گرد آوری شده در 38 صفحه با فرمت ورد قابل ویرایش+فرم تکمیل شده شماره 2 جهت ارائه به اداره آموزش و پرورش
چکیده:
یکی از امور مسلم در تربیت اسلامی این است که افراد همان طور که از لحاظ محیط هایی که در آن پرورش می یابند با یکدیگر فرق دارند، در موهبت ها و استعدادها و لیاقت ها نیز با یکدیگر متفاوتند. شکی نیست که این تفاوت ها ناشی از حکمت الهی است. زیرا همین تفاوت ها انسان را به سوی تکامل سوق می دهد.
معلمی که بدون توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان برایشان تکلیف تعیین می کند و از همه انتظارات یکسان دارد، معلم موفقی نیست. چنین معلمی دیر یا زود در امر تعلیم با مشکل روبه رو می شود. زیرا تعدادی از دانش آموزان نمی توانند انتظارات او را برآورده سازند.
متاسفانه تعدادی از معلمین زمانی که در شروع سال تحصیلی به کلاس وارد می شوند، دانش آموزان گستاخ و شلوغ را شناسایی کرده و برای جلوگیری از مشکلات بعدی با طعنه و دشنام و تحقیر سعی در سرکوب کردن او می نمایند. این عمل ممکن در مورد تعداد انگشت شماری از دانش آموزان، به ظاهر با موفقیت همراه باشد اما آتش لجاجت را در وجود او شعله ور می کند و حداقل کاری که می کند توجه نکردن و دل سردشدن از درس می باشد و در مورد تعدادی از دانش آموزان نیز باعث درگیری های لفظی و زمینه تنبیه های بدنی و غیر بدنی می گردد.
درست است که معلم در شروع سال تحصیلی باید به شناسایی دانش آموزان بپردازد و بلکه این بهترین کار می باشد اما این شناسایی باید برای ریشه یابی مشکلات جسمی و رفتاری او باشد. دانش آموزان یک کلاس فقط از نظر پایه تحصیلی با هم یکی هستند و در بقیه موارد مثل بهره هوشی، استعدادها، توانمندی ها، سطح درآمد خانواده، سطح سواد، فرهنگ و ارزش های مورد قبول خانواده با هم متفاوتند
گرد آوری شده در 41 صفحه با فرمت ورد قابل ویرایش+فرم تکمیل شده شماره 2 جهت ارائه به اداره آموزش و پرورش
مقدمه
فیزیک به عنوان علم یافتن قوانین حاکم بر طبیعتی است که انسان از بدو خلقت در تعامل با آن بوده و در خصوص آن تفکر می کرده است و بی شک برای تمام رخدادها و مسائل موجود در طبیعت در ذهن خودش راه حل هایی ارائه کرده است که اکثر آنها نادرست است .
هرگاه حل درست یک مسله علمی از ذهن عامه مردم دور باشد , جواب غلط ولی نزدیک به ذهن بیشترمورد پذیرش قرار می گیرد .
اینکه آیا خورشید به دور زمین می گردد یا زمین به دور خورشید ، مسأله ای نیست که در زمان خودش حتی در زمان فعلی راه حل درستش قابل فهم تراز جواب غلط آن باشد، تدریس فیزیک از آنجا با دشواری روبروست که بشربه دلیل ذات جستجو گر خویش برای تمام واقعیت ها ، درست یا غلط راه حل هایی ارائه کرده است . گاهی ستاره ها را ارابه های آتشین خدایان می داند که روزها در استراحت وشب ها در حل جنگ و ستیزند و زمین را بر شاخ گاو ، گاو را بر پشت ماهی تصور ,و کوچکترین قسمت اجسام را مولکول فرض می کند علت سقوط اجسام و بالارفتن دود را اینگونه فرض می کند که اجسام از زمین منشأ گرفته و آتش از آسمان .اگر چه امروزه این تفکرات برای ما نابخردانه است ، ولی واقعیت اینست که وجود داشته و امروز هم به نوبه خود ذهن دانش آموزان پر از جوابهای غیر منطقی است به خصوص در محدوده فیزیک کلاسیک . شما اگر 10 بار تکرار کنید که پرتاب در راستای قائم یک حرکت با شتاب ثابت است ، باز هم بیش از 70 درصد دانش آموزان در مورد اینکه شتاب اجسام هنگام بالارفتن بیشتر است یا پائین آمدن جواب غلط می دهند .
اگر بارها بیان کنید که در شلیک گلوله به مقوا اندازه نیروی گلوله به مقوا بیشتر است یا مقوا به گلوله ، باز جوابشان غلط است . در مبحث الکتریسیته, فشارو.... نیزکم وبیش همین مشکلات وجود دارد .
پس دبیران فیزیک ب دو کاررا باید انجام دهند . اول اینکه ذهن دانش آموزان را از آموخته های غلط خالی کنند و سپس واقعیتهای موجود را جانشین سازند. این کار در واقع به منزله ی تغییر جهت رودخانه است از سراریزی به سر بالایی . در فیزیک جدید به دلیل اینکه ذهن دانش آموزان تقریباً خالی از اطلاعات است کار راحت تر به نظر می رسد ولی مشکل این است که در این خصوص ما معلمان نیز به اندازه کافی اطلاعات نداریم وهنوز به درک کاملی از مطلب نرسیدیم تا بتوانیم آن را به خوبی بیان کنیم هرگز با حوصله در آزمایشگاه پدیده فوتوالکتریک ، تابش جسم سیاه ، و کار با نیم رسانا را تمرین نکردیم به همین دلیل به سرعت از آنها می گذریم .
مشکل بعدی عدم استفاده از آزمایشگاه به هر دلیلی است ,که یادگیری را مشکل می کند گاهی مطلبی که در ساعت های متمادی تدریس برای دانش آموزان قابل فهم نیست ، با یک جلسه آزمایش کاملاً درک می شود .
ولی کمتربه این موضوع توجه میشود.
