________________________________________
عنصر آزادگى در نهضت حسینى
آزادى حقیقى در فرهنگ حسینى
اصول و مبانى سیاست بنىامیه
1. دست اندازى به حریم دین و فریب افکار عمومى
اما چند نمونه از فریبکاریهاى امویان،
2. به بردگى کشیدن مردم
کشتن منتقدان و مخالفان
بیعت بر بردگى یزید
3. حاکمیت اشرار و غارت بیتالمال
امام در مصاف با استبداد اموى
1. خلافت، حقِ حسین بن على(ع)
2. موقعیت خانوادگى امام
3. جایگاه اجتماعى و سیاسى امام
4. آزادگى و عزت نفس امام
مظاهر عزت و آزادگى از مدینه تا کربلا
سوداى بیدارى مردم
قداست ارزشها
برداشتن بیعت از یاران
نیازى به اموال تو نداریم!
پاى بندى به اصول
مرگ رهایى بخش یا زندگى اسارت بار؟
احترام به اصول انسانى
الهام از نهضت حسینى و رهایى از استبداد جهانى
آیت الله محمد هادی معرفت
هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله.
مسئله تاثیر پذیری قرآن از فرهنگ زمان خودش در حقیقت جفایی است بر قرآن کریم و اساسا قرآن آمد تا فرهنگی نو به جهان عرضه کند و با فرهنگهای پوشالی مبارزه کند (جاء القرآن و لیؤثر لا لیتاثر) قرآن آمد تا تأثیر گذار باشد نه تأثیر پذیر. دلیل حقانیت قرآن در مقام بزرگترین معجزه اسلام این بود که عظمت خودش را بر همه تاریخ ثابت کرد. اساسا، یک تحولی نو در جهان به وجود آورد و مسیر تاریخ را، نه تنها در جزیره العرب، بلکه در جهان بشری دگرگون کرد. رهبری جهان را به دست گرفت و فرهنگی آورد تا فرهنگهای گذشته را در هم بکوبد و یک فرهنگ پاک و منزه توحیدی به بشر عرضه کرد و توان انجام این کار، خود دلیل حقانیت اسلام است. بسیاری از مکاتب، ظهور کردند اما به سرعت از بین رفتند. اسلام از روزی که ظهور کرد با کمال بود و زمان هر چه گذشت، اسلام شکوفاتر شد و این شکوفایی هم چنان ادامه دارد. مکتبی که توانست خودش را بر همه جهان عرضه کند. نمیگوییم که تحمیل شد. چرا تحمیل نمی گوییم؟ چون تحمیل وقتی است که با اقتضاء و زمینه مخالفت داشته باشد. فرهنگی که اسلام عرضه کرد؛ با فطرت بشری دمساز بود؛ از این رو اسلام یک مکتبی است که بشر در انتظارش بود. پس آن را پذیرفت و اسلام توانست خودش را بر جهانیان عرضه کند و بر همه ادیان چیره شود.
درسى که اربعین به ما مىدهد، این است که باید یاد حقیقت و خاطرهى شهادت را در مقابل طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببینید از اول انقلاب تا امروز، تبلیغات علیه انقلاب و امام و اسلام و این ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبلیغات و طوفانى که علیه جنگ به راه نیفتاد جنگى که دفاع و حراست از اسلام و میهن و حیثیت و شرف مردم بود. ببینید دشمنان علیه شهداى عزیزى که جانشان - یعنى بزرگترین سرمایهشان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه کردند و مستقیم و غیرمستقیم، با رادیوها و روزنامهها و مجلهها و کتابهایى که منتشر مىکردند، در ذهن آدمهاى سادهلوح در همه جاى دنیا، چه تلقینى توانستند بکنند.
حتّى افراد معدودى از آدمهاى سادهدل و جاهل و نیز انسانهاى موجّه و غیر موجّهى در کشور خودمان هم، در آن فضاى ملتهب جنگ، گاهى حرفهایى مىزدند که ناشى از ندانستن و عدم احاطه به حقایق بود. همین چیزها بود که امام عزیز را برمىآشفت و وادار مىکرد که با آن فریاد ملکوتى، حقایق را با صراحت بیان کند.
اگر در مقابل این تبلیغات، تبلیغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهى ملت ایران و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان، در خدمت حقیقتى که در این کشور وجود دارد، قرار نگیرد، دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد. میدان تبلیغات، میدان بسیار عظیم و خطرناکى است. البته، اکثریت قاطع ملت و آحاد مردم ما، به برکت آگاهىِ ناشى از انقلاب، در مقابل تبلیغات دشمن بیمه هستند و مصونیت پیدا کردهاند. از بس دشمن دروغ گفت و چیزهایى را که در مقابل چشم مردم بود، به عکس و واژگون نشان داد و منعکس کرد، اطمینان مردم ما نسبت به گفتهها و بافتهها و یاوهگوییهاى تبلیغات جهانى، بکلى سلب شده است.
