لینک فایل کارورزی،پروژه و تحقیق- بتن و انواع آن - در 65 صفحه-docx

بتن که میزان تولید آن بالغ بر 8/3 بیلیون مترمکعب در سال تخمین زده می شود، به علت دارا بودن خواص و ویژگی های ممتاز و نیز در دسترس بودن مصالح آن، پس از آب، پرمصرف ترین ماده روی زمین به شمار می رود. بتن در همه جا موجود است و در یکصد سال اخیر، استفاده از آن در ساخت بناهای مسکونی و اداری، پیاده روها، راه ها و جاده ها و نیز انواع مختلف ساختمان های فنی عملکردی از قبیل کارخانه ها، پارکینگ ها، متروها، فرودگاه ها، پل ها، سدها، سیلوها، سازه های دریایی، رآکتورهای اتمی و سازه های مقاوم در برابر انفجارات و زلزله، مقبولیتی همگانی پیدا کرده است.
چنانچه از عنوان این نوشتار برمی آید، بتن یک ماده متناقض است. بتن با اینکه تداعی کننده مفهوم سختی است، لیکن در ابتدای فرآیند اختلاط مواد تشکیل دهنده اش، نرم و روان است؛ اگرچه بتن، بر اساس تعریفی که از آن سراغ داریم، یک ماده پیوندی و چندرگه است که از اختلاط سیمان، آب، ماسه و مصالح دانه ای معدنی از قبیل شن یا سنگریزه به دست می آید، اما معمولا به عنوان یک ماده یکپارچه و دارای شخصیت مستقل در نظر گرفته می شود. بتن شکل ذاتی و طبیعی بخصوصی ندارد و از این رو باید با استفاده از قالب بندی به شکل معینی درآورده شود؛ یعنی شکل و بافت نهایی بتن را قالبی که بتن به درون آن ریخته می شود، تعیین می کند.
بتن می تواند هر رنگ، بافت و طرحی را به خود بگیرد، از این رو شاید بتوان آن را به یک آفتاب پرست تشبیه کرد. رنگ بتن اغلب خاکستری ست، اما از طریق انتخاب سیمان و مصالح دانه ای مناسب یا با استفاده از رنگدانه های شیمیایی می توان به آسانی آن را در رنگ های سفید، قهوه ای یا حتی قرمز روشن تولید کرد. بتن بسته به قالب مورد استفاده در تولید آن، می تواند صاف و ساده یا دارای طرح های دقیق و پیچیده باشد؛ بتن می تواند همچون شیشه صاف باشد یا همچون صخره زمخت و ناصاف. بتن ممکن است بدون پرداخت رها شده یا همچون یک تندیس به دقت روی آن کار شود. در واقع، بتن، با توجه به ویژگی های خاص سطح آن، یک فرآورده واحد نیست، بلکه طیف گسترده ای از مصالح را دربرمی گیرد که از نظر بافت، رنگ و بیان معمارانه از قابلیت های بی شماری برخوردار است.
ترکیب مقاومت فشاری سنگ و مقاومت کششی فولاد در بتن مسلح، سازه های بتنی را قادر به تحمل وزن بسیار زیاد و پوشش دهانه های بزرگ می سازد. از آنجایی که عناصر تشکیل دهنده سازه بتن مسلح می توانند بصورت یک شبکه پیوسته و یکپارچه، به هم بافته شوند، استفاده از بتن مسلح در طراحی سازه، آن را از قابلیت انعطاف پذیری بی نظیری برخوردار می کند. معماران و مهندسان از این ویژگی برای خلق عناصر ساختمانی مختلف، از صفحات بتنی یکپارچه گرفته تا قاب های سازه ای سه بعدی و کنسول های عظیم و مهیب، بهره می گیرند.
بررسی تاریخی کاربرد بتن در معماری نشان می دهد که بتن توسط معماران رومی و صدر مسیحیت مورد استفاده قرار می گرفت، اما در قرون وسطی و رنسانس اغلب بی استفاده ماند، تا آنکه در نیمه دوم قرن نوزدهم بار دیگر، عمدتا برای مصارف معمولی، مورد توجه قرار گرفت، بویژه در مواردی که ساخت ارزان، قابلیت ایجاد دهانه های عریض و نسوز بودن، ضرورت به کارگیری آن را ایجاب می کرد. مسلح کردن بتن نیز که برای این کار میلگردهای فولادی را به منظور استحکام بیشتر در میان بتن قرار می دادند، به دهه 1870 باز می گردد. معماران قرن نوزدهم بعضا به قابلیت های بتن مسلح خیلی اطمینان نداشتند و نسبت به آن بدگمان بودند. بتن در آن زمان یک ماده خیلی جدید به شمار می رفت و ویژگی های آن برای معماران بخوبی قابل درک نبود، زیرا فاقد یک فرم ذاتی و پایدار بود. جالب آنکه این دقیقا همان خصوصیتی است که بتن را برای بسیاری از معماران امروز به وسیله ای امیدوارکننده جهت تحقق ایده هایشان تبدیل می کند.
پدیده بتن در چند سال آخر قرن نوزدهم که معماران سعی کردند سبکی مبتنی بر این مصالح بیابند، آشکارتر شد. در حالی که یکی از طراحان احتمالا چنین استدلال می کرد که ویژگی انعطاف پذیری بتن آن را به ماده ای مناسب برای بیان گرایی هنری در معماری تبدیل می کند، دیگری ممکن بود بر نقش روش قاب و قاب بندی تکیه کند و مدعی ارزش گذاری بر نمونه های پیشین گوتیک یا حتی شیوه های معماری فولاد و شیشه شود. نظریات مشابه مختلفی نیز با توجه به جنبه بیرونی بتن ابراز می شد، بدین معنا که یک معمار، بتن را ماده ای معمولی و پیش پاافتاده و نیازمند پوشانیده شدن با کاشی ها و روکارهای آجری می دانست و دیگری از زیبایی ذاتی آن دم می زد که به همین دلیل باید نمایان می ماند. استفاده گسترده و فراگیر از بتن مسلح در معماری حدودا به نیمه اول قرن بیستم باز می گردد. این ماده جدید به دلیل برخورداری از قابلیت استفاده در بناهای مختلف و نیز فرم پذیری قابل توجهش، در آن زمان در مقیاس وسیع مورد استفاده قرار گرفت و با سرعت شگفت آوری تاثیرات خود را در معماری بر جای گذاشت و بین سالهای 1910 و 1920، تقریبا به علامت مشخصه معماری جدید تبدیل شد. شاید از بسیاری جهات بتوان گفت خردگرایی و بتن مسلح دو عنصری بودند که سرانجام در دوره افتخارآمیز معماری مدرن در دهه 1920 در یکدیگر ادغام شدند؛ معماران خردگرای این دهه که بتن را به لحاظ برآورده کردن نیازهای اساسی چون ارزانی، یکسان سازی، نورپردازی کافی، تهویه گسترده و فضاهای داخلی انعطاف پذیر و نامحدود، ماده ای مناسب یافته بودند، در سطح وسیع آن را مورد استفاده قرار دادند.
آگوست پره مهندس معمار فرانسوی، نخستین کسی ست که بتن مسلح را به عنوان وسیله ای برای بیان مقاصد معماری شناخت و به کار برد. آپارتمان های مسکونی که او با استفاده از قابلیت های هنری بتن مسلح ساخت، منزلت بتن را در عالم معماری افزایش داد. فرانک لویدرایت نیز یکی از معماران برجسته آمریکایی است که در پروژه هایش از قابلیت های این ماده جدید استفاده فراوانی کرده است. ارزانی بتن و قابلیت ایجاد دهانه های عریض با استفاده از آن، باعث روی آوردن او به این ماده شد. علاوه بر این، او با بتن براحتی می توانست به ایده های فضایی خود جامه عمل بپوشاند. رایت به خاطر تاکید هنری و حرفه ای اش بر ماهیت مصالح، سطح بتن را در اغلب کارهایش عاری از پوشش باقی می گذاشت. پتانسیل تقریبا نامحدود بتن جهت خلق فرم ها و سطوح انتزاعی، برخورداری از قابلیت تطابق با شرایط و کارکردهای مختلف و نیز داشتن استحکام بالا، بتن را در حال حاضر به یکی از مصالح پرطرفدار و مورد توجه در میان بسیاری از معماران و مهندسان تبدیل کرده است. بتن به خاطر داشتن خاصیت انعطاف پذیری بالا، آزادی عمل قابل توجهی در اختیار طراحان و معماران قرار می دهد. بتن، همانند خاک رس در دستان یک تندیس گر، برای معماران امکان خلق ساختمان هایی را فراهم می کند که به طور منحصر به فردی گیرا، جالب توجه و از نظر هندسی متهورانه است. فرم ها و ترکیباتی که ساختن آنها پیش از ابداع بتن مسلح، با استفاده از سایر مصالح متداول دشوار یا غیرممکن بود، با استفاده از بتن مسلح اغلب به آسانی قابل دستیابی هستند. به جرات می توان گفت که بدون استفاده از بتن، اجرای برخی از زیباترین و نوآورانه ترین آثار معماری معاصر جهان هرگز قابل تصور و تحقق نبود.
امروزه بتن با گذشت سالها از پیدایش و کاربرد آن به صورت کنونی، دستخوش تحولات و پیشرفت های شگرفی شده است. از زمان شروع استفاده گسترده از بتن مسلح در ساخت وسازها (در بیش از یک قرن قبل)، برخی انگاره های بنیادی درباره خواص این ماده و محدودیت های آن تاکنون با چالش و تردید جدی مواجه نشده بودند، اما در سالهای اخیر، با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی، تحقیقات متعددی روی خواص بتن صورت گرفته و در حال حاضر طیف متنوعی از فرآورده های آن ابداع و به بازار عرضه شده اند که این قبیل انگاره ها را به چالش کشیده و آزادی بیشتری جهت تجربه و ابداع در اختیار معماران و مهندسان قرار داده اند. بر این اساس است که در سالهای اخیر، معماران مختلف در پروژه هایشان برخی از انگاره های غالب درباره فرم معماری و فناوری بتن را به چالش کشیده و رویکرد های جدیدی را در هر دو زمینه ارائه کرده اند. بسیاری از معماران نیز با کاربرد هوشمندانه بتن، از آن به عنوان ابزاری جهت خلق زیبایی در آثارشان بهره جسته اند. البته با توجه به پیشرفت های سریع و روزافزون صنعت بتن در سالهای اخیر، به نظر می رسد در سالهای آینده شاهد استفاده گسترده تری از قابلیت های بتن در عرصه معماری خواهیم بود

 

بتن (به فرانسوی: Béton)، از ریشه لاتین (به لاتین: Bitume) در مفهوم وسیع به هر ماده یا ترکیبی که از یک ماده چسبنده با خاصیت سیمانی شدن تشکیل شده باشد گفته می‌شود. بتن ممکن است از انواع مختلف سیمان ونیز پوزولان‌ها، سرباره کوره‌ها، مواد مضاف، گوگرد، مواد افزودنی، پلیمرها، الیاف و غیره تهیه شود. همچنین در نحوه ساخت آن ممکن است حرارت، بخار آب، اتوکلاو، خلأ، فشارهای هیدرولیکی و متراکم کننده‌های مختلف استفاده شود.[۱] با توجه به گسترش و پیشرفت علم و پیدایش تکنولوژی‌های فراوان در قرن اخیر، شناخت بتن و خواص آن نیز توسعه قابل ملاحظه‌ای داشته است، به نحوی که امروزه شاهد کاربرد انواع مختلف بتن با مصالح مختلف هستیم که هر یک خواص و کاربری مخصوص به خود را داراست. در حال حاضر انواع مختلفی از سیمانها که شامل پوزولانها، سولفورها، پلیمرها، الیافهای مختلف و افزودنیهای متفاوتی هستند، تولید می‌شوند.