مشکل بعدی عدم برنامه ریزی درست در رعایت ارتباط منطقی بین دروس فیزیک در پایه های مختلف است به تمام این موارد عدم برگزاری دوره های ضمن خدمت بطور مرتب ، عدم آموزش نیروهای تازه استخدام ، استفاده از نیروهای شرکتی ، استفاده از دبیران رشته های غیر مرتبط با فیزیک و از همه مهمتر کاهش ساعت تدریس در طول هفته از جمله مشکلاتی است که به موارد قبل اضافه می شود .
مشکلات تدریس درس فیزیک ودانستنیها
فیزیک به عنوان علم یافتن قوانین حاکم بر طبیعتی است که انسان از بدو خلقت در تعامل با آن بوده و در خصوص آن تفکر می کرده است و بی شک برای تمام رخدادها و مسائل موجود در طبیعت در ذهن خودش راه حل هایی ارائه کرده است که اکثر آنها نادرست است . هرگاه حل درست یک مسأله علمی از ذهن عامه مردم دور باشد ، جواب غلط ولی نزدیک به ذهن بیشتر مورد پذیرش قرار می گیرد . اینکه آیا خورشید به دور زمین می گردد یا زمین به دور خورشید ، مسأله ای نیست که در زمان خودش حتی در زمان فعلی راه حل درستش قابل فهم تر از جواب غلط آن باشد؛ تدریس فیزیک از آنجا با دشواری روبروست که بشر به دلیل ذات جستجوگر خویش برای تمام واقعیت ها ، درست یا غلط راه حل هایی ارائه کرده است. گاهی ستاره ها را ارابه های آتشین خدایان می داند که روزها در استراحت و شب ها در حل جنگ و ستیزند و زمین را بر شاخ گاو ، گاو را بر پشت ماهی تصور و کوچکترین قسمت اجسام را مولکول فرض می کند علت سقوط اجسام و بالا رفتن دود را اینگونه فرض می کند که اجسام از زمین منشأ گرفته و آتش از آسمان؛ گرچه امروزه این تفکرات برای ما نابخردانه است، ولی واقعیت اینست که وجود داشته و امروز هم به نوبه ی خود، ذهن دانش آموزان پر از جوابهای غیر منطقی است به خصوص در محدوده ی فیزیک کلاسیک . شما اگر 10 بار تکرار کنید که پرتاب در راستای قائم، یک حرکت با شتاب ثابت است، باز هم بیش از 70 درصد دانش آموزان در مورد اینکه شتاب اجسام هنگام بالا رفتن بیشتر است یا پائین آمدن، جواب غلط می دهند . اگر بارها بیان کنید که در شلیک گلوله به مقوا اندازه ی نیروی گلوله به مقوا بیشتر است یا مقوا به گلوله، باز جوابشان غلط است. در مبحث الکتریسیته؛ فشار و .... نیز کم و بیش همین مشکلات وجود دارد . پس دبیران فیزیک دو کار را باید انجام دهند . اول اینکه ذهن دانش آموزان را از آموخته های غلط خالی کنند و سپس واقعیتهای موجود را جانشین سازند. این کار در واقع به منزله ی تغییر جهت رودخانه است از سرازیزی به سر بالایی . در فیزیک جدید به دلیل اینکه ذهن دانش آموزان تقریباً خالی از اطلاعات است کار، راحت تر به نظر می رسد ولی مشکل این است که در این خصوص ما معلمان نیز به اندازه کافی اطلاعات نداریم و هنوز به درک کاملی از مطلب نرسیدیم تا بتوانیم آن را به خوبی بیان کنیم، هرگز با حوصله در آزمایشگاه، پدیده فوتوالکتریک ، تابش جسم سیاه، و کار با نیم رسانا را تمرین نکردیم به همین دلیل به سرعت از آنها می گذریم .مشکل بعدی، عدم استفاده از آزمایشگاه به هر دلیلی است که یادگیری را مشکل می کند؛ گاهی مطلبی که در ساعت های متمادی تدریس برای دانش آموزان قابل فهم نیست ، با یک جلسه آزمایش کاملاً درک می شود ولی کمتر به این موضوع توجه می شود . مشکل بعدی عدم برنامه ریزی درست در رعایت ارتباط منطقی بین دروس فیزیک در پایه های مختلف است به تمام این موارد، عدم برگزاری دوره های ضمن خدمت بطور مرتب، عدم آموزش نیروهای تازه استخدام، استفاده از دبیران رشته های غیر مرتبط با فیزیک و از همه مهم تر کاهش ساعت تدریس فیزیک در طول هفته از جمله مشکلاتی است که به موارد قبل اضافه می شود شاید بهتر باشد تغییراتی اساسی در زمینه تدریس فیزیک ایجاد شود .
