همانگونه که در موسیقی، اجرای نت روان، سیال و متصل و یا اجرای مقطع و ناپیوسته نتها داریم، در بافت موسیقی نیز معماران در صورت ساختمان و نصب بازشوها با فواصل گوناگون، گاهی همچون هنر گوتیک در جستجوی کاهش آرتیکولاسیون بواسطة تداوم بودهاند و گاهی نیز همچون اکسپرسیونیسم آلمان در آغاز قرن بیستم در جست و جوی پیوستگی و تداوم کامل است.
معماری و موسیقی هنرهایی هستند که در صورت انتزاعی و در مفهوم مجرد شناخته میشوند و برخورد روزمره با آنها نیز مجزا و مجرد میباشد. انتزاعی بودن خصیصهای مشترک در بین هنرهاست؛موسیقی، هنری شنیداری میباشد و در مرحله آغازین ارتباط با مخاطب میتواند با ایجاد حالات صوتی، حس او را در لحظه بسازد و یا ضمیر ناخودآگاه را به تداعی معانی وادارد. حالات موسیقی پیرو قواعد مشخصی منبعث از ریاضیات و فیزیک که از نظم طبیعت پدید میآید، قواعد ریاضی شناخته شدهای همچون اعداد طلایی و فرمول معروف فیبوناچی و اصول کشف شده تناسبات هندسی در تحلیل هندسی طبیعت جانداران در موسیقی به وفور یافت میشود.
معماری نیز انتزاعی است؛ چه عناصر طبیعی در معماری آنگونه که باید باشند نیستند و تغییر شکل یافتهاند. ثبت و نگهداری معماری برای بوجود آوردن آن نیز در بستر هندسه و به نوعی هندسه در بعد دادن به عناصر ریاضی صورت میگیرد. هر چند در هر طبقه از ساختمان ما میتوانیم با نظاره گری بر پنجرهها و بازشوها و فضاهای خالی سکوت به ملودی آن گوش فرا دهیم، توأمان هم میتوانیم با نگریستن به بدنة ضلع یک ساختمان، دو یا سه طبقه را به شکل یک هارمونی به یک چشم انداز دریافت کنیم. به زبان دیگر، همانگونه که دانش هارمونی ما را به خصیصههای آکوردها و توانایی پیوندشان با یکدیگر، با توجه به ارزشهای ساختمانی، ملودیک و وزنی آنها آگاه میسازد، کاوشگر نیز میتواند هارمونی بافت موسیقی را برداشت کند.
همه هنرها به طور عرضی با همدیگر ارتباط دارند، چراکه منشا همه آنها تجلی زیبایی است. این زیبایی در معماری ومجسمهسازی به شکل نسبتهای طول و عرض و ارتفاع اتفاق میافتد. در یک چهره، تناسبات هستند که زیبایی میآفرینند. گاهی هم تناسبات رنگها باعث ایجاد زیبایی میشوند که در آنجا هم مجموعه فرکانسهای نوری، تناسبات دلپذیری را به وجود میآورند. در موسیقی هم نسبتهای صوتی به زیبایی منجر میشوند؛ نسبتهایی که به تناسب میرسند. تناسب گاهی در وجه دیداری است و گاهی در وجه شنیداری. در مورد بویایی و بساوایی هم چیزهایی ذکر میشود، بنابراین همه هنرها یک وجه دارند و آن وجهی است که با هندسه دل ما از قبل طراحی شده است.
ما روی یک پاره خط به طول یک، تنها یک نقطه را پیدا میکنیم که موجزترین نسبت را به ما بدهد. در همه هنرها ایجاز، یکی از شروط است. در نقطهای که ما پیدا میکنیم، نسبت کل پاره خط به بخش بزرگ، برابر است با نسبت بخش بزرگ به بخش کوچک و این نسبت، عدد فی را به ما میدهد که اصطلاحا به آن نسبت الهی گفته میشود، یعنی اینکه ما با این قاعده توحیدی مواجه هستیم که هرچیزی از یک یعنی وجه حقیقی عالم و وحدت حقیقی عالم نشات بگیرد، برای ما زیباست. بعد از عدد یک عددهای دو و سه هستند. تمام گامهای موسیقی ازاین دو عدد حاصل میشوند.
معماری موسیقی جامد است. همان موسیقی است که در عالم غیر مادی جریان دارد و معماری ایرانی مصداق بارز و عینی در جهان مادی دستگاهها و نغمههای موسیقی ایرانی است. میتوان عنوان نمود که هر بنایی علی الخصوص بناهایی که جایگاه ویژهای را در فرهنگ ما دارا میباشند هر کدام تداعی کننده موسیقی در دستگاه خاص خود میباشد.
از سردر بازار قیصریه که وارد میدان میشوید اگر با موسیقی ایران آشنا باشید احساس میکنید که دستگاه شور را برای شما زمزمه میکند اول طاقنماهای موزون را میبینید و این در آمد شور است که در چند پرده نزدیک به هم نواخته میشود آرام آرام پیش میروید تا به عالی قاپو میرسیم که همان شهناز است بعد به زیر افکن و قرود میآید و میرسد به مسجد شاه که همان گوشه اوج است و بعد مسجد شیخ لطفالله که گوشه سلمک را تداعی میکند تا دوباره میرسد به سر در قیصریه. بی شک یکی ار عمده دلایل سحر انگیزی فضاهای ایرانی همین پیوند با موسیقی است.
همانگونه که در موسیقی، اجرای نت روان، سیال و متصل و یا اجرای مقطع و ناپیوسته نتها داریم، در بافت موسیقی نیز معماران در صورت ساختمان و نصب بازشوها با فواصل گوناگون، گاهی همچون هنر گوتیک در جستجوی کاهش آرتیکولاسیون بواسطة تداوم بودهاند و گاهی نیز همچون اکسپرسیونیسم آلمان در آغاز قرن بیستم در جست و جوی پیوستگی و تداوم کامل است.
معماری و موسیقی هنرهایی هستند که در صورت انتزاعی و در مفهوم مجرد شناخته میشوند و برخورد روزمره با آنها نیز مجزا و مجرد میباشد. انتزاعی بودن خصیصهای مشترک در بین هنرهاست؛؛موسیقی، هنری شنیداری میباشد و در مرحله آغازین ارتباط با مخاطب میتواند با ایجاد حالات صوتی، حس او را در لحظه بسازد و یا ضمیر ناخودآگاه را به تداعی معانی وادارد. حالات موسیقی پیرو قواعد مشخصی منبعث از ریاضیات و فیزیک که از نظم طبیعت پدید میآید، قواعد ریاضی شناخته شدهای همچون اعداد طلایی و فرمول معروف فیبوناچی و اصول کشف شده تناسبات هندسی در تحلیل هندسی طبیعت جانداران در موسیقی به وفور یافت میشود.
معماری نیز انتزاعی است؛ چه عناصر طبیعی در معماری آنگونه که باید باشند نیستند و تغییر شکل یافتهاند. ثبت و نگهداری معماری برای بوجود آوردن آن نیز در بستر هندسه و به نوعی هندسه در بعد دادن به عناصر ریاضی صورت میگیرد. هر چند در هر طبقه از ساختمان ما میتوانیم با نظاره گری بر پنجرهها و بازشوها و فضاهای خالی سکوت به ملودی آن گوش فرا دهیم، توأمان هم میتوانیم با نگریستن به بدنة ضلع یک ساختمان، دو یا سه طبقه را به شکل یک هارمونی به یک چشم انداز دریافت کنیم. به زبان دیگر، همانگونه که دانش هارمونی ما را به خصیصههای آکوردها و توانایی پیوندشان با یکدیگر، با توجه به ارزشهای ساختمانی، ملودیک و وزنی آنها آگاه میسازد، کاوشگر نیز میتواند هارمونی بافت موسیقی را برداشت کند.
همه هنرها به طور عرضی با همدیگر ارتباط دارند، چراکه منشا همه آنها تجلی زیبایی است. این زیبایی در معماری ومجسمهسازی به شکل نسبتهای طول و عرض و ارتفاع اتفاق میافتد. در یک چهره، تناسبات هستند که زیبایی میآفرینند. گاهی هم تناسبات رنگها باعث ایجاد زیبایی میشوند که در آنجا هم مجموعه فرکانسهای نوری، تناسبات دلپذیری را به وجود میآورند. در موسیقی هم نسبتهای صوتی به زیبایی منجر میشوند؛ نسبتهایی که به تناسب میرسند. تناسب گاهی در وجه دیداری است و گاهی در وجه شنیداری. در مورد بویایی و بساوایی هم چیزهایی ذکر میشود، بنابراین همه هنرها یک وجه دارند و آن وجهی است که با هندسه دل ما از قبل طراحی شده است.