 

بتن از پر کاربردترین مصالح ساختمانی است. ویژگی اصلی بتن ارزان بودن و در دسترس بودن مواد اولیه آن است. همچنین می‌توان خاطر نشان کرد که تولید انواع بتن با استفاده از حرارت، بخار، اتوکلاو، تخلیه هوا، فشار هیدرولیکی ویبره و قالب انجام می‌گیرد. بتن به طور کلی محصولی است که از اختلاط آب با سیمان آبی و سنگدانه‌های مختلف در اثر واکنش آب با سیمان در شرایط محیطی خاصی به حاصل می‌شود و دارای ویژگیهای خاص است. بتن اینک با گذشت بیش از ۱۷۰ سال از پیدایش سیمان پرتلند به صورت کنونی توسط یک بنّای لیدزی، دستخوش تحولات و پیشرفتهای شگرفی شده است. در دسترس بودن مصالح آن، دوام نسبتاً زیاد و نیاز به ساخت و سازهای فراوان سازه‌های بتنی چون ساختمان‌ها، سازه‌ها، سدها، پل‌ها، تونل‌ها و راه‌ها، این ماده را بسیار پر مصرف نموده است. اینک حدود سه تا چهار دهه است که کاربرد این ماده در شرایط خاص مورد استقبال کاربران آن قرار گرفته است. امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی مشخص شده است که صرف توجه به مقاوت به عنوان یک معیار برای طرح بتن برای محیطهای مختلف و کاربردهای مختلف نمی‌تواند جوابگوی مشکلاتی باشد که در درازمدت در سازه‌های بتنی ایجاد می‌گردد. چند سالی است که مسئله دوام بتن در محیط‌های مختلف مورد توجه قرار گرفته است. مشاهده خرابی‌هایی با عوامل فیزیکی و شیمیایی در بتن‌ها در اکثر نقاط جهان و با شدتی بیشتر در کشورهای در حال توسعه، افکار و اذهان را به سمت طرح بتن‌هایی با ویژگی خاص و با دوام لازم سوق داده است. در این راستا در پاره‌ای از کشورها دستورالعمل‌ها و استانداردهایی نیز برای طرح بتن با عملکرد بالا تهیه شده و طراحان و مجریان در بعضی از این کشورهای پیشرفته ملزم به رعایت این دستورالعمل‌ها گشته‌اند.

 

مواد تشکیل دهنده

 

سنگدانه‌ها در بتن تقریباً سه چهارم حجم آنرا تشکیل می‌دهند و ملات سیمان و آب یک چهارم برمبنای حجم، سنگدانه‌های مورد استفاده در بتن را به سه دسته تقسیم می‌کنند.

 

  • سنگدانه‌ها با حجم کم (سبک دانه) که در تولیدبتن سبک مورد استفاده قرار می‌گیرند. مانند پامیس، توف، دیاتومیت، رس، شیل و غیره
  • سنگدانه‌های با حجم بالا (سنگین دانه) برای ساخت بتن سنگین. نظیر سرپانتی، مگنتیت، فولاد، آهن، باریت و لیمونیت
  • سنگدانه‌های با حجم و وزن معمولی که در ساخت مخلوط بتن معمولی کاربرد دارند.

 

سیمان (Cement)

 

سیمان پرتلند از مخلوط و آسیاب کردن سنگ آهک و خاک رس به نسبت ۳به۱، و پختن گرد همگن و یکنواخت زیر دمای ۱۰۰۰درجه، تا CO2 از سنگ آهک و آب شیمیایی از خاک رس جدا شوند. در گرمای زیر ۱۲۰۰ درجه سانتی گراد آهک با سیلیس و رس ترکیب می‌شود. در گرمای بالای ۱۲۰۰درجه، رویه دانه‌های گرد داغ شده و ضمن عرق کردن به هم می‌چسبند و به صورت کلوخ‌های کلینکر درمی آیند. از سرد کردن کلوخ‌ها و سپس آسیاب کردن آنها با کمی سنگ گچ، سیمان تولید می‌شود.

 

آب (Water)[

 

کیفیت آب در بتن از آن جهت حائز اهمیت است که ناخالصی‌های موجود در آن ممکن است در گیرش سیمان اثر گذاشته و اختلالاتی به وجود آورند. همچنین آب نامناسب ممکن است روی مقاومت بتناثر نامطلوب گذاشته و سبب بروز لکه‌هایی در سطح بتن و حتی زنگ زدن آرماتور بشود.[۲] در اکثر اختلاط‌ها آب مناسب برای بتن آبی است که برای نوشیدن مناسب باشد.[۲] مواد جامد چنین آبی به ندرت بیش از ۲۰۰۰ قسمت در میلیون ppm خواهد بود به طور معمول کمتر از ۱۰۰۰ ppm می‌باشد. این مقدار به ازای نسبت آب به سیمان ۰٫۵ معادل ۰٫۰۵ وزن سیمان می‌باشد. معیار قابل آشامیدنبودن آب برای اختلاط مطلق نیست و ممکن است یک آب آشامیدنی به جهت داشتن درصد بالایی از یونهای سدیم و پتاسیم که خطر واکنش قلیایی دانه‌های سنگی را به همراه دارد، برای بتن سازی مناسب نباشد. به عنوان یک قاعده کلی هر آبی که PH (درجه اسیدیته) آن بین ۶ الی ۸ بوده و طعم شوری نداشته باشد می‌تواند برای بتن مصرف شود. رنگ تیره و بو لزوماً وجود مواد مضر در آب را به اثبات نمی‌رساند. [۳]

 

مقدار آب مصرفی

 

مقدار آب مصرفی در داخل بتن بسیار با اهمیت است. به منظور تکمیل فرایند واکنش سیمان با آب مقدار مشخصی آب مورد نیاز است. در صورتی که این مقدار کمتر از آن حد باشد قسمتی از سیمان برای واکنش آب کافی دریافت نمی‌کند و واکنش نداده باقی می‌ماند. در صورتی که بیش از مقدار مورد نیاز آب به مخلوط بتن اضافه شود پس از تکمیل واکنش، مقداری آب به صورت آزاد در داخل بتن باقی می‌ماند که پس از سخت شدن بتن باعث پوکی آن و نتیجتاً کاهش مقاومت خواهد شد. به همین دلیل دقت در مصرف نکردن آب زیاد در داخل بتن به منظور حصول مقاومت بالا ضروری است.

 

مقدار آب لازم برای تکمیل واکنش به صورت پارامتر نسبت آب به سیمان تعریف می‌شود. این نسبت برای سیمان پرتلند معمولی حدود ۲۵ درصد است. با این مقدار آب بتن فاقد کارایی لازم خواهد بود و معمولاً نسبت آب به سیمان مورد استفاده در کارگاه‌های ساختمانی بیش از این مقدار است. در تعیین نسبت اختلاط بتن پارامتری لحاظ می‌شود که مقدار رطوبت سنگدانه‌ها را نیز قبل از افزودن آب به بتن لحاظ می‌کند که در تعیین مقدار آب مورد نیاز حائز اهمیت است. این رطوبت اضافی (یا کمبود رطوبت) مقدار رطوبت مازاد (کمبود رطوبت) سنگدانه‌ها از حالت اشباع با سطح خشک SSD یا(Saturated Surface Dry)است.

 

عمل آوری

 

با ادامه یافتن Hydration مقاومت بتن افزایش می‌یابد و این واکنش عامل افزایش مقاومت بتن یا همان گیرش سیمان است. برای عمل آوری یا ادامه یافتن فرایند Hydration باید رطوبت نسبی حداقل ۸۰ درصد باشد. در صورتی که رطوبت کمتر از این مقدار شود عمل آوری متوقف شده و درصورتی رطوبت تسبی به بالای ۸۰ درصد بازگردد فرایند هیدراسیون یا Hydration دوباره شروع خواهد شد. به دلیل تبخیر قسمتی از آب مورد نیاز قبل از تکمیل واکنش بین آب و سیمان (که چندین روز طول می‌کشد) قسمتی از سیمان موجود در مخلوط بتن واکنش نداده باقی می‌ماند. پس از بتن ریزی باید بلافاصله توجه لازم به فرایند عمل آوری معطوف گردد. عمل آوری عبارت است از حفظ رطوبت بتن تا زمانی که واکنش بین سیمان و آب تکمیل شود. این عمل می‌تواند به وسیله عایقکاری موقت، پاشش آب یا تولید بخار صورت گیرد. از دیدگاه عملی، حفظ رطوبت بتن برای ۷ روز توصیه می‌شود. در شرایطی که این کار ممکن نباشد حداقل زمان عمل آوری بتن نباید کمتر از ۲ روز باشد.