گرد آوری شده در 50 صفحه با فرمت ورد قابل ویرایش+فرم تکمیل شده شماره 2 جهت ارائه به ادراه آموزش و پرورش جهت امتیاز دهی
مقدمه
جغرافیا امروزه از اهمیت زیادی برخوردار است . علاوه بر تدریس جغرافیا درمقاطع مختلف تحصیلی ، جغرافیدانان سهم مهمی در سازماندهی فضا و برنامه ریزی و مدیریت سرزمین ایفا می کنند . دردنیای امروز کتب ، نشریات، سازمان ها و مؤسسات متعددی در ارتباط با این شاخه از دانش بشری بوجود آمده و یا فعالیت می کنند. با وجود اهمیتی که دانش جغرافیا دارد معهذا بسیاری از مردم اطلاعات چندانی از این علم ندارند و با توانمندی ها و نقاط مثبت آن آشنا نیستند. درس جغرافیا طی سال های اخیر مورد توجه زیاد متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفته است. به هر حال اگر لازم باشد که دانش آموزان سواد جغرافیایی خود را توسعه بخشند و توانایی استدلال مکانی پیدا کنند ، آموزش جغرافیا به شکل اصولی بسیار ضروری است. از زمان تأسیس دارالفنون در ایران ، درس جغرافیا جزئی تفکیک ناپذیر در برنامه های آموزش رسمی کشور بوده و همچنان موقعیت مستحکم خود را حفظ کرده است. آموزش جغرافیا از گذشته های دور تا کنون وظایف بسیار متنوعی را بر عهده داشته است. نگاهی به سرفصل های درس جغرافیا در دارالفنون نشان می دهد که در آن هنگام شناساندن موقعیت نسبی و مطلق مکان های جغرافیایی و همچنین قوانین و اصول اولیه ی زمین در فضا ، اوضاع جغرافیایی قاره ها و کشورها از وظایف کتب درسی و معلمان جغرافیا بوده است . نگاهی به سرفصل های امروزی درس جغرافیا در کتب درسی دوره ی متوسطه نشانگر تحول موضوعات آموزشی ، شیوه های تدریس و مطالب منتخب برای آموزش جغرافیا به نسل های بعدی است . اگر دیروز شناسایی کشورهای کوچک و بزرگ در برنامه ی درسی جایی برای خود داشت ، امروزه مباحثی چون تغییرات زیست محیطی ، اصول و قوانین جغرافیایی ، جغرافیا و توسعه ی پایدار ، مخاطرات طبیعی ، اکوتوریسم ، زندگی در مناطق مختلف جغرافیایی جهان امروز ، جمعیت ، منابع و ......... مطرح هستند که ورود برخی از آنها به برنامه درسی جغرافیا ناشی از ضرورت زمانه ، احساس نیاز جامعه به این مباحث ، تقاضای سازمان ها و نهادهای اجتماعی مرتبط با مسائل جغرافیایی و برنامه های جهانی آموزش جغرافیاست.
- سه دلیل منطقی برای آموزش جغرافیا
1- کسب سواد جغرافیایی : یکی از اهداف عمده ی آموزش جغرافیا در مدارس ، کسب سواد جغرافیایی است. ادراک جغرافیایی برای شهروندان امروزی بسیار مهم است چون ما در جهانی زندگی می کنیم که از نظر فن آوری ، سیاسی و جغرافیایی بسیار در هم بافته است . دانش آموزان به طور مستمر در معرض اطلاعاتی از مکان های دور افتاده ومسایل پیچیده قرار دارند که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم با زندگی آنان مربوط است. این مطالب همان مواردی هستند که دانش جغرافیا درباره ی آنها حرفهایی دارد. مدارس ما به عنوان یک وظیفه تعلیم و تربیت باید دانش آموزانی تربیت کنند که از دنیای معاصری که در آن زندگی می کنند ، دریافت صحیحی داشته باشند.
2- جغرافیا به عنوان یک علم ترکیب کننده : درس جغرافیا مدلی است که دانش آموزان به وسیله ی آن یاد می گیرند که چگونه اطلاعات مختلف حاصل از علوم دیگر را با یکدیگرتلفیق کنند. جغرافیا بنا به ماهیت خاص خویش ، اطلاعات را از منابع مختلف گرد آوری کرده و با هم ترکیب می کند. از آنجا که فرایندهای جغرافیایی به شکل مجرد بررسی نمی شوند ، بلکه عوامل خارجی مؤثر بر آنها نیز مورد بررسی قرار می گیرند ، بنابر این دانش آموزان در جغرافیا دائماً درگیر تفکر و تصمیم گیری درباره ی اطلاعات مختلف ریز و درشت هستند و یا هنگامی که اطلاعاتی مورد نیاز است در حال شناخت این اطلاعات هستند. پژوهشگران معتقدند که مهارت های ذکر شده از طریق یک متن درسی علمی و درست سازماندهی شده بهتر فرا گرفته می شوند.
3- پیوستگی جهان امروز : دانش جغرافیا سبب درک شرایط حاکم بر زندگی انسان ها در نواحی مختلف جغرافیایی جهان می شود و در این زمینه نیز موقعیتی منحصر به فرد دارد.
مطالعه نظامند جغرافیا سبب انگیزش احترام به فرهنگ های انسانی مشابه و متفاوت در سراسر جهان می شود . هنگامی که دانش آموزان ، مسائل زندگی مردم را در جاهای مختلف مورد بحث و بررسی قرار می دهند به تدریج به پیوستگی مردم جهان پی می برند و احساس احترام نسبت به دیگران در آنان برانگیخته می شود. دانش آموزان از طریق آموزش جغرافیا در خواهند یافت که برخی انتخاب ها و تصمیم گیری ها گرچه محدود و یا شخصی به نظرمی رسند اما بر فعالیت ها و زندگی مردم تأثیر می گذارند.
گرد اوری شده در 33 صفحه با فرمت ورد قابل ویرایش+به همراه فرم تکمیل شده شماره 2 جهت ارائه به اداره آموزش و پرورش
مقدمه
زبان جزو نخستین وسایل ارتباطی میان انسان ها بوده است. قبل از پیدایش جوامع بشری، انسان ها به اشکال گوناگون معنا را به یکدیگر انتقال می دادند، تصاویرحک شده بر دیوار غارها، استفاده از آتش برای فرستادن پیام خطر،تقلید صدای حیوانات و... قبل از ارتباط کلامی برای انتقال معنا به کار گرفته شدند.
زبان جزو نخستین وسایل ارتباطی میان انسان ها بوده است. قبل از پیدایش جوامع بشری، انسان ها به اشکال گوناگون معنا را به یکدیگر انتقال می دادند، تصاویرحک شده بر دیوار غارها، استفاده از آتش برای فرستادن پیام خطر،تقلید صدای حیوانات و... قبل از ارتباط کلامی برای انتقال معنا به کار گرفته شدند.
سپس ارتباطی قراردادی میان صدا و معنا از کلمات بکار رفت و همه چیز نام گذاری شد. بعد ها که زبان حالت قانونمندی یافت؛ هر قبیله بسته به ساختار فرهنگی اجتماعی خود آن را به گونه ای به کار گرفت که توانستند هدف غائی<ارتباط> را حفظ کنند.
تنوع و گوناگونی زبان امتیاز ویژه ای را برای هرقوم دارد و از این رو هر زبان دارای نکات ظریف، کنایه ها و اشاراتی است که نمی توان آن را نادیده انگاشت و با هیچ ترجمه سلیسی نمی توان لذت فهم کلمات آن را به دیگر زبان ها رساند، مگر آنکه آن زبان را فراگرفت.