دستگاه ظالم جبار یزیدى با تبلیغات خود، حسینبنعلى(ع) را محکوم مىساخت و وانمود مىکرد که حسینبنعلى(ع) کسى بود که بر ضد دستگاه عدل و حکومت اسلامى و براى دنیا قیام کرده است!! بعضى هم، این تبلیغات دروغ را باور مىکردند. بعد هم که حسینبنعلى(علیهالسّلام)، با آن وضع عجیب و با آن شکل فجیع، به وسیلهى دژخیمان در صحراى کربلا به شهادت رسید، آن را یک غلبه و فتح وانمود مىکردند! اما تبلیغات صحیح دستگاه امامت، تمام این بافتهها را عوض کرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤوف رحیم. (1)
ولادت و دوران کودکی :
ولادت پیغمبر اکرم به اتفاق شیعه و سنی در ماه ربیع الاول است ، گو اینکه اهل تسنن بیشتر روز دوازدهم را گفته اند و شیعه بیشتر روز هفدهم را ، به استثنای شیخ کلینی صاحب کتاب کافی که ایشان هم روز دوازدهم را روز ولادت می دانند . رسول خدا در چه فصلی از سال متولد شده است ؟ در فصل بهار . در السیرة الحلبیة می نویسد : ولد فی فصل الربیع در فصل ربیع به دنیا آمد . بعضی از دانشمندان امروز حساب کرده اند تا ببینند روز ولادت رسول اکرم با چه روزی از ایام ماه های شمسی منطبق می شود ، به این نتیجه رسیده اند که دوازدهم ربیع آن سال مطابق می شود با بیستم آوریل ، و بیستم آوریل مطابق است با سی و یکم فروردین . و قهرا هفدهم ربیع مطابق می شود با پنجم اردیبهشت . پس قدر مسلم این است که رسول اکرم در فصل بهار به دنیا آمده است حال یا سی و یکم فروردین یا پنجم اردیبهشت . در چه روزی از ایام هفته به دنیا آمده است ؟ شیعه معتقد است که در روز جمعه به دنیا آمده اند ، اهل تسنن بیشتر گفته اند در روز دوشنبه . در چه ساعتی از شبانه روز به دنیا آمده اند ؟ شاید اتفاق نظر باشد که بعد از طلوع فجر به دنیا آمده اند ، در بین الطلوعین .
تاریخچه رسول اکرم ، تاریخچه عجیبی است . پدر بزرگوارشان عبدالله بن عبدالمطلب است . او پسر بسیار رشید و برازنده ای است که حالا داستان آن مسئله نذر ذبحش و این حرفها بماند . عبدالله جوان ، جوانی بود که در همه مکه می درخشید . جوانی بود بسیار زیبا ، بسیار رشید ، بسیار مؤدب ، بسیار معقول که دختران مکه آرزوی همسری او را داشتند . او با مخدره آمنه دختر وهب که از فامیل نزدیک آنها به شمار می آید ، ازدواج می کند .
1
1 الغدیر و وحدت اسلامی
کتاب شریف " الغدیر " موجی عظیم در جهان اسلام پدید آورده است
اندیشمندان اسلامی ، از زوایا و جوانب مختلف : ادبی ، تاریخی ، کلامی ، حدیثی ، تفسیری ، اجتماعی بدان نظر افکندهاند . آنچه از زاویه اجتماعی میتوان بدان نظر افکند ، " وحدت اسلامی " است
مصلحان و دانشمندان روشنفکر اسلامی عصر ما ، اتحاد و همبستگی ملل و فرق اسلامی را ، خصوصا در اوضاع و احوال کنونی که دشمن از همه جوانب بدانها هجوم آورده و پیوسته با وسایل مختلف در پی توسعه خلافات کهن و اختراع خلافات نوین است ، از ضروریترین نیازهای اسلامی میدانند . اساسا چنانکه میدانیم وحدت اسلامی و اخوت اسلامی ، سخت مورد عنایت و اهتمام شارع مقدس اسلام بوده و از اهم مقاصد اسلام است . قرآن و سنت و تاریخ اسلام گواه آن میباشد
از این رو ، برای برخی این پرسش پیش آمده که آیا تألیف و نشر کتابی مانند " الغدیر " که به هر حال موضوع بحث آن ، کهنترین مسئله خلافی مسلمین است مانعی در راه هدف مقدس و ایده آل عالی " وحدت اسلامی " ایجاد نمیکند ؟ ما لازم میدانیم مقدمتا اصل مطلب را - یعنی مفهوم و حدود وحدت اسلامی - را روشن کنیم ، سپس نقش کتاب شریف " الغدیر " و مؤلف جلیل القدرش ، " علامه امینی " رضوان الله علیه ، را توضیح دهیم
تدوین تاریخ و تطوّر آن در خلال قرنهاى اول هجرى
علم تاریخ را به هیچوجه نمى توان از تطوّر و بسط فرهنگ عمومى جامعه جدا کرد. به طور قطع، پیشرفت و تطوّر علم تاریخ مرحله اى از تطوّر و پیشرفت فرهنگ آن نیز محصول عوامل متعددى است که عمدتاً از تأسیس و قیام دولتى که با دولتها، فرهنگها و نهادهاى سیاسى و نظامى دیگر برخورد داشته باشد، سرچشمه مى گیرد و بدین ترتیب، عناصر اولیه تمدن آن گسترش مى یابد.