 

سنگدانه‌ها (Aggregates)

 

سنگدانه‌ها در بتن تقریباً سه چهارم حجم آنرا تشکیل می‌دهند از اینرو کیفیت آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. در حقیقت خواص فیزیکی، حرارتی و پاره‌ای از اوقات شیمیایی آنها در عملکرد بتن تأثیر می‌گذارد. دانه‌های سنگی طبیعی معمولاً بوسیله هوازدگی و فرسایش و یا به طور مصنوعی باخرد کردن سنگ‌های مادر تشکیل می‌شوند.[۴] البته این مطلب نباید درمورد سنگدانه‌ها فراموش شود. سطح سنگدانه‌های اگر آغشته به گل و لای باشد باید سطح آن تمیز شود حتی الامکان باید شسته شود در صورت لزوم.[۵]

 

اندازه دانه‌های سنگی

 

بتن عموماً از سنگدانه‌هایی به اندازه‌های مختلف که حداکثر قطر آن بین ۱۰ میلیمتر و۵۰ میلیمتر می‌باشد ساخته می‌شود. به طور متوسط از سنگدانه‌هایی با قطر ۲۰ میلیمتر استفاده می‌شود.[۶]توزیع اندازه ذرات به نام «دانه بندی سنگدانه» مرسوم است. به طور کلی دانه‌های با قطر بیشتر از چهار یا پنج میلیمتر به نام شن و کوچکتر از آن به نام ماسه نامگذاری شده‌اند که این حد فاصل توسطالک ۴٫۷۵ میلیمتری یا نمره چهار مشخص می‌گردد. حد پایین ماسه عموماً ۰٫۰۷ میلیمتر یا کمی کمتر می‌باشد. مواد با قطر بین ۰٫۰۶ میلیمتر و ۰٫۰۲ میلیمتر به نام لای(سیلت)و مواد ریزتر رسنامگذاری شده‌اند. گل ماده نرمی است که شامل مقادیر نسبتاً مساوی ماسه و لای و رس می‌باشد.

 

کانیهای مهم

 

کانیهای مهم و متداول سنگدانه‌ها در زمینه استفاده در بتن عبارتند از: کانی‌های سیلیسی (کوارتز، اوپال، کلسه دون، تریمیت، کریستوبالیت) فلدسپاتها، کانیهای میکا، کانیهای کربناتی، کانیهای سولفاتی، کانیهای سولفور آهن، کانیهای فرومنیزیم، کانیهای اکسیدآهن، زئولیت‌ها و کانیهای رس

 

طبقه‌بندی براساس شکل ظاهری

 

در استاندارد ASTM سنگها از لحاظ شکل ظاهری به پنج گروه تقسیم شده‌اند:کاملاً گرد گوشه، گرد گوشه، نسبتاً گرد گوشه، نسبتاً تیز گوشه و تیز گوشه.[۸]

 

در استاندارد BS این نامگذاری به صورت:گرد گوشه، بی شکل-بی نظم، پولکی، تیز گوشه، طویل، پولکی طویل می‌باشد.[۹]

 

افزودنی‌ها آرتاپ (Admixtures)[

 

ماده افزودنی بتن آرتاپ یا (Admixtures) ماده‌ای است به غیر از سیمان پرتلند، سنگدانه، و آب، که به صورت گرد یا مایع، به عنوان یکی از مواد تشکیل دهنده بتن و برای اصلاح خواص بتن، کمی قبل ازاختلاط یا در حین اختلاط به آن افزوده می‌شود.[۱۰] مواد افزودنی به دو گروه مواد افزودنی‌های شیمیایی و مواد افزودنی‌های معدنی تقسیم می‌شوند.

 

انواع معمول مواد افزودنی بتن به شرح زیر است.

 

  • شتاب دهنده سرعت هیدراتاسیون بتن (سخت شدن).
  • کاهش دهنده سرعت گیرش بتن.
  • افزودنی‌های حباب زا باعث ایجاد حباب‌های با هندسه کروی و بسیار ریز درون بتن می‌شوند. افزودنی‌های حباب زا عمداً برای ایجاد و تثبیت حباب‌های میکروسکوپی هوا در بتن استفاده می‌شود.
  • روان‌ساز بتن که به منظور کاهش دهنده مقدار آب بتن استفاده می‌گردد.
  • مواد افزودنی که شامل رنگدانه‌ها که می‌تواند برای تغییر رنگ بتن و زیبایی استفاده گردد.
  • ضدیخ بتن
  • چسببتن
  • سخت‌کننده بتن

 

کاربرد دیرگیرکننده در مواد افزودنی بتن: کار مواد افزودنی دیرگیرکننده بتن به تأخیر انداختن گیرش بتن است. مواد افزودنی دیرگیرکننده بتن در بتن ریزی‌های حجیم استفاده می‌شود. مواد افزودنی دیرگیرکننده بتن برای جلوگیری از ترک‌های ناشی از گیرش در بتن‌ریزی های پشت سر هم مناسب می‌باشد. مواد افزودنی دیرگیرکننده بتن برای حمل بتن در فاصله‌های زیاد استفاده می‌شود.

 

از جمله از مواد افزودنی بتن می‌توان از ژل میکرو سیلیس میکروسیلیکا ژل سیلیکافیوم نام برد همچنین گروت انواع روان‌کننده‌ها فایبر نیز از انواع افزودنی بتن می‌باشند.

معمولاً به جای استفاده از یک سیمان


کلمات کلیدی : بتن و انواع آن,بتن,انواع بتن,بتن مگر,بتن آرماتور,سازه بتونی,عمران,پروژه بتن,تعریف بتن,بتن چیست,فرآوری بتن
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:

لینک دریافت فایل از سایت اصلی


ادامه مطلب ...

لینک فایل پاورپوینت-کودک آزاری چیست؟- در 27 اسلاید-powerpoin-ppt

 

—یکی از مشکلات در مطالعه پدیده ی کودک آزاری نبودن تعریف دقیق و مشخص و با استانداردهای تغییر ناپذیر در تمام فرهنگ هاست.در یک فرهنگ رفتارهای معینی ممکن است به صورت آزار و بدرفتاری تلقی شود ولی در فرهنگ دیگری آن رفتار جز اعمال معمولی و متداول به حساب می آید دلیل این امر را باید این دانست که هیچ معیار بین المللی برای تربیت کودک وجود ندارد.از این رو در اطلاق کودک آزاری در یک جامعه باید ارزش های فرهنگی و آداب و رسوم آن جامعه را در نظر گرفت(پورناجی به نقل از نقوی و فاتحی زاده،1387)

 

—تعاریف متعددی از سوی صاحبنظران علوم روانشناختی و تربیتی برای کودک آزاری شده است از جمله:

 

—شرایطی که موجب میشود والدین یا سایر افرادی که به طور قانونی مسئولیت تامین سلامت و رفاه یک کودک زیر 18 سال را بر عهده دارند یا خود اقدام به کودک آزاری کنند یا به دیگران اجازه دهند وی را مورد آزار و اذیت قرار دهند.

 

—کودک آزاری در معنای گسترده ی خود تجاوز به حقوق کودکان و رساندن صدمه جسمانی و روانی به آنهاست که اغلب به وسیله والدین صورت می گیرد.

 

—هر نوع کوتاهی و غفلت و ارتکاب هر نوع عملی که به نحوی به بهداشت و سلامت روانی کودک خطری را برساند و مانع از رشد بهنجار وی شود کودک آزاری قلمداد میشود.(ابروشن،1384)
—یکی از مشکلات در مطالعه پدیده ی کودک آزاری نبودن تعریف دقیق و مشخص و با استانداردهای تغییر ناپذیر در تمام فرهنگ هاست.در یک فرهنگ رفتارهای معینی ممکن است به صورت آزار و بدرفتاری تلقی شود ولی در فرهنگ دیگری آن رفتار جز اعمال معمولی و متداول به حساب می آید دلیل این امر را باید این دانست که هیچ معیار بین المللی برای تربیت کودک وجود ندارد.از این رو در اطلاق کودک آزاری در یک جامعه باید ارزش های فرهنگی و آداب و رسوم آن جامعه را در نظر گرفت(پورناجی به نقل از نقوی و فاتحی زاده،1387)
—تعاریف متعددی از سوی صاحبنظران علوم روانشناختی و تربیتی برای کودک آزاری شده است از جمله:
—شرایطی که موجب میشود والدین یا سایر افرادی که به طور قانونی مسئولیت تامین سلامت و رفاه یک کودک زیر 18 سال را بر عهده دارند یا خود اقدام به کودک آزاری کنند یا به دیگران اجازه دهند وی را مورد آزار و اذیت قرار دهند.
—کودک آزاری در معنای گسترده ی خود تجاوز به حقوق کودکان و رساندن صدمه جسمانی و روانی به آنهاست که اغلب به وسیله والدین صورت می گیرد.
—هر نوع کوتاهی و غفلت و ارتکاب هر نوع عملی که به نحوی به بهداشت و سلامت روانی کودک خطری را برساند و مانع از رشد بهنجار وی شود کودک آزاری قلمداد میشود.(ابروشن،1384)
—آزار عاطفی مشکل ترین نوع آزار از نظر تعریف و تشخیص است زیرا یک نظر واحد درباره ی آنچه آزار عاطفی را تشکیل می دهد وجود ندارد تمام انواع آزار با آزار عاطفی و روانشناختی همراه است.در این نوع آزار مهم ترین چیزی که کودک نیاز دارد یعنی داشتن فرصتی برای رشد و بلوغ از دست میرود.(کاپلان،1999 به نقل از رادمند)
—آزار عاطفی به معنای سرزنش کردن و بی ارزش کردن یا دیگر رفتارهای آزار دهنده نسبت به یک  فرد است که صدمه ی قابل مشاهده ای وجود ندارد .در این نوع آزار کودک مسخره،شرمنده و تهدید میشود.(پیترسون به نقل از فاتحی زاده،1387)
—در DSM-Ivاین نوع آزار به عنوان یک طبقه جداگانه در نظر گرفته نشده اما مواردی برای توصیف این نوع آزار ذکرشده است از جمله رفتارهای تهدید کننده کلامی،کوچک و تحقیر شمردن کودک ،فریاد زدن بر سر او ،اعتراض و طعنه ،پاسخهای غیرقابل پیش بینی ،محرومیت عاطفی و فقدان رفتارهایی است که مورد قبول بودن ،عشق و امنیت و خودارزشمندپنداری را برای کودک به همراه دارد.
—آزار عاطفی نقش بسیار مهمی در بهداشت روانی و عملکرد روانشناختی فرد  در بزرگسالی دارد و با کاهش عزت نفس ارتباط دارد. صحبت کردن با کودک در مورد اینکه چگونه میتوان دزدی یا روسپیگری کرد،ترساندن کودک و در معرض خطر قرار دادن چیزی که او خیلی دوست دارد مثل عروسکش نیز یک نوع آزار عاطفی ست .کودکانی که مورد آزار عاطفی قرار میگیرند وقتی بزرگ میشوند همین کار را با فرزندان خود تکرار میکنند .عزت نفس پایین،فعالیتهای خودتخریبی ،ارتباطات مشکل دار و تاریخچه شغلی ناپایدار از آثار این نوع آزار است
—

 


کلمات کلیدی : کودک آزاری,روانشناسی کودک,آزار جسمی,آزار جنسی,آزار عاطفی,بی توجهی و غفلت,آزار جسمی,آزار کودک,مدل گودمن و اسکات,انواع کودک آزاری,
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:

لینک دریافت فایل از سایت اصلی


ادامه مطلب ...