اما بنا بر بعضی ملاحظات سیاسی یا تهاجم نظامی ارزشهای فرهنگی بعضی ملل، از جمله زبان تحت نفوذ عوامل خارجی قرار گرفتند. شاید یکی از مهمترین دلایل به کار گرفتن آسان تر انگلیسی، فرانسه یا اسپانیایی حضور استعماری بلند مدت دولتمردان سابق کشورهای فوق در دیگر کشورها باشد.چین با بیش از یک میلیارد و دویست میلیون نفر، هند با جمعیت یک میلیارد نفر و روسیه با صد و پنجاه میلیون نفر چنین نفوذی را از زبان خود در دیگر کشورها ندارند.
البته تک زبانی جهانی امر بسیار نکوهیده ای است و نباید از تقویت زبان شیرین خودمان <فارسی> غافل شویم، اما از یاد نبریم که اگر به یادگیری زبان انگلیسی اهمیت ندهیم مشکلات جدی را خواسته یا نا خواسته فرارو خواهیم داشت! چرا که جهان رو به توسعه در هر ثانیه در حال تولید علم و فن آوری است و غالب این پژوهشهای علمی به زبان انگلیسی در مجامع بین المللی ارائه می شود و یا در اینترنت به نمایش در می آید. از طرفی نیروی انسانی از مهمترین سرمایه های ملی هر کشور است،سیستم آموزشی ما چند درصد از سهم جهانی تولید فن آوری رابا تربیت شاگردان کارآمد امروز و آینده سازان فردا کسب خواهد کرد؟ در جهان امروز که عصر ارتباطات است و به عبارتی اینترنت، کره خاکی را به شکل دهکده ای در آورده، سهم ما در زبان آموزی چه اندازه است؟
در سال ۲۰۰۴ گزارشی از مرکز زبانی میشل توماس انگلستان صورت گرفت که به موجب آن دستمزد یک کارگر متوسط بواسطه دانستن زبان دوم تا ۳۰۰۰ پوند در سال افزایش می یابد... مطالعات نشان می دهد که شخص دو یا چند زبانه می تواند به خاطر دانش زبان خارجی و استفاده از آن در راه های موفقیت، بهتر از مهندس یا برنامه نویس رایانه پول در آورد.
حال بنا بر هر دلیل به وضعیت زبان آموزی در مدارس کشورمان نگاهی داشته باشیم.توجه داشته باشید که از مقطع راهنمایی تا دبیرستان و پیش دانشگاهی دانش آموزان بطور متوسط ۲، ۳ یا ۴ساعت زبان انگلیسی در هفته می آموزند، و این در حالی است که پس از پایان دوره تحصیلی متوسطه از بر آوردن کمترین نیاز خود عاجزند!!
بعنوان مثال اگر به کشورهای خارجی سفر کنند یا جهانگرد خارجی را در شهر خود ببینند توانایی ارتباط با او را ندارند! جملاتی ساده را نمی توانند درک کنند یا متن انگلیسی را بخوانند و بدان پاسخ دهند! و نقاط ضعف از این دست فراوان است. مشکل از کجاست؟ می دانید که ازعوامل مؤثر تدریس در هر وضعیت آموزشی معلم، روش آموزش و شاگرد است .
هنوز شاگردان از زبان آموزی در کلاس فقط گرامر نویسی می دانند!چرا که اغلب کلاس ها بواسطه نبود
امکانات سمعی و بصری با شیوه GTM هدایت می شود.کتابهای درسی برایشان جذاب نیست و انگیزه لازم برای خواندن زبان ندارند! ولب به شکوه و گلایه می گشایند چرا زبان می خوانیم؟ نمی شد زبان نداشتیم؟ کتابها را بسیار سخت و گاهی دشمن خود می پندارند.
راستی صحبت از کتاب های انگلیسی شد، آیا کتا بهای مدارس منا بع مناسبی برای آموزش زبان هستند؟
کتاب های انگلیسی از لحاظ محتوا و ظاهر (طراحی، تصاویررنگی) باید به روز شوند. آیا تصاویر کتاب های سال اول و دوم متوسطه مناسب سن دانش آموزان است؟ از لحاظ محتوا نیز این کتاب ها در سطح کلان (ملی) نمی تواند پاسخگوی نیاز واقعی فراگیران در برقراری ارتباط با انگلیسی زبانان باشد.
بعنوان مثال در امتحانات داخلی و حتی نهایی (سال سوم متوسطه) مهارت شنیدن در بخش مکالمه کتاب درسی( ( LANGUAGE FUNCTION، در شکل سؤالات جور کردنی( ( Match آزمون کتبی گرفته می شود؟ در حالی که شیوه صحیح آن است که فراگیران توسط دبیر یا با پخش نوار کاست، متنی را گوش دهند و سپس به سوالات آن پاسخ دهند!.
آیا برای دانش آموزان پیش دانشگاهی مشکل نیست که با سه سال زبان آموزی با سبکی متفاوت در مقطع متوسطه ناگهان به کتاب( ( Reading based بپردازند؟ آن هم در یک قدمی کنکور! چرا تحول در مواد درسی زبان انگلیسی در آخرین و حساس ترین مرحله صورت گرفته است؟آیا بهتر نبود تغییر در تالیف کتاب های انگلیسی از پایه اول متوسطه آغاز می شد؟
در طول سالهای تحصیلی فراگیران برای تقویت مهارت listening چند ساعت نوارآموزشی گوش می کنند؟ یا چند ساعت فیلم های آموزشی انگلیسی می بینند؟ آیا با کلاسهایی که هیچ گونه شعر، تمرینهای مناسب، بازی یادگیری زبان برای کاستن اضطراب، تحقیق و... ندارند می توان به دانش افزایی فراگیران امید داشت؟
امروزه که عصر ارتباطات است شاید این سوالات بسیار پیش پا افتاده به نظر برسد ولی بیاییم واقع گرا باشیم، دانش آموزان ما از شنیدن تلفظ کلمات زبان با امکانات سمعی در کلاسها محرومند؛ حال این محرومیت دلایل مختلفی دارد، از جمله: نبود امکانات، بی حوصلگی بعضی دبیران برای پخش نوار آموزشی در کلاس و همچنین زمان کم تدریس!