ما روی یک پاره خط به طول یک، تنها یک نقطه را پیدا میکنیم که موجزترین نسبت را به ما بدهد. در همه هنرها ایجاز، یکی از شروط است. در نقطهای که ما پیدا میکنیم، نسبت کل پاره خط به بخش بزرگ، برابر است با نسبت بخش بزرگ به بخش کوچک و این نسبت، عدد فی را به ما میدهد که اصطلاحا به آن نسبت الهی گفته میشود، یعنی اینکه ما با این قاعده توحیدی مواجه هستیم که هرچیزی از یک یعنی وجه حقیقی عالم و وحدت حقیقی عالم نشات بگیرد، برای ما زیباست. بعد از عدد یک عددهای دو و سه هستند. تمام گامهای موسیقی ازاین دو عدد حاصل میشوند.
زمانی که وارد مبحث ریتم میشویم، با دوضربی یا سه ضربی مواجه هستیم. اصلا ریتمی ازاین قاعده خارج نیست. وقتی ریتم ترکیبی میشود، حاصل ضرب عددهای دو و سه است و موقعی که ریتم مختلط میشود، حاصل جمع این دو عدد است البته با ترتیبهای متنوع و مختلف. وقتی که ما از یک که نقطه توحیدی عالم است به سمت کثرت حرکت میکنیم، ابتدا با دو و سه مواجه هستیم. در معماری هم با فرکانسهای نوری که طول و عرض و ارتفاع را تعریف میکنند، سروکار داریم و زمانی که این سه به موجزترین شکل واقع شود، شما احساس زیبایی میکنید و از نظر روحی حال خوبی دارید و این تناسبات در اکثر آثار بزرگ معماری وجود دارد. جالب اینکه این تناسبات در بدن انسان، آناتومی پرندگان و درختان و همه جای طبیعت به همان نسبت الهی وجود دارد.
ریتم تابعی از زمان بوده و در نمودهای گوناگون بصری ، صوتی، همانند اسم معنی در دستور زبان است. مانند نور در داخل شعله و عطر در غنچه گل. ریتم پدیده پیچیدهای است که در تمام اثار هنری جریان دارد. در واقع نبض تنفس است، که حیات میبخشد، و به حرکت در می اورد. قلب ناپیدای است که از درون میتپد برای وی و تنها برای وی است، که در یک سلسله پدیدهها نظم بر قرار میگردد تا بتواند به طور موزون معرفی شود. در موسیقی، آهنگ سازان بر حسب قواعد معین صداها را با هم ترکیب کرده و آثار را به وجود میآورند. در تمام قطعات، پس از دادن نت صدای موسیقی، ریتم آن را مشخص مینمایند. اهمیت ریتم در موسیقی به حدی است که اگر در آهنگ آشنایی، تمام نتهای آن را در فواصل زمانی یکسان بنوازند، یا به عبارت دیگر، ریتم را از آهنگ جدا نمایند، شناسایی آهنگ بسیار مشکل خواهد بود. حال اگر ریتم همان آهنگ را بدون در نظر گرفتن نتهایش بنوازند، شاید بتوان آهنگ را شناسایی کرد. یعنی یک آهنگ را بیشتر میتوان از ریتم آن شناخت تا از نتهایش. موسیقی دانان بر آنند که ریتم عنصر لاینفک و جدا نشدنی از موسیقی بوده، و به آن نظم و معنی میبخشد، و جزء مهمی از آهنگ را تشکیل داده و بر احساس و درک موسیقی ما اثر میگذارد.
ساده ترین نوع آن تکرار منظم عناصر معماری در امتداد یک خط مستقیم است. سکون و توقف با مفهوم مکث در معماری جنبهای کاربردی دارد. پاگرد پلهها، میادین و گرههای شهری از نمودهای کاربردی آن است. گاهی با ایجاد یک عامل یا عنصر در فضای معماری و جلب توجه بیننده، عامل مکث و سکون را میتوان به خوبی پدید آورد. احاطه آدمی بر معماری با شناخت هندسه و قواعد آن و تعریف اشکال و کنار هم گذاشتن آنها در روی کاغذ با نام نقشه و طرح معماری به نوعی تعریف شده است و کنکاش آدمی در طبیعت نیز مصالح مورد نیاز را در ایجاد یک اثر معماری خوب به او میدهد. حالات موسیقی پیرو قواعد مشخصی منبعث از ریاضیات و فیزیک است. معماری هندسه مکان است و موسیقی ریاضی زمان و میتواند بدینگونه نیز باشد که معماری ریاضی مکان است و موسیقی هندسه زمان! موسیقی ایستا نیست ولی معماری ایستا است. در مورد نقاشی، ایستایی در بطن کار معرفی میشود. برخورد دو علم مشترک هندسه و ریاضی که هر دو هنرهای ذهنی منبعث و مشتق از طبیعت هستند در موسیقی و معماری به نحوی سازگاری ایجاد نموده است که حس مشترک بودن معماری و موسیقی را تقویت میکند و راه را برای ارزیابی این دو هنر مهیا میسازد
نام کتاب: معماری و موسیقی مولف: موسسه علمی و فرهنگی فضا (منصور فلامکی، غلامحسین نامی، حسینعلی ملاح، محمد رضا حائری، امانوئل ملک اصلانین، حسین دهلوی، خسرو سینایی، فرهاد مشیری، علی اکبر صارمی، اسماعیل
تعریف تحول
تحول حرکتی است به فراسوی وضعیت فعلی از طریق یک وضعیت گذار و به سمت یک وضعیت آتی و یا به عبارتی دیگرتحول فعالیت و یا تلاشی برنامه ریزی شده و بلند مدت است که سازمان (ویا فرد) را به سمت جایگاه بالاتر حرکت
میشود.
تحول سازمان
تحول سازمانی نیز با این مفهوم، ایجاد و توسعه راه حلهای خلاقانه و جدید است. فرآیندی که با هدف توانمندسازی کارکنان برای پذیرش تغییر در محیط کسب و کار فعلی آنها انجام می شود. این نوع از تحول زمان بر است و می بایست برنامه ریزی شده باشد و شرط تحقق آن هدایت و حمایت مدیریت ارشد سازمان است. تحول سازمانی نیازمند تصویری مطلوب از آینده است و بر جنبه های نرم افزاری سازمان و فرهنگ سازمانی(جنبه های انسانی و اجتماعی سازمان) تکیه دارد و البته شامل برنامه هایی نیز برای جنبه های سخت افزاری سازمان است.
تفاوت تغییر و تحول در این است که تغییر یک هدف است و بیرونی است در حالیکه تحول تحول تولدی دوباره است و یک فرآیند و درونی است. تحول دارای منشاء درونی می تواند باشد مانند تغییر مدیریت ارشد، تغییر ساختار شرکت و … سازمان در چرخه حیات سازمانی خود با مسائل و چالشهای متفاوتی مواجه می شود. با افزایش عمر سازمان و بزرگی و سالخوردگی آن دچار فرسودگی و بی حرکتی می شود، تکنولوژیهای مورد استفاده آن فرسوده می شوند، استراتژیهای آن بروز نیستند، مسائل استراتژیک خاصی به وجود می آید، فرهنگ سازمانی با استراتژیهای سازمان ناسازگار است و شرایط جدید محیط را بر نمی تابد، فرآیندها و ساختارهای سازمان دچار تفضیل و پیچیدگیهای افراطی می شود، دیدگاه مدیران توسعه پیدا کرده و نو می شوند، کارکنان دچار رکود فکری و رخوت می شوند اینها همه مصادیقی از منشاء درونی تحول هستند.