لینک فایل پروژه و تحقیق- نقش تشویق و تنبیه در تعلیم و تربیت فرزندان- در 20 صفحه-docx

 

تشویق و تنبیه ازمهمترین مسائلی است که از زمان های گذشته تا امروزموردتوجه افرادی که با تعلیم و تربیت انسانها سرو کار داشته اند بوده است حتی سایر افرادی که به نحوی به تاثیر بر رفتارانسانها تمایل داشته و سعی برکنترل رفتار آنها داشته اند بوده است.حتی اکنون که در قرن 21 می باشیم تشویق و تنبیه موثرترین شیوه اصلاح و کنترل رفتارانسانها می باشد هر روزشاهد هستیم که چگونه شرکت های بزرگ با شیوه های مختلف تشویقی اجناس خود را می فروشند.روشهایی مانند شرکت در قرعه کشی ، اهدای محصولات رایگان و.... امابه همان اندازه که از تشویق درشکل دهی و اصلاح رفتار انسانها استفاده می شود. به همان اندازه ویا حتی شاید بیشترهم از تنبیه برای کنترل رفتارانسانها استفاده می شود، و حتی برای به فرمان درآوردن انسانها از شیوه های مختلف تنبیه بهره گیری می کنند.اسکینردرکتاب فراسوی آزادی و منزلت چنین می نویسد :

 

تنبیه متداولترین فن کنترل درزندگی انسان است . الگوی آن آشناست اگر فردی آنطوری که شما می خواهید رفتار نکند او را خوار می کنید . اگر کودکی بد رفتاری کند او را کتک می زنید اگر مردم یک کشور بد رفتاری کنند آنها را بمباران می کنید . نظام های پلیسی و قانونی بر اساس تنبیه هایی مثل جریمه کردن ، تازیانه زدن ، زندانی کردن و بیگاری ... می شود.( اسکینر،1971)

 

بدون تردید تشویق و تنبیه از مهمترین ارکان تعلیم و تربیت و عاملی موثردر تحریک انگیزش های پیشرفت و عملکرد فرد در فرایند یادگیری و تقویت رفتارهای مطلوب است .(عبد العظیم کریمی، 1386 ).در آموزه های دینی ما مسلمانان هم تشویق و تنبیه جایگاه خاصی دارد که نمونه بارز آن پاداش بهشت برای نیکوکاران وتنبیه جهنم برای ستمکاران می باشد . در زندگی دنیوی ما انسانها هم تشویق ها و تنبیه های فراوانی در نظر گرفته شده است مثلا در حدیث داریم که نماز اول وقت باعث وسعت رزق و روزی در همین دنیا می شود و ترک واجبات و انجام محرمات باغث رخت بربستن برکت اززندگی انسان می شود.

 

اهمیت مساله

 

تشویق وتنبیه ازدیربازتاکنون مخالفین و موافقین زیادی داشته است البته هیچکدام اهمیت آنرا انکار نمی کنند بلکه بلکه ابعادی از آنرا انکارو برانجام بعضی دیگر اصرارمی ورزند مثلا ممکن است بر اهمیت تشویق تاکید کنند ولی مخالف هرگونه تنبیهی باشند ویا بالعکس تنبیه را موثرترین راه اصلاح رفتاربدانند و به تشویق توجهی نکنند بعضی افراد هم از هر دو روش بهره می برند ،که ممکن است در موقعیت خود اثربخش باشد و یا حتی اثر معکوس داشته باشد در این تحقیق سعی برآن داریم که تعریف مشخصی از تشویق وتنبیه داشته باشیم و همچنین انواع و روش های آنرا برشماریم . ومشخص نمائیم که هر کدام از این شیوه های اصلاح رفتار درکجاها باید بکار روند ودرکجا ها کاربرد شان ممکن است نتیجه مطلوب را ایجاد نکند همانگونه که در مسیر رشد گیاه کوددهی ،آبیاری و سمپاشی درزمان خودش موثراست و هر کدام از اینها اگربجای دیگری مورد استفاده قرار گیرد نتیجه عکس می دهد و گیاه ممکن است به عوارض ناخوشایندی دچارگردد ویا حتی باعث خشکیدن آن می شود.

 

تعریف تشویق و تنبیه

 

تشویق در لغت به معنای به شوق واداشتن ، ایجاد انگیزه و تحریک کردن است و در اصطلاح علمای تعلیم وتربیت ، قول یا عملی که از فعل فاعل قدردانی می کند و می ستاید ، محسوب می شود مانند : آفرین ، متشکرم ،هدیه ، به مسافرت بردن ، نگاه محبت آمیز و….

 

قرآن کریم در اهمیت تشویق که ایجاد انگیزه می نماید در آیه 65 سوره انفال به پیامبر اکرم (ص) می فرمایند :

 

یا ایها النبی حرض المومنین علی القتال ان یکن منکم عشرون صابروان یغلبوا مأتین

 

ای پیامبر مومنین را به جنگ تشویق کن، اگر بیست نفر مومن صابر باشید بر دویست نفر پیروز می شوید.

 

همچنین ، در باب ضرورت وجودی سیستم تشویق و تنبیه، حضرت امیر المومنین علی(ع) در خطاب به مالک اشتر می فرمایند :

 

و لا یکونن المحسن و المسی عندک، بمنزله السواء فان ذلک تزهیدا لا هل الاحسان فی الاحسان  (نهج البلاغه / نامه 53 ) و تدربیا لا هل الا ساده علی الاسا

 

در نزد تو ، انسان خوب و بد مساوی نباشد ، این عمل سبب می شود انسان خوب نسبت به انجام کارهای خوب بی میل شود و انسان بد به انجام کارهای بد تشویق گردد.

 

دکتر میر کمالی تشویق را اینگونه تعریف می کند : تشویق عبارت است از بکاربردن وارائه محرک مناسب با نیازهای فرد که پس از بروز یک رفتار مطلوب به منظور افزایش احتمال تکرارعملش به او داده شود.

 

تنبیه در لغت به معنای آگاهی دادن ، بیدار کردن و هشدار دادن است و در اصطلاح علمای تعلیم و تربیت مجازات کردن انسانی است که کارهای ناپسندی را انجام داده است و این مجازات بخاطر جلوگیری از تکرار جرم است.

 

تنبیه عبارت است ازارائه وبکار بردن محرک های ناخوشایند و مخالف با نیاز های فرد که پس ازارتکاب یک رفتار نامطلوب به منظور قطع یا کاهش احتمال تکرارآن در آینده به اوداده می شود.

 

تنبیه : اگررفتارفرد با پیامد نامطلوبی دنبال شود و احتمال انجام آن رفتار در شرایط همان آتی ، کاهش یابد گفته می شود که آن رفتارتنبیه شده است.(سیف 1378)

 

 

 

درروانشناسی تشویق معادل تقویت کننده(reinforcer)می باشد و عبارت است از : هر گونه پیامدی که رفتاررا نیرومند سازد (یعنی فراوانی آنرا افزایش دهد)- (اسلاوین، 2006 ترجمه سید محمدی ) و بردو قسم است تقویت مثبت و تقویت منفی .

 

روش های تقویت

 

همانطوریکه در قسمت قبلی ذکر شد تقویت در روانشناسی و تعلیم و تربیت معادل تشویق و تنبیه است تقویت از جمله روش های تغییر و اصلاح رفتار است که در نظریه رفتارگرایان و رفتار درمانی اهمیت فراوانی به آنها داده می شود پیروان این نظریه معتقدند که همه رفتارها قابل یادگیری هستند و می شود رفتاری را در انسان ایجاد کرد و یا رفتاری را از انسان جدا کرد به نظراسکینرشخصیت انسان چیزی نیست جز رفتارآموخته شده (شولتز،2008) بنابراین در هر سنی می توان رفتار خاصی را به انسانها آموخت علاوه براسکینرروانشناسان دیگری همچون واتسون و ثوراندیک چنین نظرهایی داشته اساس نظریه رفتاردرمانی و رفتارگرایی برپایه آزمایش های پاولف روسی برروی سگ می باشد. پاولف با آزمایش های گوناگون برروی سگ شرطی شدن را وارد دنیای روانتشناسی نمود او ثابت کرد در صورتی که یک محرک چندین باربا یک محرک دیگر همراه شود در صورتی که محرک ارایه ثانوی نشود جانور نسبت به آن واکنش نشان می دهد . مثلا اگر همراه با زدن زنگ غذا به جانور داده شود بعد از چندین بار که این کارانجام شد جانور شرطی می شود حال اگر زنگ زده شود ولی غذا داده نشود بازهم معده سگ اسید ترشح می کند اگر چندین بار بدون دادن غذا زنگ زده شود دیگر معده سگ اسید ترشح نخواهد کرد که این عمل خاموشی نام می گیرد.

 

ثورندایک، دانشمند دیگری بود که در زمینه رفتار گرایی مطالعاتی انجام داد و نظریه شرطی سازی وسیله ای را ارائه داد براین اساس این نظریه رفتار ووسیله ای است برای دریافت پاداش یا تقویت ،به نظرثورندایک اثریا نتیجه رفتار است .که تعیین می کند این رفتارآموخته می شود یا نه . بنابرنظریه ثورندایک که به قانون اثر هم معروف است اگردر حضوریک محرک رفتاری انجام گیرد و به نتیجه مطلوبی برسد ( یعنی پاداش دریافت کند ) آن رفتار آموخته می شود . یعنی در نتیجه پیامد مطلوب رفتار، پیوند بین محرک و پاسخ نیرومندتر می شود که به این رابطه قانون پاداش می گویند و اگر در حضور محرک رفتاری انجام بگیرد که نتیجه ای آزاردهنده ای منجر شود پیوند بین محرک و پاسخ سست می شود که به آن قانون تنبیه می گویند. (سیف، 1385 )

 

بعد از ثورندایک اسکینر با آزمایش هایی که روی موشها انجام داد نظریه شرطی سازی کنشگر را ارائه داد او کلیه رفتارهای انسان را به دو دسته کنشگر و پاسخگر تقسیم کرده رفتار پاسخگر غیر ارادی و خودبخودی است و بر اثر محرک های پیش آیندی ( شرطی یا غیر شرطی ) فرا خوانده می شود .