علم تاریخ با حدود، ابعاد و روشهاى تدوین آن، پس از ظهور اسلام تحقق یافته است; اما این مطلب هرگز به آن مفهوم نیست که عربها پیش از ظهور اسلام، هیچ نوع آشنایى با این علم نداشته اند، بلکه آنها پیش از ظهور اسلام، تمدنهایى، هرچند کوچک، در یمن و دیگر نقاط عرب داشتند که آثار آنها را کم و بیش نقل مى کردند. اخبار و آثار دولت حمیر، سبأ و یمن به طور شفاهى در میان آنها، نسل به نسل نقل مى گردید.
شاید تاریخ در آن عصر، دوره شَفَوى و حفظى خود را مى گذرانید; یعنى آنچه را عربها مى دانستند پیش از آنکه به نوشتن و خط متکى باشند، به حفظ و نقل شَفَوى و لسانى آن تکیه مى کردند. از این جهت، در آن دوره، در اوایل اسلام، تا مدتها پیش از اینکه خط و نوشتن شایع شود، از حافظه هاى بسیار قوى خود، بخصوص در زمینه انساب و اشعار، استفاده مى کردند.
شاید مهمترین بخش از تاریخ عرب و اسلام، که به طور حتم، تأثیر مهمى در تدوین تاریخ دوره بعد داشته، دوره «ایام العرب» (جنگها و داستانهاى دوره جاهلى) بوده و به قصه بیشتر شباهت داشته است تا تاریخ و بیشتر مورّخان و محقّقان، قصه گویان و داستان سرایان آنها را نقل مى کردند.
زندگی حضرت محمد (ص) را به مراحل مکه و مدینه تقسیم می کنند. این تقسیم بندی به لحاظ ترتیب زمانی معتبر است و دو جنبه مهم از زندگی او را قبل و بعد از مهاجرت او که نقطه عطفی در تاریخ است نشان می دهد. این واقعه به لحاظ تاریخی حائز اهمیت است و آغاز تقویم اسلامی را نشان می دهد.
به علاوه, من معتقدم که مبارزه حضرت محمد (ص) طبیعتا" به هفت مرحله تقسیم می شود. هر مرحله یک جنبه از شخصیت او را متجلی می سازد و جلوه های متفاوتی از رسالت او را برجسته می سازد. مطالعه رسالت پیامبر به لحاظ مراحل مختلف و تجزیه و تحلیل دینامیک داخلی آن بسیار حائز اهمیت است چراکه این کار ارتباط داستانی با دنیای امروز برقرار می کند. از آنجایی که برای زندگی آن حضرت در مقایسه با دیگر پیامبران و رهبران مذاهب مهم دنیا مدارک بیشتری ارائه شده است , می توان به لحاظ تاریخی زندگی آن حضرت را تجزیه و تحلیل نمود.
