«جهاد در راه خدا» عنوانى است که بر تلاش و مبارزه با دشمن اطلاق مىشود؛ اینکهگروهى از مؤمنان با جان و مال خویش با خدا معامله مىکنند و در مقابل بذل جان و مالبهشت جاویدان الهى را دریافت مىکنند. بر چنین افرادى هم صدق مىکند. قبل از بررسىاین دلیل چند نمونه از آیات قرآن را که درباره جهاد با تعابیر مختلفى وجود دارد،ملاحظهکنید:
«ان الله اشترى من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنة یقاتلون فى سبیل الله فیقتلونو یقتلون وعداً علیه حقاً فى التوریة و الانجیل و القرآن و من اوفى بعهده من الله فاستبشرواببیعکم الذى بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم»[18]
در این آیه از معامله گروهى از مؤمنان با خدا سخن گفته شده که «جان و مال خود را بهخدا تقدیم مىکنند و در مقابل بهشت جاویدان الهى را دریافت مىکنند»، «در راه خدامىجنگند، مىکشند و کشته مىشوند.» این دو تعبیر و عنوان، شامل هر دو گروهى که درسطرهاى پیشین معرفى کردیم، مىشود؛ هم کسى که به قصد قربت به میدان جهاد و شهادتقدم مىگذارد و به دست دشمن شهید مىشود و هم کسى که با همین انگیزه به مصاف بادشمن مىرود و براى نابودى جمعى از دشمنان اقدامى مىکند که خودش هم در ضمن کشتهمىشود. هر دو با خداوند عقدى منعقد مىکنند تا بر اساس آن جان و مال خود را با بهشت ابدى معامله کنند. بلکه مىتوان صدق مفهوم «اشتراء» به معناى خرید جان و مال مؤمن
توسط خداوند در برابر بهشت[19] را در عملیات استشهادى روشنتر یافت چون حقیقتاًجانش را به خدا مىفروشد.
آن حضرت در زمان نمرود که در عجم به کیکاوس معروف بود،زندگى مى کرد.نمرود مردى باقوت وحشمت بود.سپاه بسیار داشت ودر سرزمین بابل آنزمان وکوفه زمان ما حکومت مى کرد.چهارصد صندلى طلا داشت که برروى هریکجادوگرى نشسته وجادو مى نمود.او یکشب در خواب دید که ستارهاى در افقپدیدار شد ونورش بر نورخورشید غلبه نمود.نمرود وحشت زده از خواب بیدار شدو جادوگران را احضار نموده وتعبیر خواب خود را از آنان جویا شد.گفتند طفلى دراین سال متولد مى شود که سلطنت تو بدست او نابود مى شود.وهنوز آن طفل ازصلب پدر به رحم مادر منتقل نشده است.نمرود دستور داد که بین زنان ومردانجدایى اندازند و کودکى که در آن سال متولد میشود،اگر پسر است،بکشند.واگردختر است،باقى بگذارند.تارخ که یکى از مقربّان نمرود بود شبى پنهانى نزدهمسرش رفت ونطفه ابراهیم بسته شد.هنگام تولد کودک،مادر ابراهیم (ع) به داخلغارى رفت وابراهیم (ع) در آنجا متولد شد.مادر،کودکش را درغار گذاشت وبه شهرمراجعت نمود.او همه روزه به غار مى رفت وبه فرزندش شیر مى داد وبرمى گشت.رشد یک روز آن حضرت مطابق یکماه کودکان دیگر بود.پانزده سال گذشتودراین مدت ابراهیم (ع) جوانى قوى شده بود.روزى با مادرش به طرف شهرحرکت کردند .در راه به گله شترى رسیدند.ابراهیم (ع)از مادر پرسید:خالق اینهاکیست؟گفت آنکه آنهارا خلق کرد و رزق مى دهد وبزرگ مى نماید.ابراهیم (ع) درشهر با گروههاى بت پرست وارد بحث مى شد وآنها را محکوم مى نمود.واقرار بهخداى نادیده کرد.به مصداق آیه شریفه «فلما جنّ علیه اللیل راى کوکباً...» چون مذاهب آنهاراباطل دید وباطل نمود،فرمود: انّى وجهّتوجهى ...» بعد ابراهیم (ع) را به دربار نمرود بردند.نمرود مرد زشترویى بود ولى دراطرافش غلامان وکنیزان زیبا بودند.ابراهیم (ع) از عمویش آذر پرسید:اینها چهکسى هستند؟آذر گفت اینها غلامان وکنیزان وبندگان نمرودند! ابراهیم (ع) تبسمى کردوگفت چگونه است که بندگان و کنیزان و غلامان از خدایشان زیباترند؟آذر گفتاز این حرفها نزن که تورا مى کشند.آمده است که آذر بت مى ساخت وبه ابراهیم (ع)مى داد تا بفروشدوابراهیم (ع) هم طناب به پاى بتها مى بست ومى گفت:بیاییدخدایى را بخرید که نمى خورد و نمى بیند و نمى آشامد و نه نفعى مى رساند ونهضررى !با این تعریف ابراهیم (ع) کسى بتها را نمى خرید.وبتها را به نزد آذر برمى گرداند.