 

درمقابل ،رفتارکنشگرصرفا ازجاند صادرمی شود. نام دیگررفتار کنشگر،فعال است زیرا برخلاف رفتارکنشگربه وسیله پیامدهایش کنترل می شود. (سیف ، 1385)

 

نقش پیامد ها

 

شاید مهمترین اصل نظریه ها ی یادگیری رفتاری این باشد که رفتارطبق پیامد های فوری اش تغییرمی کند. پیامدهای خوشایند، رفتاررا نیرومند و پیامد های ناخوشایند آنرا ضعیف می کند ، به عبارت دیگر پیامدهای خوشایند فراوانی پرداختن فرد به رفتاررا افزایش می دهند درحالی که پیامد های ناخوشایند فراوانی رفتاررا کاهش می دهند . اگردانش آموزان از خواندن کتاب لذت ببرند احتمالا به دفعات بیشتری کتاب می خوانند واگرآنها کتاب خوانی را کسل کننده بدانند به دفعات کمتری کتاب می خوانند و فعالیت های دیگری را انتخاب می کنند.

 

تقویت کننده ها

 

همانطوریکه گفته شد تقویت کننده عبارت است از هرگونه پیامدی که رفتار را نیرومند سازد یعنی فراوانی آنرا افزایش دهد. اما باید توجه داشت که باید اثربخشی تقویت کننده ثابت شده باشد . مثلا باید مطمئن شویم یک خودکار برای دانش آموزی که از سطح رفاهی بالایی برخورداراست می تواند به عنوان پاداش در نظر گرفته شود .

 

تقویت کننده ها در دو طبقه گسترده جای می گیرند : نخستین و ثانوی

 

تقویت کننده های نخستین نیاز های اساسی انسان را ارضاء می کنند مانند آب ، غذا، امنیت و مسائل جنسی . اما تقویت کننده های ثانوی ارزش خود را از طریق مرتبط شدن با تقویت کننده های نخستین یا سایر تقویت کننده های ثانوی تثبیت شده کسب می کنند . مثلا کسب نمره بالا منجر به خرید جایزه برای کودک می شود که نمره بالا نوعی تقویت کننده ثانوی است .

 

اقسام تقویت کننده های ثانوی

 

  • تقویت کننده های اجتماعی مانند تحسین ، لبخند
  • تقویت کننده فعالیت مانند فعالیت های تفریحی
  • تقویت کننده های .... مانند پول ، نمره ، ستاره یا امتیازات (روانشناسی تربیتی ، رابرت اسلاوین ترجمه سید محمدی 2006 )

 

 

 

 

 

اصل پریماک

 

یک اصل مهم رفتاراین است که ما می توانیم فعالیتهای کمتر خوشایند(کمترنیرومند)را با متصل کردن آنها به فعالیتهای خوشایند تر،تشویق کنیم. به عبارت دیگر، دسترسی به چیزی خوشایند، به انجام دادن کاری کمتر خوشایند، وابسته می شود. برای مثال، آموزگاری ممکن است بگوید: (به محض اینکه تکلیف ات را انجام دادی، می توانی بروی بیرون ) یا (طرح نقاشی ای را سر و سامان بده تا برایت یک داستان بخوانم). اینها مواردی از اصل پریماک هستند (پریماک1965). اصل پریماک گاهی (اصل مادربزرگ ) نامیده می شود که ازحکم قدیمی (سبزیجاتت را بخورتا بتوانی بازی کنی )اقتباس شده است. آموزگاران می توانند با مشروط کردن مشارکت درفعالیتهای لذتبخش به انجام دادن کارهای کمتر لذتبخش ، ازاصل پریماک استفاده کنند. برای مثال، درمدرسه ابتدایی می توان موسیقی را که اغلب دانش آموزان آنرا فعالیت لذتبخش می دانند، برای بعد از انجام دادن درسی دشواربرنامه ریزی کرد، طوری که دانش آموزان بدانند درصورتی که وقت خود را در آن درس دشوار به بطالت بگذرانند، بخشی از موسیقی مطلوب خود را ازدست خواهند داد.

 

موارد استفاده ازتقویت درکلاس

 

اصل یادگیری رفتاری که برای کلاس بسیارمفید است، اصل ساده ای است : رفتارهایی را تقویت کنید که دوست دارید تکرارشوند. امکان دارد این اصل واضح ساده به نظر رسد ولی آنگونه که به نظر می رسد ، آسان نیست. برای مثال ، برخی آموزگاران معتقدند که تقویت ضروری نیست : ( چرا باید آنها را تقویت کنم؟ آنها صرفا کاری را که موظف به انجام آن هستند انجام می دهند! )

 

رهنمودهادی استفاده از تقویت برای افزایش دادن رفتارمطلوب درکلاس به قرار زیر هستند:

 

  • تصمیم بگیرید چه رفتارهایی را از دانش آموزان انتظاردارید واین رفتارها را وقتی روی می دهند ، تقویت کنید. برای مثال ، کارخوب را تحسین کنید و برای انجام دادن آن به دانش آموزپاداش دهید. کاری که ازتواناییهای دانش آموز بالاتراست را تحسین نکنید یا پاداش ندهید. زمانی که دانش آموزان تکالیف تازه ای را شروع می کنند، نیازدارند که درهر گام تقویت شوند . تقریبهای متوالی آنچه امیدوارید درنهایت انجام شود باید پسخوراند مثبت دریافت کنند. رفتارهای جدید (تکالیف کلاس ) را به اجزای کوچکترتقسیم کنید و پاداشهای مناسبی به آنها بدهید .
  • به دانش آموزان بگوئید چه رفتارهایی را انتظار دارید، وقتی رفتارهای مطلوب را انجام دادند و شما آنها را تقویت کردید ، به آنها بگوئید چرا. رهنمودی به دانش آموزان بدهید که ملاکهای شما را هنگام ارزیابی کارآنها ، مورد به مورد ذکرکرده باشد. ازآن پس، دانش آموزان قادرخواهند بود نقاط قوت و ضعف خودشان را از پسخوراندی که ازشما دریافت می کنند، تشخیص دهند.
  • رفتارمناسب را به محض اینکه روی می دهند تقویت کنید. تقویت درنگیده از تقویت فوری کمترتاثیر دارد وقتی می خواهید به تکلیفی نمره بدهید ، تا حد امکان فوری به دانش آموزان پسخوراند بدهید. خیلی اهمیت دارد که دانش آموزان بداننددرکلاس چگونه عمل کرده اند ، بنابراین نمرات آنها را به تاخیرنیندازید. هنگام طرح ریزی تکلیف ، همواره باید طرح نمره دادن خودرا درنظر داشته باشیدو بدانید که چه مدت طول خواهد کشید تا به دانش آموزان پسخوراند بدهید.

 

 

 

تقویت کننده های درونی و بیرونی

 

غالبا مهمترین تقویت کننده ای که رفتاررا نگه می دارد، لذت ذاتی در انجام دادن آن رفتاراست .برای مثال ، اکثرافراد سرگرمیهایی دارند که بدون هرگونه پاداشی، برای مدت طولانی روی آنها کارمی کنند. افراد دوست داند بدون هیچ دلیلی غیرازتفریح کردن نقاشی کنند، کتاب بخوانند، آوازبخوانند ، بازی کنند و پیاده روی یا شنا کنند. این نوع تقویت کننده ها تقویت کننده درونی نامیده می شوند و افراد را می توان به این صورت توصیف کرد که برای انجام دادن فعالیتی خاص انگیزه درونی دارند. تقویت کننده های درونی برخلاف تقویت کننده های بیرونی هستند که عبارتند از : تحسین یا پاداشهایی که برای با انگیزه کردن افرادجهت انجام دادن رفتاری داده می شوند که بدون آنها ممکن است آن رفتار را انجام ندهند . شواهدی وجود دارند مبنی براینکه تقویت کردن کودکان برای رفتارهای خاصی که درهر صورت آنها را انجام می دهند، انگیزش درونی دراز مدت آنها را تضعیف می کند. پژوهش درباره این موضوع نشان می دهد که اثرتضعیف کننده تقویت کننده های بیرونی فقط درموقعیت های محدودی روی می دهد . یکی ازاین موقعیتها پاداش دادن به کودکان برای انجام دادن یک فعالیت بدون هر گونه معیارعملکرد است و دیگری، پاداش دادن به کودکان برای انجام دادن فعالیتی است که بدون هر گونه پاداشی خودشان آن را انجام می دهند. تحسین کلامی و انواع دیگرپسخوراند، تقویت کننده های بیرونی هستند که علاقه درونی را افزایش (نه کاهش ) می دهند. چیزی که این پژوهش برای کاربست توصیه می کند این است که آموزگاران باید درمورد دادن تقویت کننده های مادی به کودکان برای فعالیتهایی که خودشان آنها را انجام داده اند ، محتاط باشند. بااین حال ، درمورد اغلب تکالیف مدرسه که اکثردانش آموزان خودشان آنها را انجام نخواهند داد، نباید نگران آن باشیم که استفاده از تقویت کننده های بیرونی انگیزش درونی آنها را تضعیف کند ، مخصوصا اگراین تقویت کننده ها اجتماعی باشند و مهرتاییدی برتسلط واستقلال روز افزون دانش آموزان باشند. (روانشناسی تربیتی ، رابرت اسلاوین ترجمه سید محمدی 2006 )

 

 

 

 

 

تقویت کنندههای عملی:

هرچیزی که کودک


کلمات کلیدی : تشویق و تنبیه, در تعلیم و تربیت فرزندان,تربیت,تشویق,تنبیه,علوم تربیتی, روانشناسی,پروژه تربیتی,تشویق و تنبیه کودکان,
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:

لینک دریافت فایل از سایت اصلی


ادامه مطلب ...