واقعاً در کشورمان استاد، مدرس و پژوهشگر دلسوز نیست که هنوز یادگیری زبان انگلیسی به معضلی لاینحل تبدیل شده است؟ چرا تشتت آراء در این حیطه فراوان است؟ چرا پاسخ مناسبی نیا فته ایم؟چه کسی باید این خلا را پر کند؟مگر مدعی نیستیم که جوانان با استعدادی داریم! پس ما راچه شده؟ به کشوری مثل ترکمنستان نگاه کنیم که درآنجا نه یک زبان بلکه چند زبان زنده دنیا (فارسی، عربی، روسی، و انگلیسی) از مقطع ابتدایی آموزش داده می شود! ما چه تفاوتی با دیگران داریم؟
آموزش زبان خارجی در مالزی از سال های اول ابتدایی، در مدارس مصر از ۹ سالگی، در ونزوئلا اموزش زبان اسپانیایی در مدرسه است، همچنین دو زبان انگلیسی و فرانسه ازپیش دبستانی (۶ سالگی) آغاز می شود.
در نروژ، ایتالیا و مالت از ۶ سالگی، در مدارس بلژیک فرانسوی در ۱۰سالگی وانگلیسی ۱۲ سالگی اجباری است و یادگیری اسپانیایی یا آلمانی در۱۵ سالگی ادامه می یابد.
دبیران متوسطه بخشی از ضعف شاگردان در درس زبان انگلیسی را ناشی از بنیه علمی ضعیف از مقطع راهنمایی می بینند.همین شاگردان با پیشرفت نه چندان مقطع متوسطه را به هر شکل به پایان می رسانند و به دانشگاه راه می یابند! و در ابتدای تحصیلات عالی از درس زبان پیش نیاز می خورند؟ چرا؟
آیا ضعف بنیه علمی نشان می دهد آموزش و پرورش با تمام مشکلاتی که با آن مواجه است در آموزش زبان انگلیسی منفعل بوده است؟... متأسفانه عدم توانایی کاربرد زبان ادامه می یابد تا آنجا که دانشجویان برای تحصیلات تکمیلی و حتی دکترا (که نیاز به امتیاز قابل قبولی در آزمون تافل تخصصی دارند) با آن دست به گریبان می شوند!؟
گرد اوری شده در 43 صفحه با فرمت ورد قابل ویرایش+فرم تکمیل شده شماره 2 جهت ارائه به ادراه آموزش و پرورش
مقدمه
تربیت دینی یکی از مهمترین اهداف نظام آموزشی کشور است و اهمیت و جایگاه ویژة آن باعث شده است درس مستقلی، که عموماً تحت عنوان قرآن و تعلیمات دینی شناخته میشود، با سایر دروس در هر پایه تفاوتهای عمدهای داشته باشد. اصولاً ماهیت دروس دینی بهگونهای است که از نظر محتوای آموزشی، فرایند یادگیری و شیوههای آموزشی با دروس دیگر قابل مقایسه نیست.
به عبارت دیگر، هر فعالیتی که از سوی معلم برای یادگیری در دانشآموز انجام شود، صرفنظر از ارزش محتوای مورد یادگیری، آموزش و تدریس محسوب میشود. در این صورت و دروسی چون ریاضی، جغرافیا، زیستشناسی، تاریخ، علومپایه و... همگی از این نظر در یک ردیف جای میگیرند، اما اگر یادگیری را مفهومی فراتر از آموزش تلقی کنیم و در واقع آن را هدف آموزش بدانیم، در آن صورت باید فرایندی را که در استمرار زمان باعث ایجاد تمرین، تجربه و تغییرات تدریجی و نسبتاً پایدار در دانشآموز شود، یادگیری تلقی کرد.(ساجدی ،ش42: 4)
درس پیام های آسمانی از این نظر با سایر دروسی که نام بردیم بسیار متفاوت است.
زیرا یادگیری در تربیت دینی بیش از آنکه نظری باشد، عملی است. در حالیکه سایر دروس1 چندان در عرصة عملی مطرح نیستند. اگر چه در مورد آموزش دروس آزمایشگاهی مفهوم آموزش عملی به چشم میخورد؛ اما عمل در این دروس همان مهارتی است که اگر در فرایند آموزش بهدست نیاید، لطمهای به شخصیت و ساختار وجودی دانشآموز وارد نخواهد ساخت؛ چراکه حوزة عمل در آنها خود محتوای دروساند، نه خود دانشآموز. در حالیکه هدف تربیت دینی ایجاد کنش و رفتارهای خاصی است که بود و نبود آنها اساساً بر ساختار وجودی و شخصیت دانشآموز تأثیرگذار است.
تربیت یعنی استعدادهای درونی را، که بالقوه در یک شیء موجود است، به فعلیت در آوردن و پروردن و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنی گیاه و حیوان و انسان صادق است.( مطهری، :56 و 57)
بر آن است تا استعدادها و قابلیتهای دانشآموز را در جهت کمال انسانی وی در تقرب به خداوند، که سرچشمة کمال است، شکوفا کند و در این مسیر از تواناییهای خود بهره ببرد.
لذا چنانچه ارزشهای وجودی فرد برای خودش یا برای آموزشدهندگان وی شناخته شده نباشد، تربیتی صورت نخواهد گرفت و آنچه در قالب تربیت صورت میگیرد، بیشتر شرطی شدن است تا پرورش و تغییر رفتار آگاهانه، که از مشخصات تربیت به معنای واقعی آن است. تفاوت معنای تربیت در مورد انسان و حیوان نیز همین است. برای مثال، اگر بخواهیم رفتاری مؤدبانه مانند «دست دادن» را به کودک بیاموزیم، کافی است او را عملاً در موقعیتهای مختلفی که این کار مجاز است، تعلیم دهیم و محدودة این رفتار را برای او مشخص کنیم. به این ترتیب، او بهتدریج خواهد آموخت که کی، کجا و با چه کسانی دست بدهد.