امام علی بن حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام مشهور به سجاد، چهارمین امام شیعیان بنا به قولی مشهور، در پنجم شعبان سال 38 هجری قمری متولد شد و در 12 محرم سال 95 هجری قمری به دست ولید بن عبدالملک به شهادت رسید. امام زین العابدین علیه السلام زمانی دیده به جهان گشود که زمام امور در دست جد بزرگوارش امام علی بن ابیطالب علیه السلام بود. آن حضرت 3 سال از خلافت علوی و حکومت چند ماهه امام حسن علیه السلام را درک کرد. امام سجاد علیه السلام در عاشورای سال 61 هجری قمری حضور داشت و در آن واقعه به صورتی معجزه آسا نجات یافت و پس از شهادت پدرش امام حسین علیه السلام مسئولیت زمامداری شیعیان از جانب خدا بر عهده او گذاشته شد و از آن روز تا روزی که به شهادت رسید زمامدارانی چون یزید بن معاویه، عبدالله بن زبیر، معاویه بن یزید، مروان بن حکم، عبدالملک بن مروان و ولید بن عبدالملک، معاصر بود.
امام سجاد علیه السلام در اوضاع ناگوار اجتماعی آن روز که ارزش های دینی دست خوش تغییر و تحریف امویان قرار گرفته بود، مهمترین کار خویش را در زمینه برقراری پیوند مردم با خدا، با دعا آغاز کرد.
چنین بود که مردم تحت تأثیر رو حیات آن حضرت قرار گرفتند و شیفته مرام و روش او شدند و بسیاری از طالبان علم و دانش در مسلک راویان حدیث او در آمدند و از سرچشمه زلال دانش وی که برخاسته از علوم رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین علیه السلام بود، بهره ها جستند.
ادوار نبوت: دوره پنجم نبوت
القاب:مسیح،روح ا...
معنای اسم:عیسی در زبان عبری به معنی نجات دهنده است.
مادر:مریم(ع)
تاریخ ولادت:۵۵۸۵ سال بعد از هبوط آدم.
مدت عمر:۳۳ سال
بعثت:در فلسطین مبعوث شد.
محل دفن: ان حضرت به اسمان عروج نمود.
نسب مادر ان حضرت:مریم دختر عمران بن ماتان بودو ماتان به۲۷ پدر نیز به یهود بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم خلیل ا... می رسد.
مختصری از زند گینامه:
حضرت عیسی (ع) از پیامبران اولوالعزم می باشد که نام و سرگذشتش در قران ذکر شده است خداوند متعال با قدرت لا یزال خود وی را بدون پدر در رحم مادرش مریم، که در زهد و چاکدامنی شهرت بسیار داشت، قرار داد. پس از تولد در گهواره لب به سخن گشود و فرمود: من بنده خدا هستم و خداوند به من کتاب داده و مرا به پیامبری برگزیده است حضرت عیسی با پشتکار دین الهی را تبلیغ می نمود او به هر شهر و دیاری که می رسید بیماران،کران و کوران را شفا می داد. ولی جمعی از یهودیان متعصب، با وی سخت دشمنی کردند و تصمیم گرفتند. با کمک پادشاه وقت او را به صلیب بکشند اما ان حضرت به امر خداوند به اسمانها عروج نمود و شخص دیگری را که به قدرت خداوند شبیه ان حضرت گردید به جای ایشان به صلیب کشیدند.