و می تواند دارای منشاء بیرونی باشد مانند ظهور تکنولوژی های نو، بازارهای جدید، وضعیت رقبا و … توسعه نیازهای مشتریان، ابتکارات جدید رقبا و شیوه های جدید رقابت، تغییر در سیاستهای دولت و مقررات محیط کسب و کار، تغییر شرایط اقتصادی، تغییر شرایط بین المللی، تغییر تکنولوژیهای موثر بر سازمان، تغییر وضعیت بازارهای مالی و پولی، تغییرات بازار نیروی کار و دستاوردهای تازه دانش مدیریت همه و همه مصادیق منشاء بیرونی تحول سازمانی هستند. فرآیندی برنامه ریزی شده و اصولی (نظاممند) است که با بهره گیری از ارزشها و اصول علوم رفتاری کاربردی در سازمانها در پی افزایش اثربخشی فردی و سازمانی است
تاریخچه
تحول سازمانی که نوعی استراتژی بهسازی است از اواخر دهه 1950 و اواخر دهه 1960 مطرح شد ؛ و بر اساس آن پویایی گروه تئوری و عمل مرتبط با تغییر مواردی استوار است. کاربرد و حاصل علوم که تحول سازمانی از آنها نشأت می گیرند. برای بهبود سازگاری و تطبیق بین افراد و سازمان، بین سازمان و محیط و میان عناصر و اجزای سازمانی نظیر استراتژی، ساختار و فرآیندها، رهنمودهایی ارائه میدهد که این رهنمودها از طریق برنامهها و فعالیتهای ایجاد تغییر که هدف آن رفع مشکل در شرایط خاص و مشکل ساز است اجرا
تعریف تحول سازمان: تحول سازمان فعالیت تا تلاش است 1) برنامه ریزی شده 2) در سراسر سازمان3) که بوسیله مدیریت عالی سازمان اداره شده و 4) اثر بخشی و سلامتی سازمان را از طریق 5) برنامههای تغییر برنامهریزی شده در فرآیندهای سازمان با استفاده از علوم رفتاری افزایش میدهد
1) افزایش سازگاری بین ساختار، فرآیندها، استراتژی، افراد و فرهنگ سازمان 2) ایجاد و توسعه راهحل نو و خلاقانه در سازمان 3) توسعه توانایی نوسازی خویشتن در سازمان (بیره 1980)
علت شکست بیشتر برنامههای تحول سازمان: مدیریت عالی نسبت به آنها رفتاری حمایت گرانه ندارد یا اینکه تعهد کمتری در خود احساس میکند و یا به علت درگیری با سایر وظایف از آن روی بر میگرداند
سطوح عمده تحول
1- تحول تدریجی 2- تحول پیوسته 3- تحول گسسته
الف- تحول تدریجی:
این تحول نشان دهنده تغییر نسبتاً ثابت و خطی در محیط است. واکنش مناسب به این تحول، ارتقاء و بهبود تدریجی است .
2- تحول پیوسته: این تحول شامل تغییریکنواخت و فزاینده در محیط در طی زمان است . واکنش مناسب به این سطح از تحول، اصلاح و بهبود مستمر و پیوسته است. مدیریت کیفیت «دمینگ»، کایزن، مهندسی مجدد (مایکل همر) و ... از فنون و رویکردهای مناسب این سطح از تحول اند.
3- تحول گسسته: این تحول نشان دهنده تغییرات ناگهانی، غیرخطی و عمیق در یک محیط است. این تحول عملکرد را از یک سطح به سطح کاملاً متفاوت و با لاتر هدایت می کند. این تحولات که اصولاً بنیادین و ریشه ای است «نقطه عطف استراتژیک» یا «چرخش راهبردی» می نامد. این سطح از تحول مستلزم تحول اساسی در محصولات، خدمات ، فرایندها، نظام ها ،ساختارا و الگوهاست.
می دهد.
مدیریت تحول چیست؟
با این تعریف مدیریت تحول به معنی پشتیبانی از کارکنان در گذارشان از وضعیت فعلی آنهابه وضعیت آتی است که توسط پروژه های تحول صورت می گیرد.
انواع تحول
تحول سازمانی می تواند بدون انفصال از گذشته سازمان و در ادامه آن باشد که به آن تحول گام به گام می گوئیم. می تواند با گسستن از گذشته سازمان صورت پذیرد که به آن بنیادی می گوئیم. می تواند واکنشی در برابر محرکهای محیطی باشد که به آن واکنشی می گوئیم و می تواند بر اساس پیش بینی وقایع و الزامات محیطی باشد که به آن پیشگام می گوئیم. بر اساس این تقسیم بندی انواع تحول به شکل زیر خوهد بود:
.
همسازی تحولی است گام به گام که با پیش بینی وقایع محیطی صورت می گیرد.در این نوع تحول مساله ای فوری وجود ندارد. در این نوع از تحول مهارت مدیریت در پیش بینی وقایع محیطی و استفاده به موقع از فرصتهاست.
سازگاری این نوع تحول نیز گام به گام و در واکنش به تحولات محیطی است. اقدامات یک رقیب، تحول در نیازهای مشتریان، ابداع تکنولوژی و عوامل مشابه سازمان را به واکنش در برابر محیط وا می دارد. اما این واکنش اساسی و همه جانبه نیست.
اصلاح جهت تحولی است اساسی که با پیش بینی وقایع محیطی صورت می گیرد. این نوع تحولات شامل اصلاح جهت سازمان است اما غالبا در چارچوبی پیوسته با وضع موجود و گذشته سازمان تعریف می شود. به عبارت دیگر تاکید بر ایجاد تحولات اساسی بدون انفصال از گذشته است.
بازآفرینی تحولی است اساسی که ضرورت آن را تغییرات محیطی در حدی که بقاء سازمان را به خطر انداخته است دیکته می نماید.این نع تحول مستلزم گسستن از گذشته سازمان، تحول در رهبری، ارزش ها، استراتژی و فرهنگ سازمان است
اساس مدیریت تحول
براساس نتــــایج پژوهشهای انجام شده، به طور مشخص عامل موفقیت اساسی برای ایجاد تحولات عمده در سازمان، پشتیبانی اجرایی مشهود و فعال از این فرایند است.
متاسفانه برخی مجریان تحول از نتایج این مطالعات تجربی آگاه نیستند و حتی آنهایی که از اهمیت نقش خود آگاهند نیز اغلب متوجه نیستند کـــه چنین پشتیبانی موثری چه مشخصه هایی دارد.
در یک مطالعه تجربی، از شرکت کنندگان خواسته شد تا نقش پشتیبانان اجرایی تحول را تبیین کرده و فهرستی از اشتباهات احتما
بوقلمون بزرگترین و سنگینترین پرنده خانگی است . برخی مبدا اصلی این پرنده را آمریکای شمالی و مرکزی ذکر می کنند و برخی دیگر ساکنین مکزیکو یعنی سرخپوستان آزتک و مایا را مسئول اهلی شدن آن می دانند .
اولین شخصی که به طور مکتوب در شال 1499 به بوقلمون اشاره کرده و در مورد آن بحث نموده است پدروالونسونینو می باشد . ضمنا او را اولین فردی می دانند که در سال 1500 میلادی بوقلمون را به اروپا برد .دلیل اساسی افزایش تولید و مصرف گوشت بوقلمون در ار.پا و آمریکا چنین توجیه می گردد . گوشت بوقلمون از لحاظ چربی و کالری فقیرو ازنقطه نظرکارکردی درتغذیه بسیاربا اهمیت و ارزش غذایی آن شبیه گوشت گوساله های بسیار جوان بدون چربی است .
امکان عرضه گوشت بوقلمون به اشکال متنوع وجود داشته و می توای آنها را به حالت لاشه کامل یا قطعات ران و سینه و یا به صورت کالباس و سوسیس و غیره وارد بازار مصرف نمود .
نگهداری بوقلمونها تنها به چهار دیواری سالنها محدود نشده بلکه این امکان حتی در مزرعه و فضای باز برای آنها بیشتر ممکن است .
تاریخچه نگهداری در ایران :
این پرنده درزمان شاه عباس صفوی توسط تعدادی از تجار ارمنی که به ایتالیا رفته بودندبه ایران وارد شد و از آن به بعد ارامنه مامور تکثیر و پرورش آن گردیدند .
به نظر می آید که چون جنس نر این پرنده می تواند همانند دیبای رومی رنگ چهره و فرم پرهای خود را هر لحظه به گونه ای درآورد و ضمن ترسو و کودن بودن بسیار لذا بهترین نام برای او می توانسته همین بوقلمون باشد . نگهداری سنتی بوقلمون در نواحی خراسان گیلان و مارندران آذربایجان غربی، شرقی مرکزی ، فارس ، اصفهان و کرمان متداول است .