در جستجوی نوردر دوره ای ازتاریکی : جستجوگران حقیقت
همانطور که در زندگی نامه آن حضرت ثبت شده است حضرت محمد (ص) سالها درباره ناهنجاری های اجتماعی فکر می کرد. جامعه ای که او در آن به دنیا آمده بود در حالتی از آشفتگی اخلاقی, مذهبی و اقتصادی به سر می برد. مقاومت در مقایسه کردن دنیای هفتم هجری و وضعیت اصول اخلاقی در دنیای امروز در آغاز هزاره جدید کار مشکلی است. زن و مرد هسته ای, خانواده ای که از یک زن و یک مرد به عنوان واحد اصلی جامعه تشیل شده بود به شدت در غرب تضعیف شده است. بهره برداری های جنسی وقیحانه در مطبوعات امری عادی است و آمیزش جنسی غیرقانونی چشم پوشی و حتی پذیرفته می شود. خشونت در خانه علیه زنان بچه ها و در خیابان بسیار معمولی است. سوء استفاده های مالی در همه جا دیده می شود و ایالات متحده آمریکا بزرگترین مصرف کننده های مواد مخدر در جهان را به خود اختصاص می دهد. الکلسیم به خصوص در میان دانشجویان کالج بسیار شایع است و تلاشهای ضعیفی برای مورد توجه قراردادن مسئله انجام می گیرد. بردگان آفریقایی که در آمریکا زندگی می کنند برای یک قرن و نیم است که آزاد گشته اند , با این همه عده زیادی در چرخه بی انتهای فقر و تبعیض نژادی گرفتارند که به نوبه خود نوعی از بردگی اقتصادی است. به خاطر نظامی که رشد بی رویه ثروت ر ا بدون تشویق توزیع مناسب مجاز می داند, اختلافات و بی عدالتی های اقتصادی یه میزان نگران کننده ای به رشد خود ادامه می دهند.
هویت اخلاق دینى در رویکرد تاویلى و مکتب تفکیک
گفتمانهاى فلسفه اخلاق در دنیاى اسلام پاى مباحث نوین بسیارى را به میان کشیده است که رویکردشناسى معرفتى در قلمرو آن با هویت تاویلى یا تفکیکى، از مهمترین آنها است; یعنى براى دستیابى به اخلاق ناب دینى، باید رویکرد ما رویکرد تاویلى باشد یا رویکرد تفکیکى؟
از سوى دیگر، براى توسعه دانش اخلاق اسلامى و هر دانشى، نه مىتوان نسبتبه شاهکارهاى علمى پیشینیان بىتفاوت بود و نه مىتوان میراث آنان را دربست پذیرفت و بر آن دلخوش نمود; بلکه باید نخست آن گنجینهها را از دل تاریخ بیرون کشید و تصفیه کرد و در گام بعدى، آنها را براى نسل جدید و نسلهاى آینده تبیین نمود و پس از آن به نقد درونى، نقد بیرونى و نقد بنیادین آن پرداخت و در گام نهایى به توسعه و تکمیل آن همت گماشت.
در قلمرو دانش اخلاق، دنیاى اسلام، میراثدار گنجینههاى شگفتبسیار است که میراث اخلاقى مرحوم مولا مهدى نراقى رحمه الله در کتاب شریف جامع السعادات یکى از گرانبهاترین آنها است. این مقاله درصدد است در نگاهى بیرونى و بنیادین در جهت تبیین و نقد رویکرد معرفتى این میراث بزرگ و کمنظیر جهان اسلام گامى بردارد و بر آفاق توسعه و تکمیل افقهاى بلند آن راهى بگشاید; هر چند بررسى و تبیین گسترده و شایستهاش مجال و مقال دیگرى مىطلبد.
مقدمه
با ورود مباحث هرمنوتیک جدید، فهم فقها با تکیه بر آن مباحث مورد داورى قرار گرفته است و برخى درباره دانش اصول فقه (1) چنین داورى کردهاند: که آن چه در مباحث الفاظ (2) علم اصول آمده مربوط به دستگاه دلالت زبان و معناشناسى ( Semantice) مىباشد و در این علم هیچ توجهى به مباحث هرمنوتیکى (Hermenuics) نشده; لذا یک غفلتبزرگ در این علم رخ داده است. (مجتهد شبسترى، 23، 1375) . و برخى با تکیه به دادههاى شاخهاى از هرمنوتیک جدید غربى، بر فهم عصرى فقهى و اصولى تاکید کرده و بر فهم اصولیین و فقها که براساس ظهور صادر و نه ظهور و اصل (3) و عصرى است تاختهاند (سروش، 1371) .
هدف اساسى مقاله، بررسى داورىهاى فوق و تحقیق در جایگاه هرمنوتیک و معناشناسى در دانش اصول فقه و اثبات این فرضیه مىباشد که: بسیارى از موضوعات الفاظ اصول فقه با عدهاى از مباحث معناشناسى و هرمنوتیک کهن و شاخه معتبر و پرطرفدارى از هرمنوتیک جدید به نام کلاسیک و نئوکلاسیک همسان مىباشد و در فرآیند فهم کتاب و سنتبراى استنباط احکام شرعى هم معناشناسى نقش مؤثرى دارد و هم کارى هرمنوتیکى صورت مىگیرد.