حال اگر اتفاقاً دست این کودک یا نوجوان در حادثهای آسیب ببیند، بشکند یا به هر دلیل دیگری نتواند دست خود را حرکت دهد، این رفتار مؤدبانه به شکلی دیگر، که جایگزین قبلی است، باز هم صورت میگیرد؛ مثلاً تکان دادن یا خم کردن سر و... . در حالیکه همین دست دادن را میتوان به حیوانات نیز آموخت. چنانکه در سیرکهای نمایشی توسط مربیان کارآزموده به شیرها آموزش داده میشود و آنها نیز مانند انسانها با مردم دست میدهند. اما هرگز شیر آسیبدیدهای که قادر به حرکت دادن دست خود نیست، رفتار جایگزین ندارد! زیرا رفتار قبلی او (دست دادن) آگاهانه و هدفمند نبوده بلکه تنها یک واکنش ناشی از شرطی شدن بوده است.( جعفری:210 و 211)
تأکید بر جایگاه ویژة دروس قرآن و تعلیمات دینی در نظام آموزشی از آن جهت صورت میگیرد که هدف اصلی، یادگیری عملی و التزام به کاربرد آموختههاست. آموزههایی که قابل حصول و انسانسازند و دامنة آنها از حوزة نظری فراتر میروند و تمام ارکان و شئون زندگی فرد را دربرمیگیرند.
اساساً این نوع تربیت با تمامی واقعیات خارجی زندگی انسان و پیوند او با هستی ارتباط دارد. لذا جهت نیل به هدف و نقطة مشخصی که تربیت دینی در پی آن است، باید برنامهریزی شود. برنامههایی که مشتمل بر نحوة ارتباط فرد با خدا، مردم، طبیعت و خودش باشد. بدیهی است چنین برنامهای بر پایة اصول مشخصی که از باید و نبایدهای معین برمیخیزد و بر مبنای قواعدی که توسط مربیان لحاظ میشود، تدوین خواهد شد.
با سلام:
تعداد 100 فایل اقدام پژوهی با فرمت ورد قابل ویرایش با مناسب ترین قیمت در این سایت به فروش می رسد این اقدام پژوهی ها برای پایه های مختلف مدارس میباشند(ابتدایی-متوسطه اول و دوم-هنرستان)- تمامی قوانین یک اقدام پژوهی مناسب در انها رعایت شده است.
قیمت این بسته فقط 55 هزار تومان میباشد.
در صورت هر گونه مشکل در دانلود و خرید با شماره 09369534267 در تماس باشید .
توجه:این فایل ها فقط به سه نفر فروخته خواهد شد و بعد از فروش به سه نفر لینک خرید و دانلود بسته خواهد شد.
موفق باشید.
با سلام:
55 فایل گزارش تخصصی فرهنگیان در این سایت فقط 60 هزار تومان به فروش می رسد.
کلیه فایل های ورد قابل ویرایش میباشند.
کلیه فایل ها برای مقاطع مختلف مدارس کاربرد دارند
مناسب برای خدمات کامپیوتری ها و کافی نت های که کارهای مربوطه به فرهنگیان را انجام می دهند
قیمت این فایل ها فقط 60 هزار تومان میباشد
در صورت هر گونه مشکل در خرید و دانلود با پشتیبانی سایت در تماس باشید.
پشتیبانی سایت 09369534267 میباشد.(فقط پیامک)
موفق باشید
گرد آوری شده در 45 صفحه با فرمت ورد قابل ویرایش+فرم شماره 2 جهت ارائه به اداره اموزش و پرورش
مقدمه:
روش آموزش هر درس ، فرع بر محتوا و هدف درس است و در برنامه ریزی هر درس باید مورد توجه قرار گیرد.
در برنامه ریزی درسی نیز دیدگاهها یا فلسفه و تفکری که در پشت برنامه ریزی درسی هست ، اهمیت درجه اول را دارد زیرا آن دیدگاهها ، هم در گزینش محتوا موثرند و هم در سازماندهی و هم در انتخاب روش تدریس. در واقع باید روشن باشد که ما از درس عربی، چه انتظاراتی داریم و کدامین رویکرد آموزشی مورد توجه ماست. اگر هدف ما در تدریس درس ، آموزش قواعد ، باشد طبعا نباید برای حفظ اطلاعات پرحجم عربی و به خاطر سپردن آنها توسط دانش آموزان برنامه ریزی کنیم بلکه باید هم در محتوا و هم در روش تدریس و هم در باره جایگاه دبیر در فرایند آموزش و سرانجام درباره نحوه ارزشیابی درسی ، فکر دیگری کرد. در بررسی روش تدریس درس عربی ، دو مشکل مهم زیر قابل تاملند:
اول - تکیه بیش از حد بر محفوظات و انتقال اطلاعات و دوری گزیدن از آموزش تفکر انتفادی:
ما در عربی با مفاهیم متعددی روبه رو هستیم. حالا اگر قرار باشد که حجم گسترده ای از این مفاهیم را در یک کتاب درسی بگنجانیم و دانش آموزان هم مجبور باشند همه آن ها را به ذهن بسپارند و در جلسه امتحان پس بدهند ، آن وقت می بینید که درس عربی آن ها را از این درس بیزار خواهد ساخت. برای ایجاد تغییر در شیوه های سنتی تدریس و جلوگیری از افت تحصیلی در درس عربی باید رویکرد ما در طراحی برنامه های درس عربی باید تغییر کند. ما در کتاب ها شاهد طرح موضوعاتی چون فعالیتهای گروهی ، بحث و گفت وگو ، اظهارنظر درباره مسائل هستیم ولی این میزان تغییر کافی نیست بلکه در شیوه برنامه ریزی و تدریس عربی ، باید انقلاب ایجاد شود. این انقلاب هم باید در روش های یاددهی و یادگیری هم در نظام ارزشیابی صورت گیرد تا نتیجه بخش باشد.