طبقه بندی بوقلمون از نظر جانور شناسی :
بوقلمونهادرطبقه بندی جانوری جز راسته گالی فرمیس زیر راسته گالی تیره فازیانیده تحت تیره مله اگریدین و جنس مله اگریس گالوپا می باشد .
در تحت تیره مله اگریدین دو نوع بوقلمون بنامهای اگریو خازیس و اوسلاتاو مله اگریس گالوپا شناسایی شده است .
تقسیم بندی بر حسب وزن :
به سه دسته سبک وزن و میان وزن و سنگین وزن تقسیم می شوند که از نظر نر و ماده و همچنین مسن یا جوان بودن نیز به دسته های زیر تقسیم بندی می شوند :
مختصری از فیزیولوژی بوقلمون :
تعداد کروموزومهای آن 82 عدد می باشد . تعداد ضربان قلب 200 تا 250 در دقیقه است ، دستگاه گوارش بوقلمون شبیه به ماکیان بوده فقط در انداره متفاوت است ، دستگاه تولید مثل بوقلمون شباهت زیادی با ماکیان داشته و با غاز و اردک در عدم وجود قضیب اختلاف دارد . اسپرم ها 5تا7 روز در مجرای تناسلی جنس ماده زنده باقی می ماند ، شروع تخمگذاری دربوقلمونها 230 تا240 روزگی است ، از طرز گرفتن شاهپرها در بال می توان به نر و ماده بودن بوقلمونها پی برد ، قطع بال در بوقلمون از 1 تا10 روزگی انجام می گیرد ، نوک چینی جهت جلوگیری از کانیبالیزم در 2تا 5 هفتگی انجام می گیرد .
تیپ ظاهری :
سر :
سر لخت یا بدون پر با رنگی متمایل به آبی حاوی گره های متراکم گوشتی قرمز است .
چشمها :
در بوقلمونها عنبیه قرمز مایل به قهوهای و مردمک سیاه زنگ است چشمها دادای سه پلک داخلی و خارجی هستند .
منقار :
سخت و شاخی بوده و دو منفذ تنفسی پرنده به صورت افقی در انتها و بالای آن قرار دارند .
گردن :
نسبتا طویل و کمی به پشت خمیده است در زیر منقار یک پرده گوشتی شبیه غبغب وجود داردکه تا نیمه گردن ادامه دارد .
سینه :
ابعاد سینه در انواع بوقلمونها متفاوت است در ناحیه سینه جنس نر در سن 8تا9 ماهگی موهای زبر سیاه رنگی روییده است .
پشت :
طویل و از امتداد شانه ها به طرف دم کمی محدب می باشد .
دم :
دم طویل کمی افتاده و جمع شده به نظر می آید .
ساق پا :
ساق پا بلند قوی بدون پر است رنگ آن از قرمز تا ارغوانی سیاه کم رنگ خاکستری نقره ای یا سفید کرمی می باشد .
تغذیه :
جوجه ها مانند سایر طیور در 24 ساعت اول نیازی به غذا ندارند . مقدار غذایی که جوجه ها در 4هفته اول مصرف می نمایند450 تا 500 گرم است که به مرور بر مقدار آن افزوده می شود . میزان رشد در سنین مختلف یکنواخت نیست به طوریکه رشد تا سن 7تا8 هفتگی سریع و در 14تا 15 هفتگی به حداکثر می رسد . جنس نر نسبت به ماده ها ضریب مصرف بالاتری را دارد . چربیها و هیدروکربنها منابع اصلی انرزی در آنها محسوب می شود . غذای بوقلمون تا 8 هفتگی آردی و بعد به صورت پلت می باشد .
جیره های غذایی :
1- پرورشی
جیره های مخصوص اهداف پرورشی به صورت زیر هستند :
برای سنین 1 تا6 هفتگی ( با 25 تا28 در صد پروتئین خام ) ، برای سنین 7 تا29 هفتگی (حداقل 14 در صد پروتئین خام ) ، از بدو تخمگذاری (حداقل 15 درصد پروتئین ) .
2- پرواری
جیره های پرواری برای جوجه ها (باحداقل 28 درصد پروتئین خام )
جیره غذایی برای بوقلمونهای پرواری در 3 گروه :
با حداقل 23% ، با حداقل 18% و با حداقل 14% پروتئین .
این نوع تقسیم بندی صرفه جویی در مصرف پروتئین کاهش اختلالات متابولیکی خشک ماندن بستر کمتر شدن ضعف پا هزینه کمتر تا3% و تناسب غذا با سن پرنده را به دنبال دارد . هدف اصلی در پروار بندی دستیابی به گوشت بیشتر باضریب مصرف کمتر است .
تولید گوشت :
گوشت بوقلمون سرشار از پروتئین (30%) ولی فقیر از انرزی (2000 کیلو کالری )می باشد . با بالا رفتن سن میزان گوشت سینه افزایش یافته در حالیکه گوشت ران تقریبا ثابت می ماند . نسبت استخوان به گوشت سینه با فزایش وزن و سن کاهش می یابد . کشتار بوقلمون کاملا شبیه به ماکیان صورت می گیرد .
راندمان تخمگذاری سالیانه بر حسب واریته متفاوت بوده وبین 90تا 125 عدد می باشد . وزن تخم ها 70 تا 90 گرم است و اندازه آن با بالارفتن سن افزایش می یابد .
جوجه کشی :
سیکل جوجه کشی در بوقلمون ( 28 روز ) می باشد .
به دو طریق طبیعی و مصنو عی وجود دارد :
روش طبیعی :
باید مراحل زیر فراهم باشد :
- مادر به سن بلوغ حقیقی رسیده باشد ( 30 هفتگی ) .
- در صد جوجه درآوری 65 تا75 % است .
- آنها 3/2 ظزفیت تخم گذاری سراسر زندگیشان را در سال اول می گذارند .
روش مصنوعی :
در این روش زیر باید موارد زیر را رعایت نمود :
- انتخاب تخم مناسب از نظر اندازه
- نگهداری تخم در شرایط مناسب (رطوبت 50 تا60 % و حرارت 10 تا13 درجه )
- رعایت بهداشت ماشینهای جوجه کشی
شرایط ماشینهای جوجه کشی :
حرارت : در 24 روز اول 37.6 در جه سانتیگراد و درهچری (25تا 28 ) روزگی میزان آن به 37.2 می رسانند .
رطوبت : در 24 روز اول 50 تا60 درصد و از روز 25 به بعد به 80تا 85 می رسد .
تهویه : میزان گاز دی اکسید کربن نباید از 1.5 درصد هوای داخل ماشین تجاوز کند .
چرخاندن : در24 روز اول حداقل
معرفی علم بیومتریک
اینجا به معرفی سیستمهای تشخیص هویت که مهمترین و دقیقترین آنها بیومتریک است خواهیم پرداخت. پس از تعریف بیومتریک به تعریف معماری سیستمهای بیومتریک میپردازیم و درمییابیم که هر سیستم بیومتریک با چه معماریای کار میکند. در این مقاله همچنین در مورد چند تکنولوژی بیومتریک هم توضیح داده میشود مانند اثر انگشت، عنبیه چشم، نحوه راه رفتن، چهره و ... اما به دلیل اینکه سیستم اثر انگشت از اهمیت بیشتری نسبت به دیگر سیستمها برخوردار است بیشتر به تجزیه و تحلیل این سیستم خواهیم پرداخت و ابتدا به معرفی خطوط و نقاط مشخصه انگشت که در اصطلاح به آنها ریزه کاری گفته میشود میپردازیم و سپس روشهای پردازش این نقاط برای رسیدن به الگویی برای شناسایی هویت را بیان خواهیم نمود. پس از آن سنسورهای مختلف که همگی همراه با شکل برای فهم بیشتر مطرح شدهاند مورد بحث قرار خواهند گرفت و سپس این سنسورها با هم مقایسه میشوند و مزیت هر یک بیان میشود. سپس به معرفی سایر سیستمها خواهیم پرداخت و در انتها به معرفی مفهوم ترکیبات بیومتریک و روشهای متنوع آن خواهیم پرداخت. استفاده از روش ترکیب بیومتریک کارایی، امنیت، دقت سیستم را افزایش میدهد.