فهرست سورههایی که در ان نام عیسی یا مسیح یا ابن مریم ذکر شده:
بقره- ال عمران- نساء- مایده- انعام- توبه- مریم- مومنون- احزاب- شوری- زخرف- حدید- صف
ادریس و نماز
نوح و نماز
ابراهیم و نماز
اسماعیل و نماز
شعیب و نماز
موسى و نماز
لقمان و نماز
داود و نماز
سلیمان و نماز
یونس و نماز
و...
مقدمه
بررسى شرایط اجتهاد به سه دلیل اهمیت و ضرورت مىیابد:
1. دانش فلسفه فقه در سال هاى اخیر به شکل گستردهاى مورد توجه قرار گرفته و به نظر مىآید که با گذشت زمان، نقش و اهمیت این دانش نیز بیش از پیش روشن گردد و مطالعات جدیدى در خصوص آن انجام شود. قسمتهاى مهمى از این دانش را باید آن دسته از مباحث دانست که در شکلگیرى اجتهاد و تحقق آن تاثیر مىگذارند بخش بسیارى از این مباحث، ذیل عنوان شرایط اجتهاد جاى مىگیرد.
2. امروزه اجتهاد با حجم گستردهاى از موضوعات تازه و بىسابقه در حافظه تاریخى خود روبهرو است; موضوعاتى که اولین گام براى استنباط و تبیین احکام آنها شناخت آنها است در واقع تنها دهلیزى را که فقه مىتواند براى دستیابى به احکام این مسایل بپیماید شناخت و آشنایى عالمانه از آنها مىباشد.
با توجه به این ویژگى، مىتوان دامنه مهارتهاى پیشنیاز فقه را افزایش داد و پاى دانشهاى دیگرى را نیز در جرگه علوم مورد نیاز فقه البته در عرصه موضوعشناسى و نه حکمشناسى گشود. طرح و بررسى سؤالاتى که تکاپوى پاسخگویى به این مباحث را در آستین دارد در محدوده و حوزه مبحث پیش فرضهاى اجتهاد جاى مىگیرد.
3. مطرحکردن شرایط اجتهاد، بازبینى و بازنویسى آن از این جهت نیز ضرورى است که در واقع اجتهاد کوششى استبراى صعود به یک قله. اگر این مسیر را بدون فعال ساختن توجه به شرایط آن بپیماییم یا به طور کلى از دستیابى به قله ناتوان خواهیم ماند یا با اتلاف و هدردادن بى مورد توان و ظرفیتهاى خود، دیرتر از زمان لازم براى صعود به قله موفق خواهیم گشت. گاه این اتلاف از چارچوب عملیات فردى اجتهاد خارج مىگردد و جنبهاى تاریخى مىیابد. برخى از متون متورم فقهى را که به صورت بى نتیجهاى به فقه پرداختهاند باید از این دست دانست; زیرا محصول این نوع تلاشها هم اتلاف وقت نویسنده بوده و هم اتلاف وقت کسانى است که مجبورند در تبعیتى تاریخى این راهها را بپیمایند.
در مورد مسألهى محرّم و عاشورا، باید بگویم که روح نهضت ما و جهت گیرى کلى و پشتوانهى پیروزى آن، همین توجه به حضرت ابىعبداللَّه(علیهالصّلاةوالسّلام) و مسایل مربوط به عاشورا بود. شاید براى بعضیها، این مسأله قدرى ثقیل به نظر برسد؛ لیکن واقعیت همین است. هیچ فکرى - حتّى در صورتى که ایمان عمیقى هم با آن همراه باشد - نمىتوانست تودههاى عظیم میلیونىِ مردم را آنچنان حرکت بدهد که در راه انجام آنچه احساس تکلیف مىکردند، در انواع فداکارى ذرهیى تردید نداشته باشند.