باید توجه داشت که این مقاله، هرگز نظر به نقد و نظر نداشته و در صدد اثبات یا انکار دیدگاههاى مختلف هرمنوتیک نیست.
اهمیت و ضرورت موضوع، زمانى مشخص مىشود که بدانیم: توجه به مباحث هرمنوتیک معناشناسى در اصول فقه و فرآیند فهم فقهى مىتواند کمک بایستهاى به درک متقابل بیشترى در قشر حوزوى ودانشگاهى نموده تا زبان یکدیگر را بهتر فهم کرده و این دو مرکز مهم علمى و راهبردى را بیشتر به هم نزدیک سازد. و چنان چه اندیشمندان غربى به عمق و موشکافىهاى مباحث هرمنوتیکى اصول فقه توجه نمایند، مىتواند در کشمکشهاى پردامنه و اختلافات وسیع آنان در این مباحث راهگشا باشد و بر روى آنها بسیارى از راههاى حقیقت را بگشاید.
مطلب دیگرى که بر اهمیت موضوع مىافزاید، این است که: توجه مستقیم وعمیقتر حوزویان به هرمنوتیک جدید و آراى مختلف دانشمندان غرب و مقارنه و موازنهى آنها با نظریات هرمنوتیکى اصول فقه متداول در حوزههاى علمیه، بستر بایسته گفتگو و تباد و نزدیکى بین دانشوران مسلمان و غرب را فراهم مىسازد. اگر ادعا کنیم فقه و اصول فقهى که خالى از چنین مقارنه و موازنهاى باشد، در نیمه دوم قرن حاضر کارآمدى لازم براى حل مشکلات جامعه اسلامى و مسلمانان و دفع شبهات را ندارد، خلاف نگفتهایم.
در تحقیق و بررسى موضوع، در آغاز به روش کتابخانهاى آراى دانشمندان غربى در ادوار مختلف هرمنوتیک مشخص گردید و در عرض آن دانش اصول فقه که شیوه ونظام فهم فقهى کتاب و سنت را به دست مىدهد، مطالعه شد. بیشترین تلاش در بررسى آراى دانشمندان اصولى معطوف نظریات اصولى فاضلین نراقى شده است. با مقارنه و مقابله و موازنه بین مباحث هرمنوتیکى اصول فقه و ادوار مختلف هرمنوتیک در غرب، به هدف مقاله نزدیک شده ومشخص گردید که آن چه به طور کم و بیش در فرآیند فهم روشمند و اصولى قرآن و احادیث در حوزههاى علمیه مىگذرد، رنگ هرمنوتیکى و معناشناسى داشته و از اصول و قواعد این دو دانش پیروى مىکند.
پرواضح است قبل از هر مطلبى باید معنى اصطلاحات به کار رفته در عنوان مقاله، مانند: معناشناسى و هرمنوتیک و تمایز آن دو و شاخههاى مختلف هرمنوتیک و ظاهر و ظهورشناسى و حجیت ظهور روشن گردد.
نام مبارک امام پنجم محمد بود .
لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت که : دریاى دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت .
القاب دیگرى مانند شاکر و صابر و هادى نیز براى آن حضرت ذکر کردهاند که هریک بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
کنیه امام ابوجعفر بود .
مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .
بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسین ( ع ) میرسید .
پدرش حضرت سیدالساجدین , امام زین العابدین , على بن الحسین ( ع ) است .
تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدینه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سیدالشهداء کودکى بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک میشد .
دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .
در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفرصادق ( ع ) مسائلى مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسى و ظهور سرداران و مدعیانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و دیگران مطرح است , ترجمه کتابهاى فلسفى و مجادلات کلامى در این دوره پیش میآید , و عدهاى از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا میشوند .
قاضیها و متکلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پدیدمیآیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر مینماید , و تعلیمات قرآنى - به ویژه مسأ له امامت و ولایت را , که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا , افکار بسیارى از حق طلبان را به حقانیت آل على ( ع ) متوجه کرده بود , و پرده از چهره زشت ستمکاران اموى ودین به دنیا فروشان برگرفته بود , به انحراف میکشاندند و احادیث نبوى را دربوته فراموشى قرار میدادند .
برخى نیز احادیثى به نفع دستگاه حاکم جعل کرده ویا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون مینمودند .
اینها عواملى بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنهابایستند .
بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر صادق ( ع )از موقعیت مساعد روزگار سیاسى , براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى و معارف حقه بهره جستند , و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایهریزى نمودند .