علم بیومتریک اشاره دارد به تکنولوژیی برای اندازهگیری و آنالیز مشخصات بدن افراد جهت تشخیص هویت شخص. همه سیستمهای بیومتریک دارای معماری ویژهای برای پردازش نمونه مورد بررسی واحراز هویت میباشند. روشهای مختلفی برای تشخیص هویت در بیومتریک وجود دارد که هر یک با توجه به دقت و کارایی مورد استفاده قرار میگیرند. اثر انگشت به دلیل اینکه برای هر فرد منحصربهفرد است و با گذشت زمان هیچ گونه تغییری نمیکند، در میان سیستمهای بیومتریک بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد. البته سیستمهای دیگر مانند: عنبیه چشم، شبکیه چشم و نمودار حرارتی چهره هم از فردی به فرد دیگر متفاوت هستند. برای افزایش کارایی و امنیت و دقت سیستم میتوانیم از ترکیبات بیومتریک استفاده کنیم.
مقدمه
از دیر باز انسان برای بقا، نیاز به تشخیص دوست از دشمن داشته است و تشخیص هویت برای وی امری حیاتی بوده و هست، لذا امروزه سعی در مکانیزه سازی سیستمهای شناسایی یا تشخیص هویت شده است. «این پیشرفتها دلیل بر نیاز جامعه و جهان است»نیازی که پیشرفت در آن باعث کاهش تخلفات، افزایش امنیت، تسریع در امور روزمره و ... شده است.
در گذشته جهت شناسایی جرم و جنایتکار، از روال شناسایی اثر انگشت و چهرهنگاری استفاده میشده، اما اکنون سیستمهای مکانیزهای ایجاد شده است.
سیستمهای تشخیص هویت
توکن معمولاً چیزی است که شما به همراه خود دارید و میتوان گفت سند هویت شماست، مانند: کارتهای هوشمند، کارتهای مغناطیسی، کلید، پاسپورت، شناسنامه و ... این اشیاء دارای نواقصی هستند همچون: گم شدن، عدم همراه بودن شخص، فرسوده شدن و جعل شدن.
دومین نوع سیستمهای شناسایی دانش نام دارد، یعنی چیزی که شما بخاطر میسپارید مانند: پسورد و پین کد. البته این سری نیز دارای نواقصی هستند مانند: فراموش کردن و لو رفتن.
دسته سوم سیستمهای مبتنی بر بیومتریک است. این سیستمها از خصیصههای فیزیولوژیکی و رفتاری انسان جهت شناسایی استفاده میکنند. این روش دیگر معایب روشهای قبل را ندارد و امنیت و دقت را تا حد بسیار زیادی افزایش داده است.
بیومتریک چیست؟
دو اصطلاح مهم در بیومتریک: تطابق یک به یک، عمل تطابق الگوهای کاربر با دادههای ذخیره شده. تطابق یک به چند، یافتن یک الگو از میان الگوهای ذخیره شده جهت شناسایی کاربر.
طبقهبندی متدهای بیومتریک
عموماً در سیستمهای بیومتریک از دو نوع ویژگی مختلف افراد جهت شناسایی استفاده میشود که در ذیل به آنها اشاره میکنیم.
اساس شناسایی در این کلاس، اندازهگیری و آنالیز مشخصههای ثابت یک شخص میباشد.
شناسایی الگوهای رفتاری مشخص یک فرد
پارامترهای فیز
سقف کامپوزیت، نوعی سقف است که بصورت از ترکیب از تیرآهن و بتن میباشد. در این نوع سقف لنگرهای خمشی و برشی را تیرهای فلزی با ترکیب با بتن تحمل میکنند. فشار را بال بالایی تیرها به همراه بتن تحمل کرده و نیروی کششی را بال پایینی تیر تحمل مینماید و به این ترتیب مقطعی مرکب از بتن و فولاد برای تحمل لنگرهای کششی و فشاری خواهیم داشت. برای درگیر کردن بتن و فولاد در تیرها، روی بالهای تیرها قطعات فلزی ای به عنوان برشگیر جوش داده می شود. همچنین با استفاده از میلگردهای حرارتی در دو جهت عمود بر هم ضمن ایجاد یکپارچگی بیشتر از ترک خوردن بتن جلوگیری می کنند. تیرهای فرعی در این سقف ها تیرآهن های لانه زنبوری یا ساده هستند. برای قالب بندی این سقف
ها معمولا از تخته کوبی استفاده می شود. این سقف ها در مقایسه با سقف تیرچه بلوک از مقاومت بیشتری برخوردارند و در هنگام زلزله بدلیل یکپارچگی بیشتر، بهتر عمل می کنند
سقف کامپوزیت بیگت
سقف کامپوزیت بیگت نوعی از سقف کامپوزیت میباشد که از ورق گالوانیزه به ضخامت ۰٫۷ میلیمتر تشکیل شده به وجود میآید. قالبی که سقف بیگت را تشکیل میدهد دارای فرم منحنی و شیار داری میباشد که باعث میشود باربری بیشتری داشته باشد. (در حدود ۱۰۰۰۰ کیلوگرم بر متر مربع). قالبهای بکار رفته در سقف بیگت مشابه قالبهایی است که در سقف کامپوزیت ماهیچهای و سقفهای عرشه فولادی بکار میرود. این سیستم برای اولین بار توسط مهندسان ایرانی اختراع شد و بومی میباشد که به ثبت جهانی رسیده است. قالب بیگت بر روی تیرهای فرعی با فاصله ۱۲۰ تا ۱۴۰ سانتیمتر بصورت فنری گذاشته میشود و پای قالب را داخل نبشی که بر روی تیرهای فرعی قرار دارد گذاشته میشود. بعد از آن یک شبکه میلگرد روی آنها اجرا میشود و در نهایت عملیات بتن ریزی انجام میشود. با کاهش پروفیلهای سقف که یکی از مزایای این نوع سقف میباشد کاهش قیمت تمام شده را در پی خواهد داشت. سرعت، کیفیت، ایمنی و بومی بودن، سادگی اجرا سقف بیگیت از مهمترین ویژگیهای این سقف است. .[۱] مزایای سقف بیگ 1تیرریزی سقفهای بیگیت به اندازه بسیاری در کاهش وزن سازه سودمند و مفید میباشد.22تأمین پارکینگ: اجرای این نوع از سقف باعث حذف ستونها شده در نتیجه در تأمین پارکینگ کمک بسیاری میکند.33کاهش تعداد ستونها: عدم احتیاج به ستون در فواصل نزدیک از دیگر ویژگیهای این نوع سقف میباشد.4سادگی اجرا: بدون احتیاج به تجهیزات خاص اجرای این سقف امکانپذیر میباش.5ارزانی: مصالح مورد نیاز این سقف ارزان و در دسترس میباشد.6قابلیت اجرا بدون شمع بندی.7ایمنی بالا: کاهش خطرات جانی و مالی حین اجرا بخاطر مقاومت زیاد سقف.8سرعت بالای اجرا.انواع اجرا 1 روش طبقهای: در این روش، هر طبقه به صورت جداگانه و با فاصله زمانی معین سقف را اجرا میکنند. این سیستم، مناسب ساختمانهایی است، مهاربندی جانبی و تیرریزی همه طبقات به صورت یک جا انجام نشده باشد.22روش تمام طبقات: در این روش، اجرای سقف تمام طبقات بصورت یک جا انجام میشود. این سیستم، مناسب ساختمانهایی است، مهاربندی جانبی و تیرریزی همه طبقات به صورت یکجا انجام شده باشد.مراحل اجر االف- مراحل قبل از اجرای سقف: ۱۱. نصب و جوش نبشی نشیمن.۲. نصب و جوش برشگیرها ب- مراحل اجرای سقف: ۱. تیرریزی۲. نصب قالبهای بیگیت۳. اجرای فلشینگ۴. بستن دور کار۵. آرماتوربندی۶. شمع بندی۷. بتن ریزی.
سقفهای عرشه فولادیسقفهای عرشه فولادی سقفهایی هستند که با استفاده از دو عنصر ورقهای فولادی گالوانیزه ذوزنقهای شکل تحتانی و برش گیرها که در این نوع سقفها مورد استفاده قرار میگیرد از سایر سقفها متمایز میشود و البته با استفاده از آرماتوربندی و بتن ریزی بر روی این ورق فولادی، این نوع سقف اجرا میشود. از بخشهای اصلی سقفهای کامپوزیت عرشه فولادی باید به تیرهای فرعی مورد نیاز در بین تیرهای اصلی سازه اشاره نمود.