سخنرانى در دیدار با اعضاى جامعهى روحانیت مبارز و مجمع روحانیون مبارز تهران، علما و ائمهى جماعت و جامعهى وعاظ تهران و اعضاى شوراى هماهنگى سازمان تبلیغات اسلامى، در آستانهى ماه محرّم 11/5/1368
________________________________________
امام(ره) با ظرافت، آن تصور غلط روشنفکرمآبانهى قبل از پیروزى انقلاب را که در برههیى از زمان رایج بود، از بین بردند. ایشان، جهتگیرى سیاسىِ مترقىِ انقلابى را با جهتگیرى عاطفى در قضیهى عاشورا پیوند و گره زدند و روضهخوانى و ذکر مصیبت را احیا کردند و فهماندند که این، یک کار زاید و تجملاتى و قدیمى و منسوخ در جامعهى ما نیست؛ بلکه لازم است و یاد امام حسین و ذکر مصیبت و بیان فضایل آن بزرگوار - چه به صورت روضهخوانى و چه به شکل مراسم عزادارى گوناگون - باید به شکل رایج و معمول و گریهآور و عاطفهبرانگیز و تکاندهندهى دلها، در بین مردم ما باشد و از آنچه که هست، قویتر هم بشود. ایشان، بارها بر این مطلب تأکید مىکردند و عملاً هم خودشان وارد مىشدند.
ما در آستانهى محرّمِ انقلاب و محرّمِ امام حسین(ع) که یکى از محصولات آن نهضت، نظام جمهورى اسلامى است، قرار داریم. محرّمِ دوران انقلاب، با محرّمهاى قبل از انقلاب و دوران عمر ما و قبل از ما، متفاوت است. این محرّمها، محرّمهایى است که در آن، معنا و روح و جهتگیرى، واضح و محسوس است. ما نتایج محرّم را در زندگى خود مىبینیم. حکومت و حاکمیت و اعلاى کلمهى اسلام و ایجاد امید به برکت اسلام در دل مستضعفان عالم، آثار محرّم است.
ما در دوران خود، محرّم را با محصول آن، یکجا داریم. با این محرّم، بایستى چگونه رفتار کنیم؟ پاسخ این است که ما معممان، همهى علماى دین، همهى مبلّغان و همهى ذاکران، باید مسألهى عاشورا و مصایب حسینبن على(علیهالسّلام) را به صورت یک مسألهى جدى و اصلى و به دور از شعار، مورد توجه قرار بدهیم. واقعاً اگر بخواهیم این مسأله را جدى بگیریم، راهش چیست؟
حادثهى کربلا باید آبرومند و پرتپش و پرقدرت باقى بماند
من نمىخواهم به آقایان علما و مبلّغان و گویندگان و ذاکران محترم و همهى جمع ما که اهل منبر و روضه و بیان مصایب و محامد سیّدالشّهداء(علیهالصّلاة والسّلام) هستیم، مطلبى را در آن زمینهها مطرح بکنم؛ ولى به طور کلى باید بگویم که این حادثه - به عنوان پشتوانهى نهضت و انقلاب - باید آبرومند و پرتپش و پرقدرت باقى بماند. اگر برخورد امروز ما با این حادثه، مثل روضهخوانى باشد که در پنجاه سال قبل برخورد مىکرد - یعنى چیزى را در جایى مىدید و مثلاً بر حسب احتمال ذهنى، آن را ترجیح مىداد و نقل مىکرد و مؤمنین را مىگریاند و هم آنها و هم خود او به ثواب مىرسیدند - ممکن است به حادثه ضرر بزنیم.
امروز این حادثه، پشتوانهى یک نهضت است. اگر امروز به ما بگویند ریشهى این نهضتى که به وجود آوردهاید، کجاست؟ ما مىگوییم: ریشهاش پیامبر و امیرالمؤمنین و امام حسین(علیهمالسّلام) است. امام حسین کیست؟ کسى است که این حادثه را به وجود آورده و در تاریخ از او نقل شده است.