لینک فایل پروژه و تحقیق- اصول پیوند برنامه‌ریزی استراتژیک منابع انسانی با اهداف استراتژیک سازمانها و ارگانها - در 28 صفحه-docx

 

باتوجه به اینکه منابع انسانی، منبع استراتژیک برای سازمانها محسوب می شود، جزء مهم و لاینفک مباحث برنامه‌ریزی استراتژیک است و اکثر برنامه‌ریزیهای سازمانی و منابع انسانی ماهیت راهبردی دارند. از عمده ترین عواملی که موجب نگرش جدید در برنامه‌ریزی استراتژیک منابع انسانی شده است روند تغییرات و دگرگونیهای تکنولوژیک، اجتماعی و اقتصادی در محیط داخلی و خارجی سازمانهاست که همواره با آن مواجه اند. اگر سازمانها می خواهند همسو با این تغییرات باشند بایستی نگرش جامع و راهبردی داشته و الزامات گوناگونی را مدنظر قرار دهند. در عصر حاضر، اساسی‌ترین منبع رقابتی سازمانها، منابع انسانی کارآمد یا کارکنان دانشی هستند. درعین حال، بسیاری از سازمانها فاقد تخصص و مهارت لازم هستند که بتوانند به طور موثر برنامه های استراتژیک منابع انسانی را تهیه کنند. نکته حائز اهمیت آنکه لازمه شکل گیری استراتژیهای منابع انسانی مشارکت و همکاری مدیران منابع انسانی با مدیریت ارشد سازمان است. همسو سازی و پیوند استراتژیها و مشارکت و همکاری مدیران حوزه های مختلف منابع انسانی با مدیریت ارشد سازمان، توسعه منابع انسانی را بهمراه دارد که نیازمند برنامه ریزی توسعه منابع انسانی است که شامل دو بخش می گردد:

 

 

 

1-تجزیه و تحلیل نیازهای منابع انسانی

 

آغازگر برنامه ریزی توسعه منابع انسانی، اطمینان از دسترسی به منابع انسانی بهنگام نیاز است بنابراین استخدام و بکارگیری نیروی انسانی شایسته، ماهر و کارآمد و از همه مهمتر آموزش پذیر با قابلیت کافی از اولویت اول برخوردار است.

 

2-نگهداشت نیروی انسانی

 

یکی از حساسترین و پیچیده ترین وظایف مدیریت ارشد سازمان، حفظ نیروهای مورد نیاز است که این فرآیند از دو جنبه قابل بررسی است.

 

الف) ایجاد انگیزه های مالی، نظیر امکان پرداختهای مناسب با مزیت رقابتی در حقوق و دستمزد، پاداشها و سایر مزایای مالی.

 

ب) انگیزه های معنوی و غیرمادی که شامل امنیت شغلی، پرستیژ شغلی، احساس ارزشمند بودن برای سازمان و شفاف سازی آینده شغلی و....

 

ج) بسیاری از صاحبنظران علم مدیریت بر این باورند که جهت دهی کارکنان به شیوه ای که متضمن آموزش دائمی و پیشرفت مستمر آنان گردد هم موجب مزیت رقابتی و هم باعث انگیزشهای همیشگی و بلند مدت می گردد.

 

ارزیابی و مدیریت عملکرد

 

این دو حوزه مهمترین و بالاترین نقش را در توسعه منابع انسانی بعهده دارند، زیرا فرایندی است که می تواند موجب رشد، پیشرفت و بهبود عملکرد سازمان را بهمراه داشته باشد. ارزیابی عملکرد کارکنان که معمولاً ناظر به گذشته است فرآیندی است که نقاط ضعف و قوت کارکنان را روشن نموده و در مقاطع مختلف زمانی امکان هدفگذاری سرپرستان را جهت کارکنان خود  در راستای اهداف کلی سازمان میسر می سازد. مدیریت عملکرد نیز امکان تعامل، مشارکت و هدفگذاری مدیریت سازمان با کارکنان را فراهم می سازد که نتیجه آن بهبود عملکرد سازمان است.

 

 

 

ارتقاء فرهنگ سازمانی

 

اصولاً اقدامات مربوط به حوزه فرهنگ، دربازدهی طولانی قرار می گیرد، علیهذا این واقعیت هیچگاه توجه فراوان و تاکید زیاد بر آن را نفی نمی نماید، بعنوان مثال تشویق کارکنان به ارتقاء مستمر سطح علمی و افزایش مستمر کارآئی با استفاده از اصول مدیریت دانش و جهت گیری در مسیر سازمان یادگیرنده از عواملی است که در بلند مدت همراه با فعالیتهای جدی فرهنگی امکانپذیر می گردد، و در حوزه های کمی منابع انسانی که در کوتاه مدت می تواند بازدهی داشته باشد قرار نمی گیرد. به عنوان نتیجه گیری می توان اظهار داشت که شرکتهای موفق در حوزه های کسب و کار، امروزه در یافته اند که اعمال اصول مدیریت استراتژیک منابع انسانی، و پیوند زدن استراتژیهای آن با استراتژیهای کلی سازمان، اصلی انکار ناپذیر است، که شرط  اصلی در عملی شدن این فرآیند بدون تردید حمایت و پشتیبانی کامل مدیریت ارشد و مشارکت کامل مدیران صف با مدیریت منابع انسانی است.

 

چرا برنامه ریزی منابع انسانی باید در راستای برنامه ریزی استراتژیک سازمان قرار گیرد؟

 

استراتژیها ابزاری هستند که شرکت میتواند بدان وسیله به هدفهای بلند مدت خود دست یابد.استراتژی منابع انسانی ، آن دسته ازبرنامه ها ، سیاستها وفعالیتهای مبتکرانه درزمینه منابع انسانی است که برای ایجاد رابطه تنگاتنگ بین منابع انسانی بااهداف کلی استراتژیک سازمان طراحی شده است .منابع انسانی در سازمان همانند سایر منابع به شمار می روند و دارای مدیریت خاص خود هستند.هر چه در سطوح سازمان بالاتر می رویم،مدیریت منابع انسانی از شیوه های کمی به شیوه های کیفی متوسل می شود.

 

امروزه رسمیت و عینیت سازمانها با منابع انسانی آنها شناخته می شود و اهمیت دادن به منابع انسانی اساس و محور کار مدیران ارشد سازمانهاست این که چگونه به منابع انسانی اهمیت داده شود نیازمند برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی است یعنی بدون برنامه نمی توان از نیروی انسانی در راستای تحقق اهداف کوتاه و بلند مدت سازمان بهره برد. بنابراین سازکاری که می توان بوسیله آن به منابع انسانی اهمیت داد و از آن بعنوان یک سرمایه بی پایان و پایدار در جهت پویایی سازمان بهره گرفت برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی است. سازمانهای مختلف از مرحله روزمرگی و برنامه روزی در بعد منابع انسانی خواسته یا ناخواسته بایستی به سمت برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی حرکت نمایند و رسیدن به این مهم به یکباره میسر نیست و بایستی زمینه ها و پیش نیازهای آن مهیا شده و این بدان علت است که توجه به پیش نیازهای برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی مهمتر از خود برنامه ریزی است این پیش نیازها عبارتند از:پیش نیازهای ساختاری، پیش نیازهای فرهنگی و پیش نیازهای انسانی.

 

 

 

پیوند میان برنامه ریزی استراتژیک و منابع انسانی

 

همانگونه که گفته شد، برنامه‌ریزی عبارت است از طریقه و روش نیل به اهداف سازمانی، و به تبع آن استراتژی عبارت از تمام امکانات لازم برای انجام موفقیت آمیز وظایف سازمانی است.(2) از این رو، برنامه‌ریزی استراتژیک فرایندی است که ضمن آن اهداف بلندمدت سازمانی تعیین و تصمیم گیری برمبنای روشها، جهت دستیابی به این اهداف را دربرمی گیرد که از قبل پیش بینی شده اند. یا به عبارتی، تلاش سازمان یافته و منظم برای تصمیم‌گیری اساسی و انجام اقدامات بنیادی است که جهت گیری فعالیتهای یک سازمان با دیگر نهادها را در چارچوب قانونی شکل می دهند.(3)

 

برنامه زمانی، برای فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک به ماهیت، نیازهای سازمان و محیط خارجی آن بستگی دارد. برنامه‌ریزی در سازمانها درقالب تولیدی و خدماتـــی انجام می گیرد که سریعاً درحال تغییراند. در چنین موقعیتی، برنامه‌ریزی ممکن است یک یا دو بار در سال به صورت یک سری مراحل جامع و جزئـی تدریجی با توجه به ماموریت، چشم انداز، ارزشها، کنکاش محیطی، اهداف، استراتژی ها، مسئولیتها، جدول زمانی، بودجه و غیره انجام گیرد. به عبارتی، اگر سازمانی سالهای زیادی در بازار ثابت فعالیت می‌کند برنامه‌ریزی ممکن است در سال یک بار و فقط در بخشهای مشخصی صورت گیرد. برای مثال، برنامه‌ریزی درحین کار[1] از طریق اهداف، مسئولیتها، جدول زمانی، بودجه و غیره هر ســال به روز می‌شوند. توجه به راهنماییهای زیر می تواند موسسات را در برنامه‌ریزی استراتژیک یاری کند.(4)

 

اجرای برنامه‌ریزی استراتژیک همزمان با آغاز فعالیت سازمان است. برنامه‌ریزی استراتژیک معمولاً بخشی از یک برنامه کسب و کار تجاری، همراه با برنامه بازاریابی، برنامه مالی و عملیاتی است؛ برنامه‌ریزی استراتژیک با آمادگی موسسه برای سرمایه گذاری جدید انجام می شود. برای مثال توسعه یک بخش جدید، تولید عمده کالای جدید یا خط تولید جدید؛ برنامه‌ریزی استراتژیک باید حداقل سالی یک بار به منظور آماده سازی سازمان جهت سال مالی جدید اجرا شود. به عبارتی، برنامه‌ریزی استراتژیک باید در یک زمان مشخصی با توجه به اهداف سازمانی تعیین شده و منابع در دسترس برای نیل به اهداف در طول سال مالی انجام شود. فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک باید حداقل در سه سال اجرا شود و اگر سازمان درحال تغییر و دگرگونی است این فعالیتها باید هر سال اعمال گردد؛ هر سال برنامه های انجام کارها به روز گردند؛ در طول اجرای برنامه های استراتژیک، پیشرفتهای اجرای برنامه باید بازبینی شود.

 

برنامه‌ریزی استراتژیک ازطریق روشهای مختلفی در سازمانها به کار گرفته می شود که مزایایی را برای سازمانها وموسسات به ارمغان می آورد، این مزایا عبارتند از:(5)

 

تعریف واضح از اهداف سازمان درجهت سازگاری با ماموریت سازمان باتوجه به ظرفیت و چارچوب زمانی تعیین شده برای سازمان؛

 

 توسعه حس مشارکت در برنامه ها

 

 اطمینان از به کارگیری اثربخش تر منابع سازمان

 

 تمرکز بر اولویتها و منابع کلیدی

 

 فراهم آوردن مبنایی برای پیشرفت کارکنان و سازوکارهایی جهت تغییر توجه بیشتر به کارایی و اثربخشی؛

 

 پل ارتباطی بین کارکنان و هیئت مدیره و مدیران؛ تیم سازی قوی در هیئت مدیره و کارکنان؛ برقراری ارتباط بین اعضای هیئت مدیره؛

 

 ایجاد رضایت بیشتر بین برنامه‌ریزان با یک چشم انداز مشترک؛

 

 افزایش بهره وری ازطریق ارتقا کارایی و اثربخشی.