ورق فولادی مهمترین مصالح به کار رفته در این نوع سقف میباشد که برای ساخت آن ورق فولادی گالوانیزه با ضخامتهای ۸/۰ تا ۲/۱ میلیمتر را به وسیله دستگاههای Rol Forming به روش نورد سرد (Cold Formingg) به حالت موجدار شکل دهی میکنند به صورتی که در مقطع ورق حاصله هر موج به شکل یک ذوزنقه دیده میشود.
برشگیرهای (گل میخها) خاصی که در این نوع سقف مورد استفاده قرار میگیرند به جهت نوع مصالح و روش خاص اجرا، از نقاط قوت این نوع سقف محسوب میشود. قطر این برشگیرها حداکثر ۲۰ میلیمتر و ارتفاع آنها با توجه به شکل ورق فولادی متغیر میباشد و در نهایت حداقل ارتفاع گل میخ بعد از نصب که از بالای ورق زوزنقهای اندازهگیری میشود از ۴۰۰ میلیمتر نباید کمتر باشد. این گل میخها به وسیله دستگاه جوش قوس الکتریکی به خصوصی که Stud Welderr خوانده میشود به بال تیرهای سازهای جوش میشود.
وزن کمتر این نوع سقف نسبت به سایر سقفهای متداول در اسکلتهای فولادی ساختمان از شاخصههای این نوع سقف محسوب میشود. در این نوع روش اجرای سقف، ورق گالوانیزه ذوزنقهای شکل آجدار هم به عنوان قالب بتن ریزی عمل مینماید و همچنین با باقیماندن در سقف نقش سازهای ایفا میکند. کاهش بار سقف و به تبع ان کاهش وزن سازه و حذف بلوک و قالب بندی و حمل و نقل آسان سبب صرفه جویی در هزینه ساختمان میشود. افزایش دهانه تیرریزی تا ۴۴ متر بدون نیاز به شمع بندی. استفاده از گل میخها که ورق به تیر جوش میخورد ازاستانداردترین روشهای اجرا میباشد. قابلیت دپو در محلهای محدودتر نسبت به انواع تیرچهها. وجود فرورفتگی و برجستگی روی جان ورق فولادی، تنش تسلیم و مدول الستیسیته ورق را ۴۷۷٪ نسبت به ورق صاف کاهش میدهد.[۴] امکان همزمان اجرا و بتن ریزی چندین سقف به صورت همزمان و در نتیجه صرفه جویی در زمان انجام پروژه را دارا میباشد. حذف میلگردهای کششی و تیرهای فرعی بهترین و مقرون به صرفهترین عرض ورق ٠/٩٤ متر بعد از فرمینگ می باشدکه وزن آن حدود ٨/٥٥ کلیوگرم میباشد.
این نوع سقف به صورت ترکیبی از فولاد و بتن می باشد. در این سقف ها با نصب برشگیر که اغلب از پروفیل نبشی است.پیوستگی وانسجام لازم بین سقف وسازه ایجاد میشود. تیر فرعی در این سقف ها می تواند تیرآهن های لانه زنبوری و یا ساده باشند که باتوجه به طراحی و محاسبات فواصل متفاوتی دارد . روش کار در این نوع سقف به این صورت است ،پس از اتمام سازه و نصب تیرهای فرعی و اتصال برشگیرها بین تیرهای فرعی قالب بندی شده سپس میلگردهای افت حرارت عمود بر تیرهای فرعی نصب و آماده بتن ریزی می شود. اجزاء تشکیل دهنده سقف کامپوزیت: 1-تیرفرعی 2-برشگیر 3- میلگرد 4-بتن مزایای سقف کامپوزیت سرعت بالای اجراء عدم نیاز به شمع بندی امکان بتن ریزی همزمان چندین سقف ، مقاومت بالا در مقایسه با سایر سقف ها.
اسکلتهایی که در محوطه پروژههای ساختمانی تولید میشوند بخاطر محدودیت در تأمین برق مکفی و بکار گیری دستگاههای جوش مدرن با نرخ نفوذ بالا و استاندارد، عدم وجود ابزار صنعتی سنگین، تیمهای مجرب، رنگ آمیزی و زنگ زدایی صحیح و … نه تنها فاقد کیفیت هستند بلکه کاملاً دست و پاگیر و دارای پروسهای زمان بر هستند که بلاشک منجر به ایجاد ترافیک در معبر و تزاحم همسایگان میشود. روش سنتی ساخت اسکلت در محل از لحاظ اتصال و برپایی نیز علاوه بر موارد ذکر شده هزینه بالایی از بابت جرثقیل دارد. با توجه بهزلزله خیز بودن کشور ما و حوادث ناگواری که در سالهای گذشته خصوصاً دربم صورت گرفت رویکرد و نگرشی جدید به تولید صنعتی و استاندارد اسکلتهای ساختمانی پدید آمده است، زیرا این نوع ساختمانها با طراحی خاص و اجرا بصورت صنعتی و مدرن، مقاومت شایانی در مقایسه با اسکلتهای سنتی دارند. نکته دیگر اقتصادی و پایینتر بودن هزینه تولید و نصب نسبت به روش سنتی معمول در کل است که در مواقع کمبود عرضه و افزایش قیمت تیرآهن درصدی قابل توجه میگردد. با توجه به گستره طراحی در تیر ورقها و سازههای پیش ساخته، محاسبات، فضا سازی و بارگذاری نیز با آزادی عمل بالایی صورت میپذیرد
تیر
تیر معین (از نظر استاتیکی) در حال خمش تحت اثر بار یکنواخت گسترده.
تیر یکی از اعضاء اصلی در مجموعه المانهای مورد استفاده در سازههای ساختمانی است. در واقع وظیفه اصلی تیرها تحمل تنشهایحاصل از نیروی برشی و لنگر خمشی ناشی از بارهای وارد بر آن و وزن خود تیر است. در طراحی سازهها، معمولاً تیرها بر اساس لنگر خمشی موجود طراحی گشته و ضابطه برش در آنها کنترل میگردد. خصوصیتهای اصلی تیرها عبارتند از نیمرخ (پروفیل)، طول و ماده سازنده.
تیر، معمولاً در معماری و مهندسی سازه، به عنوان عضوی بلند، مستقیم و منشوری تعریف میشود که برای نگهداری بارهای مختلف وارده در طول عضو طراحی میگردد. با این حال در سازههای کوچکتر مانند کامیونها و بدنه اتومبیلها نیز تیرها کاربرد دارند و با راهکارهایی مشابه محاسبه میشوند. البته در کار اجرایی عنوان تیر غالباً فقط به اعضای افقی اطلاق گردیده و به اعضای عمودیستون گویند.
معمولترین تیرها از نظر مصالح ساختمانی عبارتند از: تیر فولادی، تیر بتنی و تیر چوبی
معمولترین تیرها از نظر تکیهگاهی عبارتند از: تیر دوسرگیردار، طره و تیر ساده
تیرآهن
تیرآهن اساسیترین پروفیل ساختمانی است که بعضاً در پروژههای صنعتی نیز کاربرد دارد.
تیرآهن به سه صورت یافت میشود:
تیرآهن IPE و INP به ارتفاع ۸۰–۶۰۰ میلیمتر و تیرآهن IPB به ارتفاع ۱۰۰–۱۰۰۰ میلیمتر تولید میشود. کاربرد تیرآهن در ساختمان به صورت ستون، خرپا، نعل درگاه، تیر در پوشش سقفها و پلهای لانه زنبوری استفاده میشود.
تیرآهن IPE
این تیرآهن معمولی و استاندارد I شکل در ایران وجود دارد. این تیرآهن طبق استاندارد اروپا تولید میشود و ضخامت بال آن ثابت است.
تیرآهن INP
تیرآهن I شکل که ضخامت بال آنها با فاصله گرفتن از جان تیرآهن کاهش مییابد که این استاندارد کارخانجات روسیه و چین میباشد.
تیرآهن IPB
تیرآهن H یا تیر آهنهای عریض که در آنها طول بالها نسبت به تیرآهنهای IPE افزایش یافته است.