شناخت انسان بدون شناخت جنبههاى مختلف روحى او ممکن نخواهد بود و یکى از مهمترین و پیچیدهترین حالات روحى انسان که هم در حوزه انسان شناسى و هم در حوزه حکمت و عرفان الهى بطور بسیار دقیق و گستردهاى مورد مطالعه و بررسى قرار مىگیرد وجود حالات عرفانى او و از آن جمله دعا و راز و نیازهاى او با خدایش است و همین حالت است که مىتوان آن را نقطه اتصال وجود آدمى با متافیزیک (ماوراء الطبیعه) دانست. زیرا دعا جدىترین و پاکترین و قوىترین نحوه برقرارى ارتباط انسان با خالق حکیم و مهربانش است.
فرق اساسى انسان نیز با موجودات دیگر در سه چیز استیکى تفکر متعالى و قدرتمند اوست و دیگرى اختیار و اراده او براى رسیدن به آرزوهاى گوناگونش و دیگرى عشقى همراه با معرفتبه خداوند و یکى از تجلیات این عشق و شیفتگى دعا و مناجات و رازگوئى با خداوند است.
با ذکر این مطلب آشکار مىشود که دعا علاوه بر اینکه در معارف الهى خصوصا در عرفان اسلامى از اهمیت ویژهاى برخوردار است تا حدى که عرفاء آن را یکى از ابواب کشف و شهود حقایق براى اولیاء الهى دانستهاند همچنین در نزد طبقات دیگرى از انسانها هم داراى اهمیت مخصوصى است و لذا در این فرصت اندک و لزوم بحث از دعا ما به مهمترین اصول و بنیادهاى آن اکتفاء نموده و مقاله را با ارائه مطالبى پیرامون تعریف دعا، عوامل و زمینههاى توجه نمودن به دعا، اهمیت دعا، فواید دعا، و آداب دعا، به پایان مىرسانیم.
تعریف دعا
در فرهنگ اصطلاحات و تعریفات نفایس الفنون چنین آمده است که «دعا طلب کردن حاجت است از بارى تعالى به تضرع و اخلاص و گاه بود که غرض از دعا مجرد مدح و ثنا بود و بیشتر ادعیه خواص و اولیاء که از ما سوى الله اعراض نمودهاند از این قبیل تواند بود و جمعى گفتند دعا آن است که مروى باشد از شارع به تصریح یا به تعریض و هر آنچه مروى نباشد آن را مناجاة خوانند و دعا هم به قول باشد و آن صریح بود چنانکه رب ارحم واعط و یا به تعریض چنانکه رب انى ضعیف و هم به فعل.» (1)
دکتر آلکسیس کارل نیز بیان زیبایى در تعریف دعا دارد. وى مىگوید: نیایش اصولا کشش روح به سوى کانون غیر مادى جهان است. به طور معمول نیایش عبارت است از تضرع و ناله مضطربانه و طلب یارى و استعانت و گاهى یک حالت کشف و شهود روشن و آرام درونى و مستمر و دور تر از اقلیم همه محسوسات است. به عبارت دیگر مىتوان گفت که نیایش پرواز روح به سوى خداست و یا حالت پرستش عاشقانهاى نسبتبه آن مبدئى است که معجزه حیات از او سر زده است و بالاخره نیایش نمودار کوشش انسان استبراى ارتباط با آن وجود نامرئى آفریدگار همه هستى عقل کل، قدرت مطلق، خیر مطلق» (2)
دعا توجه و سخن آگاهانه وجدى فطرت پاک انسانى با خالق دانا و مهربانش در تمامى حالات و بخصوص در تنهاترین و غریبانهترین حالاتش است که از سر آگاهى به جنبههاى گوناگون نیازهاى خود و یا اعتراف به پلیدى گناهان خود و اظهار توبه به درگاه او بوجود مىآید و مىتواند شامل اظهار نیازها و یا مدح و ثناى او بوده باشد و این حالتى عرفانى است که به صورت مناجات و ذکر قلبى و یا زبانى در افراد آشکار مىشود.
سیاست های زنانه در زندگی (آداب همسرداری)
بهعبارتی میتوان گفت:مردها دوبار تربیت میشوند؛ یکبار توسط والدینشان، بطوری که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان بهنحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت. در اینجا میخواهیم بخشی از شگردهای همسرداری یا اصطلاحاً سیاستهای زنانه را در جهت ارتقاء استقامت پایههای یک زندگی مشترک، در محور روابط همسران، از نظر بگذرانیم.