 

 از دیگرسو، برنامه‌ریزی منابع انسانی فرایندی برای ارزیابی تقاضا، اندازه، ماهیت و عرضه منابع انسانی برای نیل به تقاضای موردنیاز است. از این رو، نخستین مرحله هر برنامه مدیریت امـور کارکنان و منابع انسانی، برنامه‌ریزی منابع انسانی است.(6)

 

همان طوری که گفته شد، برنامه‌ریزی استراتژیک فرایندی است که ضمن آن اهداف کلی، فعالیتها و ماموریتهای سازمان در درازمدت تعیین می شود. بنابراین، با بیان اهداف کلی سازمان، روشهای دستیابی به این اهداف، منابع، شرایط بازار، تغییرات تکنولوژیک، توسعه و بهبود محصول و سرمایه ازجمله مواردی هستند کـه در فرایند برنامه‌ریزی استراتژیک موردتوجه هستند. برنامه‌ریزی منابع انسانی به طور مستقیم با برنامه‌ریزی استراتژیک پیوند می‌یابد و مهمترین عامل و ابـزاری که اهداف و خط مشی های سازمانی را به اهـداف و برنامه های منابع انسانی ارتباط می دهد. برنامه‌ریزی استراتژیک منابع انسانی است. از این رو، بین برنامه‌ریزی منابع انسانی و برنامه‌ریزی استراتژیک ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.(7) (شکل 1)

 




 

 

 

برنامه‌ریزی استراتژیک منابع انسانی

 

به عقیده دوچینزو رابینز[2] برنامه‌ریزی منابع انسانی فرایندی است که به وسیله آن سازمان معین می کند که برای نیل به اهداف خود به چه تعداد کارمند، با چه تخصص و مهارتهایی برای چه مشاغلی و درچه زمانی نیاز دارد.(8) هدف برنامه‌ریزی منابع انسانی تجزیه و بررسی تعادل عرضه و تقاضا با یک روش ساختاریافته است، این امر با یک تصویر روشن و با حرکت سریع باتوجه به آینــده آغاز می گردد و مقصود آن است که زمینه های عملی را به عنوان یک نتیجه، تجزیه وتحلیل و تعیین کرد. در برنامه‌ریزی منابع انسانی ما به شناخت اعضا و مهارتهای موردنیاز برای انجام وظایف روزمره و تغییراتی که ممکن است ظرفیت کار را در آینده و حجم فعالیتهای تعهد شده را تغییر دهد نیازمندیم. این درک خوبی از استراتژی و برنامه های تجاری جزئی تر را دربرمی گیرد. بعد از آن ما باید وضعیت عرضه نیروی انسانی را ازنظر فهرست موجودی نیروی انسانی جاری و نیازهای آنان که چقدر باید تغییر کند را درنظر داشته باشیم. این موضوع بیانگر آن است که سازمانها نیاز به شناخت دقیق از اعضا و ویژگیها و روابط بین آنان با سازمان دارد.

 

برنامه‌ریزی استراتژیک منابع انسانی فرایندی است درجهت برقراری اهداف منابع انسانی و توسعه استراتژی های منابع انسانی برای نیل به اهداف، سیاستها ازطریق بسیج، توسعه و نگهداری منابع انسانی.(9) برنامه‌ریزی منابع انسانی با مفاهیم محیط و عملیات سازمان در ارتباط بوده و شامل عوامل داخلی وخارجی می شود. عوامل خارجی همچون فشارهای اقتصادی، تغییرات تکنولوژی، قوانین و مقررات، وضعیت سیاسی، بازار نیروی کار و آموزش، عوامل داخلی شامل اهداف و مقاصد سازمان، فرهنگ، ساختار، منابع انسانی و ذینفعان می گردد. برنامه‌ریزی منابع انسانی ویژگیهای ممتاز و مشخصه ذیل را داراست.(10)

 

1 - آگاهی: مفروضات روشن و آشکار را در مبحث منابع انسانی به وجود آورد؛

 

2 - تحلیلی: بر یک سری قضاوتها و واقعیات متکی است؛

 

3 - هدف گرایی: ابزاری برای تصمیم گیری سازمانی درجهت نیل به اهداف منابع انسانی بویژه مقاصد سازمانی است؛

 4 - چشم انداز به آینده: مسائل منابع انسانی را پیش


[1] )action planning

[2] DECENZO ROBBINS

 


کلمات کلیدی : برنامه‌ریزی استراتژیک, منابع انسانی ,استراتژیک سازمانها,برنامه ریزی,استراتژیکی,مدیریت منابع انسانی,مدیریت,منابع انسانی,برنامه‌ریزی سازم
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:

لینک دریافت فایل از سایت اصلی


ادامه مطلب ...

لینک فایل پاورپوینت-بتن گازی و نحوه فرآوری آن- در 35 اسلاید-powerpoin-ppt

 بتن گازی در واقع شامل 50% هواسـت که این روزنه ها بطور منظم براسـاس حجم خود توزیع شـده اند این 
   بتـن از مـواد چسـبانـنـده، خرده سنـگریزه ها، آب و افزود نـیهای مخصوص تهیه می شـود خواصاصـلی بتـن  

 

   گازی اعـم ازاستحکام، قابلیت هدایت گرما و.. را میتوان در قابلیت های وسیعی تنظیم نمود، بطوریکه امکان  
   دستیابی به حداکثر تعادل و تناسب خواص ماده مذکور با درنظر گرفتن شرایط مشخص کار فراهم شود.

 

    فناوری  ثمر بخش این شـرکت عبارتسـت از تلفیـق پردازش ترمو مکانیکی جسـم در میکسر و اکتیواتـور که 
    باعـث تامین حداقل اتـلاف انرژی می باشد . مبنای بتن گازی این شرکت بر اسـاس مصالح سیـمانی می باشـد   
    واین امرموجب افزایش مقاومت بلـوک در مـدت زمان گیـرش و کسب مقاومت نهایی آن میشود به گونه ایکه   
    مقاومت فشـاری آن به عنوان یک عضو سبک غیر سازه ای، حداقل 20 کیلوگرم بر سانتی متر مربع است.

 

    سبک :                                                  

 

   هوای موجود در بافت بلوک بتن گازی باعث سبک شدن بلوک می گـردد و وزن  
   
مخصوص این نــوع بلـوکـها به 650کیلوگرم درهرمتر مکعـب می رسد که این  
   
خصوصیت موجب کاهـش وزن بـار مرده ساختمان و به  تبـع آن کـاهش نـیروی    زلزله میشود که این امر در طراحی سازه بسیار حائز اهمیت است.

 

   عایق حرارت :  

 

   بخاطر وجود حبابهای محبوس شده هوا در بلوک بتـن گـازی ، این نـوع بلـوک از قابـلیـت بالای تهـویه هـوا
   برخـورداراسـت و دارای ویژگی ممتازی در زمینه عایـق حرارتی می باشـد و نوسانـات دما را در تابسـتـان
   و زمستـان متعـادل می کند 
و خواسته های مبحث 19 مقررات ملی ساختمان را تأمین می نماید.

 

   عایق صوت :

 

   ساختار کریســتالی و هـوای موجود در بلوک بتـن گازی باعث جذب صوت شده و موجب افت صدا در دیوار   میـگردد و نقطه نظرات مبحث 18 مقررات ملی ساختمان را برآورده خواهد کرد.

 

    مقاوم در برابر آتش:

 

   بلوکهای بتن گازی بدلیل کاربرد مصالح بتن در آن، مقاومت بسیار بالایی در برابر آتش و  
   
کنترل حریق دارند.

 

   مقاوم در برابر آب و رطوبت :

 

   براساس ساختار بلوکهای بتـن گـازی حبابهای هوا به طـرز چشم گیری سرعت نفوذ آب و رطوبت را بسـیار
   کاهـش داده و عایق مناسبی در این خصوص می باشد.

 

   کارایی :

 

   بلـوک بتـن گـازی براحتی با اره بریده و تراشیده می شود و 
   میخ و پیـچ بـراحتی در آن عمـل می کند. اجرای انواع ملات   واندود به دلیل سطح بلوک براحتی انجام گرفته وازپیوستگی
   و کیفیت بسیار بالایی برخوردار می باشد.

 

   تنوع در ابعاد :

 

   با توجه به نیاز میتوان ابعاد مختلف این نوع بلوکها را در هنگام ساخت تولید کرد.

 



   
کاهش سایر هزینه ها :

 

   سبک بودن بلوک منجر به سبک شدن سازه شده و تأثیر بسزایی در وزن سازه فولادی و یا ابـعاد سازه بتـنی
  دارد وابعاد بلوک سبب تسریع در عملیات اجرایی و کاهش ملات نسبت به  دیوارچینی های معادل گـردیـده کـه
  این موارد هزینه های جانبی اجرای کار را پایین می آورد.

 

   سرعت اجرا :

 

   بدلیل سبک بودن و ابعاد متناسب بلوکها، زمان اجـــرای کار کاهش می یابد ( هر بلوک با عـرض 10سا نتـی
   متر معادل 4 قالب آجر فشازن پاورپوینت درمورد بتن گازی و نحوه فرآوری آن و در 35 اسلاید آمده است.اری یا 2 عدد بلوک سفالی هم عرض و هر بلوک با عرض 20سانتـی متر معادل  8 قالـب آجر فشاری یا 2 عدد بلوک سفالی هم عرض می باشد).

 


کلمات کلیدی : بتن گازی و نحوه فرآوری آن,بلوک گازی,بتن سبک,بلوک سبک,فرآوری بتن سبک,بتن دانه سبک,بتن های متخلخل,بتن هوادار ,
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:

لینک دریافت فایل از سایت اصلی


ادامه مطلب ...

لینک فایل پاورپوینت-خشم در کودکان - در 37اسلاید-powerpoint-ppt

خشم و طغیان خشونت آمیز در میان کودکان خطر فزاینده ای برای آنها شمرده می شود. اغلب والدین نمی دانند چگونه از عهده ی خشم کودک خود برآیند. در اینجا چند راهنمایی جهت فرونشاندن خشم آنان یادآور می شویم که اگر پیگیری شود آرامشان می کند.

آیا تاکنون فکر کرده اید که چرا بچه ها خشمگین می شوند؟

خوب، علت اصلی عصبانیت آنها این است که آنها برای کشف بسیاری از چیزها در باره ی خود و جهان پیرامونشان به بزرگ-سالان وابسته هستند. این فقدان دانایی و وابستگی به دیگران، بعد از مرحله ای آنان را ناامید می کند. چون به دلیل مهارت های توسعه نیافته ی ارتباطی قادر به بیان احساسات خویش نیستند در نتیجه آن را از طریق عصبانیت بیان می کنند.