نکته: علامت V نشان دهنده سنگین بودن و علامت L نشان دهنده سبک بودن تیرآهن میباشد. به عنوان مثال IPBV نشان دهنده تیرآهن عریض سنگین و IPBL نشان دهنده تیرآهن عریض سبک میباشد.
پروفیلهای آهنی مورد است
موتور درونسوز
موتورهای درون سوز (موتورهای احتراق داخلی(
ریشه لغوی
موتور درون سوز یا موتور احتراق داخلی ترجمه عبارت انگلیسی Intrer combustion Engine است. و به موتورهایی گفته میشود که سوخت در داخل محفظه موتور سوزانده میشود.
نگاه اجمالی
یک موتور احتراق داخلی وسیله ای است که انرژی محبوس در سوختهای فسیلی نظیر بنزین ، گازوئیل و یا نفت ، گاز مایع LPG را به انرژی مکانیکی تبدیل کرده و آنرا در انتهای شفت میل لنگ ، خارج از پوسته موتور ، به صورت چرخش صفحه فلایویل در اختیار مصرف کننده میگذارد.
تاریخچه
اولین تجربه کارآ و قابل ذکر در زمینه ساخت موتورهای احتراق داخلی در سال 1876میلادی اتفاق افتاد. در این سال یک مخترع آلمانی به نام «ان.ای.اتو» موفق شد که یک موتور احتراق داخلی ، چهارزمانه را به ثبت برساند که اصول کار موتور در حال حاضر اصول کار موتورهای رایج است. از آن تاریخ به بعد تحول چندانی در ساختمان این موتورها از لحاظ کارکردی اتفاق نیافتاده است. بلکه مدلهای مختلف و انواع پیشرفتهتری ساخته شدهاند که با نمونه اولیه بسیار مشابهند. البته در سال 1957 موتوری توسط «وانکل» ساخته شد که اگرچه اصول موتورهای اتو را به کار میبرد لیکن ساختمان آن متفاوت است.
انواع موتورهای احتراق داخلی
این موتورها را به دسته کلی موتور چهارزمانه و موتورهای دوزمانه میتوان تقسیم کرد. اصول کاری این موتورها مشابه است. لیکن نحوه عمل آنها به علت تفاوتهای ساختاری اندکی متفاوت است.
معیارهای دیگر جهت طبقه بندی موتورهای احتراق داخلی
روش دیگر برای طبقه بندی این موتورها (اعم از دوزمانه یا چهار زمانه) ذکر کردن تعداد سیلندرهای این موتورهاست. در این موتورها سیلندرها که در واقع واحدهای تولید انرژی مکانیکی میباشند در کنار یکدیگر قرار میگیرند. بر این اساس موتورهای متنوعی ساخته شدهاند که انواع متداول آنها میتوانند یک سیلندر ، دو سیلندر ، سه سیلندر ، چهار سیلندر ، شش سیلندر ، هشت ، ده و دوازده و در مواردی بیست وچهار سیلندر باشد.
البته معیارهای دیگری نیز برای طبقه بندی این موتورها به کار میرود. مثلا اگر نحوه آرایش سیلندرها را معیار در نظر بگیریم میتوانیم موتورها را به انواع: موتورهای خطی ، موتورهای V شکل یا خورجینی و موتورهای شعاعی تقسیم بندی کنیم و یا اینکه میتوان برای طبقه بندی موتورها از حجم آنها استفاده کرد که عبارت است از حجم کل پیستونهای آنها زمانیکه در نقطه مرگ پایین باشند. روش دیگر برای طبقه بندی این موتورها ، نحوه مشتعل شدن سوخت در این موتورها است. بر این اساس موتورهای احتراق داخلی به دو دسته تقسیم می شوند.
طرز کار
نحوه کار موتورهای احتراق داخلی را به شکل خلاصه میتوان اینگونه بیان کرد.
البته این چهار مرحله در موتور چهارزمانه اتفاق می افتد و در موتورهای دو زمانه مراحل 1 و 2 و مراحل 3 و 4 با یکدیگر تواما انجام میشوند. به هر حال پس از انجام مرحله انفجار (توان) انرژی آزاد شده از سوختن ماده سوختنی آزاد شده است و باعث حرکت پیستون میگردد. از آنجایی که حرکت پیستون بصورت رفت و برگشتی است. برای تبدیل این حرکت به حرکت دورانی به یک قطعه دیگر در موتور به نام میل لنگ نیاز است که به پیستون یا پیستونها بر حسب تعداد سیلندر موتور[متصل شده و حرکت رفت و برگشتی را به حرکت چرخشی تبدیل می کند.
ساختمان
موتورهای احتراق داخلی برای درست کار کردن به سیستم های مختلفی نیازمندند که همگی میبایست به دقت و نحو مطلوب وظیفه خود را انجام دهند. اجزا و سیستمهای تشکیل دهنده یک موتور احتراق داخلی را میتوان به شرح زیر برشمرد.
کمکهای اولیه مجموعه اقدامات و مراقبتهایی است که هنگام وقوع حادثه توسط یک شخص آموزش دیده صورت میگیرد. هدف اصلی از این اقدامات جلوگیری از مرگ، پیشگیری و جلوگیری از پیشرفت ضایعات، صدمات و عوارض بعدی و یا کاهش درد و رنج مصدوم پیش از ارجاع به پزشک و پیش از انتقال به مراکز درمانیست. این اقدامات میتوانند شامل اقدامات جسمی و یا روحی باشند
اهداف و وظایف
هدف امدادگر، نجات و یا زندهنگاه داشتن شخص یا اشخاص آسیبدیده است. در راستای این هدف اصلی، امدادگر باید ابتدا از ایراد صدمات جدید جلوگیری نموده و جلوی شدت یافتن عارضه را بگیرد. در مرحله بعد، امدادگر موظف است تا ضمن تدارک امکانات درمانی برای بیمار و یا رساندن بیمار به محلی که اینگونه تدارکات در آن فراهم است (مثل بیمارستان)، اقداماتی را در حد توان برای بهبود حال بیمار انجام دهد؛ بنابراین مجموعه وظایف امدادگر به این شرح خلاصه میشود
انواع ضایعات مورد نظر امدادگر
کمکهای اولیه
مهمترین مواردی که نیاز به اقدام امدادگر دارد شامل این موارد هستند
وضعیت ریکاوری
در صورتی که فردی دچار مصرف بیش از حد مواد مخدر یا اوردوز شده باشد، لازم است که بدن او را در وضعیت ریکاوری یا بهبودی قرار دهید. بدین منظور لازم است که مراحل زیر طی شوند:
1- نجات و زنده نگه داشتن شخص مصدوم
مقدمه
مهندسان آلمانی دارای 15 سال تجربه در زمینه طراحی و ساخت دستگاه های بیوگاز هستند. در این اثنا، تقریباً 1600 دستگاه بیوگاز در حال فعالیت بوده اند. این، اولاً ناشی از سرمایه گذاری و هزینه های صرف شده برای هر کیلو وات ساعت ارائه شده برای شبکه انرژی عمومی است. به طور کلی، سه نوع مختلف از انواع جاذب ها برای کودهای بی هوازی اصلاح شده و سایر زیرلایه های ورودی آلی، به کار می رود: جاذب های افقی کوچک، انواع بتون عمودی با سایز متوسط و جاذب های فولادی بزرگ عمودی. یک مهندس خبره، براساس چند فاکتور – که باید آن ها را پیش از اینکه مهندسی دستگاه های بیوگاز آغاز شود، شناخت - مناسب ترین تکنولوژی فرایند را برمی گزیند.
سودمندی تعدادی از طراحی های جاذب بی هوازی برای استفاده در نواحی روستایی پاکستان، مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. تولید بیوگاز در «دستگاه های عمودی سایر – خانواده بیوگاز» در تابستان افزایش و در زمستان کاهش می یابد که همین ثابت کننده ی نامناسب بودن آن برای نواحی سرد است. از دست رفتن گرما در دستگاه های بیوگاز افقی و منطقه ای، کمتر روی می دهد که این ناشی از سیستم پوششی آب/روغن است. همچنین این ابداعات، از فرسودگی جلوگیری می کند، سبب می شود که آب باران باعث رقیق شدن بیش از حد کود آبه نگردد،دستگاه ها را بهداشتی تر می سازد و در مقایسه با انواع دستگاه های هندی، بو را کاهش می دهد. دستگاه های بیوگاز افقی، در مقایسه با انواع دیگر گران هستند اما برای نواحی که فلات آبی آن ها، مرتفع است، مناسب هستند. دستگاه های بیوگاز چینی، دائماً مشکل نشتی دارند، علاوه بر این، فشار گاز آن ها پایین است. دستگاه های بیوگاز نوع فرانسوی در فصول سرد، کارآمدتر عمل می کنند و برای نواحی که حرارت جوی ان ها به زیر می رسد، توصیه می گردند. دستگاه های پلاستیکی و چرمی بیوگاز، ارزان ترند اما به سرعت فرسوده می گردند و نمی توان آن ها را توصیه کرد.