دوم - عدم جذابیت روشهای آموزش:
اشکال مهم دیگر ، عدم جذابیت درس عربی برای دانش آموزان به خاطر استفاده از روشهای سنتی و متصلب تدریس از سوی دبیران است. اصلی ترین شیوه آموزش درس عربی ، روش کهنه سخنرانی یا روخوانی کتاب است. در این روش ، کتاب انبار اطلاعات ، دبیر انتقال دهنده آن و دانش آموز عنصر منفعلی است که باید آن اطلاعات را به خاطر بسپارد. این روش ، دلزدگی و حتی تنفر نسبت به درس عربی را در دانش آموزان ایجاد می کند در حالی که برای ایجاد قدرت تفکر ، پرسش گری ، پردازش و تجزیه و تحلیل داده ها در دانش آموزان ، باید قالب خشک و متصلب تدریس را که به فضای کلاس ، کتاب و دبیر محدود میشود ، شکست و به روشهای دیگری روی آورد. در واقع در عصر اطلاعات ، انتقال اطلاعات نباید هدف باشد بلکه تحلیل و پردازش اطلاعات هدف است و این نیز ضمن استفاده از روش های نوین تدریس ، به اصلاح رویکردهای اساسی نیاز دارد.استفاده از امکانات کمک آموزشی از جمله اطلس ، نقشه ، فیلم هایآموزشی، فیلم های کارتونی و مشابه اینها ، به شدت می تواند موثر افتد. تصور کنید یک cd آموزشی که به صورت زیبا ، دروس را نشان دهد ، جذابیت بیشتری دارد یا آنچه یک دبیر با روش سخنرانی ارائه می دهد؟ متاسفانه با توجه به برخورداری از امکانات عظیم از این ابزار کمتر استفاده می شود و به شکل گسترده از سوی دبیران در آموزش عربی از آن بهره گرفته نمی شود. البته نمی توان همه امکانات و تجهیزات را برای همه مدارس فراهم کرد و این امر نیازمند سرمایه گذاری برای سالهای متمادی است اما با استفاده از خلاقیت دبیران و دانش آموزان و بهره گیری از امکانات محلی و منطقه ای می توان جذابیت درس را افزود.
در عین حال باید دانست که نظام ارزشیابی نیز باید متناسب با تغییر محتوا و روش تدریس ، تغییر کند و دبیر محور شود. با طراحی کتاب واحد ، ارسال سوالات امتحانی مشترک ، تصحیح ورقه ها به وسیله یک دبیر دیگر و... نمی توان دبیر محور بود و برخورد با دبیر بدین شکل مکانیکی ، مانع ایجاد و تحول می شود. همه نمره پایان سال نباید با ورقه امتحانی مشخص شود بلکه بخش عمده آن باید به مسائلی که در طول سال تحصیلی در کلاس می گذرد (از جمله علاقه دانش آموز به درس ، شرکت در مباحثات ، ارائه تحقیق ، و...) مربوط شود و این نیز بر عهده دبیر است که ارزیابی خود را از دانش آموز ، ارائه کند.
گرد آوری شده در 37 صفحه با فرمت ورد قابل ویرایش+فرم تکمیل شده شماره 2 جهت ارائه به اداره آموزش و پرورش(رتبه بندی فرهنگیان)
مقدمه
در نظام آموزشی کشوری که اهداف کلی آموزش و پروش آن توسط کارشناسان تعلیم و تربیت ؛ متخصصین و مشاوران آموزشی زیر نظر فلاسفه و نظریه پردازان یاددهی ویادگیری ترجیحاًً خارجی بدون توجه به نیاز جامعه و آینده نگری نوشته شده و اهداف جزیی بصورت محتوای آموزشی از قبل آماده شده در پشت در های بسته در ساختمان های بلند وزارت آموزش و پرورش در جلساتی که افراد گاهاً کلاس لمس نکرده ، گرد گچ تخته سیاه نخورده ، در کپر ننشسته وبا مدرسه کوچ نکرده و کلاس چند پایه درس نداده و ....تنظیم و تالیف می شود، به مدارس و معلمان بدون توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان و انواع هوش آنها ابلاغ می شود .
برای نشان دادن دقت در اجرا ،گروهی را بعنوان گروه آموزشی مسئول نقد و بررسی فعالیت مدرسین و تعیین حیطه و تقویم اجرایی می کند تا امکان تاخیر و تعجیل به حدالقل برسد، برای آن محتوای آموزشی مقدس و از پیش تالیف شده ، مهرمستند سازی زده وبصورت یکنواخت برای تمامی استانها و شهرها امتحانی هماهنگ گرفته شده تا دانش آموزان پایین شهر و بالای شهر ، دولتی و غیر انتفاعی در یک عدالت آموزشی برابر عدد و معدل نمره مدار را تجربه کرده و سر خوردگی ،نداشتن معلم خصوصی و کلاس های تقویتی آنچنانی را بار دیگر چون چماق احساس کنند .
در این حال افت تحصیلی حربه و ابزاری است برای مدیران تا معلم فعال را از کاهل بازشناسند و ملاک ارزشیابی گروهی خاص که در دروسی خاص با دانش آموزانی خاص در شرایطی خاص تدریس می کنند قرار گیرد. حال بیاییم میزان و امکان مانور و ابتکار یک معلم خلاق دراین برنامه ریزی آموزشی سر و ته بسته بنام قوطی آموزشی را بررسی کنیم و نمره ارزشیابی هم بدهیم .
گاهی احساس میشود بستن دست معلمی که در نوشتن اهداف آموزشی، محتوای آموزشی، نحوه امتحان، امکانات و رسانه آموزشی ، محیط فیزیکی آموزشی هیچ تاثیری مستقیم و غیر مستقیم ندارد غیر منصفانه بوده ، حال فرستادن وی به میدان جنگ مبارزه با جهل و انتظار نمره ارزشیابی سطح بالا و درصد قبولی حقیقی با روش های تدریس از قبل مشخص شده در کتاب کار معلم و یا فرمایشات ضمن خدمت گروه های آموزشی نامروتی است.
