایی افزایش پیدا می کند. ارگونومی (مهندسی فاکتورهای انسانی) عملی نسبتاً جدید است که با علوم مختلف در ارتباط است.
ستون فقرات
به طور کلی در کارهای عملی به ویژه درمحیط های کارگاهی و حتی اداری بیشتر ناراحتی های کمر به علت فشاری است که به روی دیسک پدپد می آید. دیسک مانند بالشی است که بین دو مهره متوالی ستون فقرات قرار دارد و درون آن