لغات کلیدی: جاذب هوازی، بیوگاز (گاز زیستی)، انرژی روستایی، طراحی جاذب.
موسسات مختلف هندی، انواع مختلفی از دستگاه های بیوگاز را ساخته اند که نتیجه در نصب 100000دستگاه داشته است (ایدناتی و اتاریا 1963، سینگ 1971، KVIC 1974، سانتاناتان 1975، سوبراماینان 1977). اکثر دستگاه های هندی با آجرها و موتوری با غلتک فولادی ساخته می شوند که روی کودابه جاذب معلق است و برای ذخیره ی بیوگاز استفاده می شود. حدود 7 میلیون دستگاه بیوگاز در چین ساخته شده است. اگرچه آن ها تغییرات بسیاری درمواد ساختاری، شکل و سایز پدید آورده اند، اما طرح اص
یادگیری اساس فهم رفتار است. از آنجایی که اکثریت رفتارهای آدمیان یاد گرفته میشوند، بررسی اصول یادگیری به ما کمک میکند تا علت رفتارهایمان را بشناسیم. آگاهی از شیوههای یادگیری نه تنها در فهم رفتار بهنجار به ما کمک میکند، بلکه امکان درک بیشتر شرایطی را که منجر به رفتار ناهنجار میشود را نیز به ما میدهد و در نتیجه روشهای موثر روان درمانی بوجود میآید. روشهای فرزندپروری نیز میتوانند از اصول یادگیری بهرهمند گردند.
استفاده از اصول و قوانین ارائه شده توسط نظریات یادگیری در اعمال شیوههای تربیتی مناسب برای برخورد با کودکان نقش اساسی دارد. افزون بر این بین اصول یادگیری و روشهای آموزشی رابطه نزدیکی وجود دارد. شیوههای آموزشی کلاسها و مدارس عمدتا بر مبنای اصول یادگیری انجام میشوند.
حافظه: به قابلیت مغز در اندوزش، نگه داری و یادآوری اطلاعات اطلاق میگردد.
مراحل شکل گیری و بازیابی حافظه
1- رمز گردانی(ENCODING):به پردازش و ادغام اطلاعات دریافتی اطلاق میگردد.
2- اندوزش و یا یادسپاری(STORAGE):به ثبت پایدار اطلاعات رمزگردانی شده اطلاق میگردد.
3- یادآوری و یا بازیابی(RETRIEVAL/RECALL):به فراخوانی اطلاعات اندوخته شده اطلاق میگردد.
طبقه بندی حافظه بر اساس مدت زمان نگه داری اطلاعات
1- حافظه حسی(SENSORY MEMORY): نخستین مرحله پردازش اطلاعات است. هنگامی که محرکات بیرونی توسط حواس دریافت میگردند. مدت زمان نگه داری اطلاعات در این حافظه از چند میلی ثانیه تا چند ثانیه متغیر است. این حافظه برای هر کانال حسی وجود دارد. حافظه ICONIC برای محرکات دیداری، حافظهECHOIC برای محرکات شنیداری و حافظه HAPTIC برای حس لامسه. حافظه حسی بخشی از فرآیند ادراک میباشد. گنجایش حافظه حسی بسیار زیاد میباشد اما مانند حافظه بلند مدت نامحدود نیست.
2- حافظه کوتاه مدت(SHORT-TERM MEMORY): با "توجه" و "دقت کردن" اطلاعات از حافظه حسی به حافظه کوتاه مدت انتقال می یابد. مدت زمان نگه داری اطلاعات در حافظه کوتاه مدت از چند ثانیه تا چند دقیقه متغیر میباشد. تغییر در اتصالات و پیوندهای نورونی بطور موقت و گذرا حافظه کوتاه مدت را پدید می آورد. حافظه کوتاه مدت به مثابه یک دفترچه یادداشت موقت میباشد. ظرفیت حافظه کوتاه مدت که به فراخنای حافظه(MEMORY SPAN) موسوم است در افراد مختلف متفاوت میباشد. فراخنای حافظه معمولا برای ارقام 7 ماده، برای حروف 6 ماده و برای واژه ها 5 ماده میباشد. فراخنای حافظه برای ارقام بدین معنی است که فرد میتواند تا 7 رقم پیاپی را پس از شنیدن بطور صحیح بازگو کند. اما اخیرا صاحبنظران فراخنای حافظه را در حدود 4 ماده (واحد) اطلاعات تخمین میزنند. در صورت عدم مرور ذهنی و تکرار محتوای حافظه کوتاه مدت، اطلاعات محو شده و زوال می یابند. ظرفیت حافظه کوتاه مدت را میتوان با روش تقطیع(CHUNKING) افزایش داد. در این روش اطلاعات به واحد های کوچک تقسیم بندی میگردند. حافظه کوتاه مدت فرار بوده وبرای رفع نیازهای آنی وفوری بکار میرود. رمز گردانی در حافظه کوتاه مدت عمدتا شنیداری میباشد.
3- حافظه فعال(WORKING MEMORY): حافظه فعال یک اصطلاح نو میباشد. دانشمندان حافظه فعال را جایگزین حافظه کوتاه مدت کرده اند چراکه حافظه کوتاه مدت نمیتواند یک حافظه منفعل باشد و دستکاری اطلاعات نیز در آن صورت میگیرد. از اینرو ظرفیت حافظه کوتاه مدت جای خود را به ظرفیت پردازش داده است. حافظه فعال در واقع تلفیقی است از حافظه کوتاه مدت و عنصر توجه برای انجام تکالیف ذهنی خاص. بنابراین حافظه فعال یک سیستم فعال وپویایی است که برای اندوزش و دستکاری موقتی اطلاعات و بمنظور انجام تکالیف شناختی پیچیده نظیر یادگیری، استدلال، ادراک و تفکر کردن بکار میرود. هنگامی که شما اطلاعاتی را مرور ذهنی، بازیابی و یادآوری میکنید در واقع آن اطلاعات از حافظه بلند مدت به حافظه فعال شما انتقال می یابند. همچنین حافظه فعال بطور فعال در ارتباط با اطلاعاتی است که میخواهند به حافظه بلند مدت منتقل گردند. در مجموع سرحد مشخصی نمیتوان میان حافظه ها و افکار تعیین کرد. در هر فرآیندی که نیاز به استدلال دارد (مثل خواندن، نوشتن و محاسبات ذهنی) حافظه فعال درگیر میباشد. مثل تکرار فهرستی از ارقام که برای شما خوانده میگردد و شما میبایست آنها را عکس ترتیب اولیه شان (بطور معکوس) بازگو کنید و یا ترجمه همزمان ویا رانندگی.
4- حافظه بلند مدت(LONG-TERM MEMORY): با تکرار و مرور ذهنی اطلاعات از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت انتقال می یابند. ظرفیت حافظه بلند مدت بر خلاف حافظه کوتاه مدت نامحدود میباشد. مدت نگه داری اطلاعات نیز از چند روز تا چند سال و بعضا تا آخر عمر متغیر میباشد. حافظه بلند مدت زمانی شکل میگیرد که اتصالات نورونی خاصی بطور دایمی و پایا تقویت شده باشند. ثابت گردیده پروتئینCYPIN با افزایش انشعابات دندریتها و شکل گیری سیناپسهای جدید اتصالات بین سلولهای عصبی (نورونها) را افزایش و تقویت میکند.
طبقه بندی حافظه بر اساس نوع اطلاعات در حافظه بلند مدت
1- حافظه اظهاری و یا آشکار(DECLARATIVE/EXPLICIT): این حافظه نیاز به یادآوری آگاهانه و هشیارانه دارد. فرآیند یادگیری در حافظه آشکار خودآگاه است. برای بازیابی آن به محرکات مختصر و سرنخ ها نیاز است