معلم از 4 عنصر اصلی برنامه ریزی آموزشی در کلاس هیچکدام را جز برقراری ارتباط و روش های تدریس گوناگون ، بعنوان اسلحه ای همراه ندارد و آن هم به بهانه ندیدن دوره و نداشتن امکانات ، کمبود وقت و شلوغ بودن کلاس درس به یغما می رورد و گاهی معلم و دبیر بدون انگیزه با نداشتن فرصت کافی ، نداشتن تجربه و علم وافی ، نداشتن فضای صافی، توانایی نوشتن طرح درس و طراحی آموزشی را ندارد ، او فقط یکشب از دانش آموز مظلوم کلاس خود جلو تر است و این بی عدالتی و ظلم را معلم در شرایطی غیر ارادی انجام می دهد که تنها فرصت آموزشی را در این زمان و برای این درس و برای این کلاس و برای این دانش آموزان خاص از دست می دهد در حالی که هم در انرژی و هم در یادگیری و هم در عمق یاددهی تاثیر مستقیم خود را کمرنگ می کند.
گرد آوری شده در 53 صفحه با فرمت ورد قابل ویرایش+فرم تکمیل شده شماره 2 جهت ارائه به ادراه آموزش و پرورش رتبه بندی
مقدمه
شرح وظایف و مسئولیتهای معاون آموزشی
1 - فراهم سازی الگوهای روش تدریس، فنون کلاس داری، طراحی و برنامه ریزی درسی، آموزشی و پرورشی، ارتقاء فرآیند یاددهی، روش های تهیه طرح درس و ارائه خدمات مشاوره و راهنمایی شغلی به آموزگاران و معلمین کم سابقه و نیازمند راهنمایی و کمک.
2 - برنامه ریزی جهت استفاده از امکانات مدارس تحت پوشش ( مانند لوازم سمعی و بصری، رایانه، کارگاه و آزمایشگاه و ... ) به صورت یکپارچه به منظور استفاده بهینه از امکانات.
3 - انجام و تکمیل فرم های ارزشیابی کارکنان در پایان هر دوره.
4 - تعامل، پاسخ گویی به مراجعات و سوالات مراجعین و والدین دانش آموزان در خصوص مسائل آموزشی، پرورشی، مشاوره ای و اداری آنان.
5 - ارائه گزارش دوره ای و لازم به واحد ها و مسئولین آموزش و پرورش منطقه.
6 - تهیه دفاتر و اسناد هزینه مالی مجتمع و مدارس تحت پوشش مطابق قوانین و مقررات مربوط.
7 - ارائه گزارش به مسئولین ذی ربط در خصوص مسائل امنیتی، تعمیرات، توسعه و ... که لازم است جهت جلوگیری از خطرات احتمالی و یا توسعه امر آموزش و پرورش صورت پذیرد.
8 - همکاری و تعامل با مدیر و سایر معاونین در فراهم سازی زمینه لازم جهت تحقق بخشیدن به اهداف و مصوبات دوره یا دوره های تحصیلی با همکاری و مشارکت کارکنان، دانش آموزان و اولیای آنها و بهره گیری از امکانات و ظرفیت های داخل و خارج از مدرسه.
9 - ایجاد محیطی آموزنده و پرورش دهنده برای شکوفا شدن استعداد های مختلف دانش آموزان متناسب با تفاوت های فردی آنها .
10 - تهیه و اجرای برنامه های سالانه آموزشی مدرسه با رعایت ضوابط از طریق مشارکت اولیاء، کارکنان و دانش آموزان.
11- نظارت بر امور تهیه و تنظیم برنامه های هفتگی مدرسه بر اساس جدول مواد درسی برنامه مصوب و مطابق با دوره یا دوره های تحصیلی مربوط و سازماندهی نیروی انسانی بر اساس ضوابط و متناسب با برنامه ها.
12- همکاری در مراقبت بر نحوه رفتار و کردار و حضور و غیاب دانش آموزان براساس آیین نامه انضباطی مصوب.
13- ایجاد هماهنگی بین عوامل انسانی مدرسه در اجرای صحیح و به موقع برنامه ها و فعالیت های آموزشی براساس ضوابط و مقررات.
14- نظارت بر حسن انجام فعالیت ها و وظایف کارکنان مدرسه و ارزشیابی مستمر از عملکرد آنها بر اساس ضوابط، همچنین شناسایی کارکنان کوشا، ساعی، فعال و شایسته با همکاری سایر کارکنان و معرفی به مدیر به منظور تقدیر و تشویق آنها.
15- همکاری در تهیه، تنظیم و اجرای برنامه ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و امتحانات و استخراج نتایج آن و اطلاع رسانی به موقع به اولیاء و دانش آموزان و مدیر.
16- همکاری در تجزیه و تحلیل نتایج ارزشیابی پیشرفت تحصیلی، تربیتی و انضباطی و نیز حضور و غیاب دانش آموزان با همکاری سایر کارکنان و معلمان و اطلاع رسانی به موقع به اولیا ء و دانش آموزان.
17- همکاری در مراقبت و رسیدگی به حضور و غیاب کارکنان اداری و آموزشی مدرسه و اتخاذ تدابیر لازم برای انجام وظایف آنها در غیاب ایشان با همکاری سایر کارکنان.
18- ایجاد تعامل با سایر کارکنان مدرسه و مراقبت بر اجرای صحیح وظایف آنان.
19- حضور فعال در مدرسه قبل از آغاز به کار روزانه و مادامی که برنامه ها و فعالیت های آموزشی و پرورشی در جریان است و خارج شدن از آن پس از خروج تمامی دانش آموزان از مدرسه مطابق با ضوابط.
20- همکاری در برنامه ریزی جهت تشکیل جلسات مرتبط ( گروههای آموزشی و شورای مدرسه ، انجمن اولیاء و مربیان ، شورای معلمان و شورای دانش آموزی و ...) و زمینه سازی برای حضور فعال اعضاء و نیز نگهداری سوابق و صورت جلسات مربوط.