بنابراین این مطلب را صرفاً زنانی بخوانند که میخواهند بدانند «چگونه میتوان شوهر خود را به مهری مستمر و عمیق آلوده گرداند؟!»
سیاست های زنانه در زندگی (رازهای موفقیت در زندگی)
*سعی کنید در طول زندگی، برای شوهرتان همسری کنید، هیچ لزومی ندارد برایش مادری کنید!
* همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.
* همسر خود را به چشم یک شیء مسۆول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید. – جنبه یا بخشهایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می شود مورد توجه و تحسین قرار دهید.
* برای این که همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید اگر حرفها و گفتههای او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بیاعتمادی در زندگی خود میکارید.
* وقتی همسرتان با شما درد دل میکند و راز دلش را با شما در میان میگذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بیرحمانه است.
* به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث میشود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد.
* او را به درک نکردن، عدم صمیمیت و بیاحساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان میدهد.
* به یاد داشته باشید معمولاً مردها آنگونه که شما به آنها مینگرید، بهخود نمینگرد.
* نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمیافتد مگر این که همسرتان این نیازها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیازهایش از وی سۆال کرده و دیدگاههای واقعی وی را نسبت به خود و زندگیتان دریابید و در نهایت جوابی را که شوهرتان میدهد بدون انتقاد و جبههگیری بپذیرید.
* گاهی گفتگوی متعادل میتواند قفلهایی که بر زندگی عاطفی همسرتان زده شده، باز کند. گفتنیها را بگویید، امّا بهموقع! منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.در صورت مطلع شدن از رفتار یا تصمیمی از جانب شوهرتان که برای شما خوشایند نیست، هرگز کاری نکنید که در دفعات بعدی، طوری رفتار کند که تا جایی که ممکن است شما مطلع نشوید. (اعتماد او را نسبت به ظرفیت خود نکاهید!)
* زمانی که همسرتان با شما صحبت میکند به دقت به حرفهای او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفتههای او عدم علاقهء شما را نشان میدهد. – صادق باشید، چون تنها در این صورت است که حق دارید از همسرتان توقع رفتار و گفتار صادقانه داشته باشید.همزمان با رعایت اصل صداقت، بدانید هیچ لزومی ندارد هر مطلبی، با هر مضمونی بازگو شود!
* هیچ وقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام میدهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت میکند، آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوهء خود ابراز محبت میکند.
فهم دقیق تفاوت بین عالم دنیا و عالم آخرت برای اهل ایمان یکی از نکات مهم است که در صورت فهم آن تأثیر به سزایی بر اعتقادات و بدنبال آن بر رفتارشان خواهد گذاشت لذا بر آن شدیم که با استفاده از سخنان شخصیتهای مهم عالم اسلام تفاوت این دو عالم را شرح دهیم باشد که اهل ایمان از آن بهره کافی برند .
* مفهوم دو کلمه دنیا و آخرت از جنس مقوله مضاف اند و هر یک از دو امر متضایفین بدون دیگری شناخته نخواهند شد و به همین جهت گفته اند :" الدنیا مزرعه الاخره " وعارف کامل با مشاهده احوال و اوصاف انسان در این عالم به چگونگی احوال ایشان در روز قیامت و مقام و منزلت او در نزد خدا پی می برد . و این مسئله که حکمای کامل و راسخ در حکمت فهمیده اند مدخلیت به سزایی در تحقیق معاد جسمانی و روحانی و بسیاری مسایل اعتقادی دارد . (1)
* بدانکه عالم جسمانی ضدعالم روحانی است چنانکه دنیا ضد آخرت است و بدانکه درنگ ما در این عالم اندک خواهد بود و ما را در اینجا نخواهند گذاشت . همجنانکه آمدن ما به اختیار نبود ، رفتن ما هم به اختیار نخواهد بود .و بدانکه این متاعی که اینجا می خیزد لایق آنجا نیست و آن عالم را متاعی خاص است . و آنچه از این عالم خیزد هم اینجا خرج می توان کرد . اما این عالم یک خاصیت دارد که متاع نیمه کاره آن عالم ، اینجا تمام کنند .(2)