یکی دیگر از دلائل خشم آنها حس تنهایی است. آنها خواهان جلب توجه والدین خویش هستند و زمانی که والدینشان به آنان توجه دارند موقعی است که داد و فریاد می کنند.

امکان دارد عصبانیت گاهی اوقات به خشونت منجر شود. مهار خشم کودکان بسیار مهم است. در زیر چند راهنمایی برای مهار عصبانیت کودکان به همراه شیوه نامه ی خاص والدین به منظور دوری جستن در موقعیت فوق العاده می آوریم:

آیا می دانید چه کارهایی در مقام والدین باید برای فرو نشاندن خشم کودکان انجام دهید؟

قبول مشکل:

نخستین و مهمترین چیز برای مهار عصبانیت کودکان این است که به آنها بفهمانیم که گاهی عصبانیت خیلی خوب است و به کودکان خود بگوییم که این حالت یکی از انواع هیجان ها مثل عشق، حسادت و شادمانی است که ما هر روز در زندگی تجربه می کنیم.

اما خشم، مثل همه ی هیجانات دیگر، باید به شیوه ای مهار شده بیان شود. به کودکان تفاوت بین عصبانیت و خشونت را توضیح دهید و به آنها بگویید احساس عصبانیت اشکالی ندارد، اما ابراز آن از طریق خشونت یعنی آزار رساندن به دیگران و شکستن اشیاء و ایجاد آشوب پذیرفتنی نیست!

توضیح درباره ی خشونت و متمایز ساختن آن از خشم، یکی از بهترین شیوه ها برای مهار خشم کودکان است.

پشتیبان آرامش کودکتان باشید:

یکی از مهمترین راهنمایی ها برای مهار خشم کودکان، عشق بدون قید و شرط شما به آنهاست. وقتی که مقادیر جیوه شان شروع به افزایش می کند با استفاده از حالات جسمانی مانند: ابراز عشق، در آغوش گرفتن و دستی به پشت آنها کشیدن و از طریق اعمال و سخنان خود به کودکان نشان دهید که به فکر آنها هستید و هر وقت به شما نیاز داشته باشند، پشتیبانی شان می کنید. با اطمینان از عشق و پشتیبانی خواهید دید که خشم کودک به تدریج به پایان خواهد رسید.

تنبیه کودک به هنگام عصبانیت او، واکنش منفی دارد. به جای آن راجع به آنچه خوب و بد است با وی صحبت کنید. برخی قواعد در خانه، میتواند نمونه ی سرمشق کودک برای پیروی کردن از آنها شمرده شود.

اگر کودکان ببینند که والدینشان فریاد می زنند و با هم نزاع می کنند، آنها هم همان رفتار را تقلید می کنند. در چنین مواقعی، خیلی مهم است که پدر و مادر شیوه های مهار خشم را به کار ببندند. با این کارها از پس فشارهای روحی بر می آیند. سهیم شدن والدین با کودکان در این راهبردها در زندگی روزمره نیز خیلی مفید خواهد بود.

رهنمودها و روش های سریع مهار خشم در کودکان:

قبل از اینکه به بچه ها بگویید که چگونه با خشم خود مقابله کنند، این نکته بسیار مهم است که به ایشان اطمینان خاطر دهید که دوستشان دارید و به آنها افتخار می کنید و مهم نیست چه خواهد شد و این امر به خلق و خوی آنان کمک خواهد کرد.

در اینجا چند رهنمایی برای مهار خشم کودکان می آوریم:

  • به کودک بگویید که نفس عمیق بکشد و تا شماره 10 بشمارد. اگر خشم ادامه یابد از او بخواهید به پشت بخوابد و از یک تا ده برعکس بشمارد این عمل کمک میکند تا توجه کودک منحرف شده و بدو فرصت آرامش دهد.
  • به فرزندتان جایگزینی برای خشم بدهید. به عنوان مثال شما می توانید به او بگویید که اگر احساس خشم می کند، به جای اقدام پرخاش جویانه باید بینی خود را لمس و یا شروع به پریدن نماید تا خشم خود را فرونشاند. تمام اینها سرکوب کردن نیروی جسمانی منفی است. اگر او عصبانی است و به این علت قادر به انجام کاری نیست، به او بگویید که شما به کمک فوری-اش نیاز دارید. کودکان را با فعالیت های خلاق مانند هنر سرگرم کنید. گاهی کودک قادر به بیان احساسات دشوار خود، در قالب های مهارتی ارتباطی رو به توسعه نیست، با استفاده از هر یک از این ابزار و وسایل سازنده ی کودک احساسات خود را به شیوه ی نکوتری ابراز می دارد.
  • کودک را از طریق افزایش تلاش های جسمانی هدایت کنید. گاهی او را برای قدم زدن در بوستان و یا دوچرخه سواری ببرید. در ورزش هایی مانند بیسبال یا فوتبال دخالت دهید. به خاطر داشته باشید که برگزیدن هر یک از فعالیت ها طبق میل خود او باشد.
  • هرگاه کودک از خویش رفتار خوبی نشان داد به او پاداش دهید، وی را به سینما ببرید یا از او تعریف کنید و چیزهایی بگویید مانند: «من تو را به خاطر ... تحسین می کنم» یا « از تو به خاطر ... متشکرم» تقویت نقاط مثبت، او را از اعمال پرخاشگرا منع می کند.
  • یکی دیگر از مؤثرترین روش های مهار خشم کودکان و نوجوانان یوگا است. تمرین یوگا، مراقبه با فرزندان است. با ثبت نام شما و فرزندتان در کلاس یوگا، در عرض چند روز تفاوت را در خود حس می کنید.
  • اگر به دلائلی کودک، عصبانی و مهار نشدنی باشد، ممکن است شما او را در صحنه از نظر جسمی حذف کرده باشید. در این مواقع کمک کنید تا آرامش را به دست آورد. کودک را بشناسید تا وی احساس تنهایی نکند. به او بگویید که شما در گذشته خیلی عصبانی می شدید اما حالا کاملاً جلوی خشم خود را می-گیرید، آنگاه کودک با شما احساس راحتی می کند و خشم خود را فرو می نشاند.

مهار خشم کودک توأم با راهنمایی او بیشتر مؤثر است. اگر یکی شدن با کودک در روزهای پیش از نوجوانی باشد، شخصیت کودک را در هفت سال اول زندگی می سازد. وقتی کودک عصبانی می شود پدر و مادر ابتدا، علت عصبانیت را مشخص کرده، سپس راه حل آن را پیدا کنند. توضیح به کودک قبل از 

یک روانشناس کودکان از بازی «بادکنک‌های خشم»،‌ «پاره پاره کردن روزنامه» و «لاک پشت ماورا» به عنوان ۳ بازی برای کنترل خشم کودکان پیش‌دبستانی یاد کرد.

به گزارش فارس، علیرضا جعفری اظهار داشت: برای درمان و کنترل خشم کودکان به ویژه سنین پیش دبستانی راههایی وجود دارد که اولیاء مدرسه با انجام آن می‌توانند کمک زیادی به کودکان خشمگین کنند.

بازی بادکنک‌های خشم

وی گفت: بازی‌ای به نام «بادکنک‌های خشم» وجود دارد که هدف آن کنترل خشم کودکان تکانشی است. در این بازی به بچه‌ها آموزش می‌دهیم تا از طریق حفظ آرامش و کنترل تنفس و خشم خود آرامش پیدا کنند.

وی افزود: بچه‌ها در هنگام خشم، بادکنکی را باد می‌کنند و بعد از پر شدن در آن را محکم نگه می‌دارند، سپس با جسم نوک‌تیزی آن را می‌ترکانند.

این متخصص بهداشت روان ادامه داد: برای این کار باید از بادکنک‌های ضخیم استفاده کرد تا هنگام ترکیدن صدای بیشتری ایجاد کند. وقتی بادکنک‌ می‌ترکد بچه‌ها می‌ترسند و خودشان را عقب می‌کشند در این هنگام می‌توان به آنها آموزش داد که این کار می‌تواند خطرناک باشد و تکه‌های آن به سر و صورت دیگران پرتاب شود یا کسی از صدای مهیب آن بترسد.

جعفری گفت: ‌بعد از این مرحله از کودک می‌خواهیم تا چند نفس عمیق بکشد . سپس چند بادکنک دیگر به او می‌دهیم و از او می‌خواهیم آنها را باد کند و هوای درون بادکنک را به آرامی خارج سازد طوری که کسی نترسد و خطری متوجه کسی نشود.

وی افزود: بعد از این مراحل به کودک آموزش می‌دهیم که وقتی خشمگین می‌شود به آرامی نفس بکشد و با ذکر صلوات و کلماتی مانند استغفار بر خشم خود فائق آید و تصمیم مناسبی بگیرد. این بازی ساده اما معجزه‌آسا است.

بازی پاره پاره کردن روزنامه

این متخصص آموزش و پرورش کودکان پیش‌دبستانی از بازی «پاره پاره کردن روزنامه» به عنوان راهی جهت کنترل خشم کودکان دبستانی نام برد.

وی اظهار داشت: در بازی «پاره پاره کردن روزنامه» معلم از بچه‌هایی که پرخاشگر هستند و زبان عشقشان لمسی است می‌خواهد تا ابتدا دست راستشان را بالا برده و تعهد دهند که بعد از اتمام بازی تمام کاغذ‌پاره‌ها را جمع می‌کنند. سپس چندین روزنامه باطله به آنها می‌دهد و از آنها می‌خواهد تا به شیوه‌ای که خودش آموزش می‌دهد روزنامه‌ها را تکه تکه کنند، آنها را به هوا بریزند و با صدای بلند هورا و فریاد بکشند.

این متخصص علوم تربیتی ادامه داد: دو سه دقیقه بعد، بچه‌ها دچار تغییرات هیجانی می‌شوند که تأثیر آن در کنترل خشم و پرخاشگری آنها موثر است.

وی افزود: بچه‌ها باید در انتهای بازی کاغذهای باطله را جمع ‌کنند. این بازی موجب ارتباط موثر دانش‌آموزان با معلم می‌شود و احساس صمیمیت را بین آنها بیشتر می‌کند که این بازی ارتباط بین فردی دانش آموزان را با معلم برای حل مشکلات فردی و خانوادگی تقویت می‌کند.

بازی لاک‌پشت ماورا

این متخصص بهداشت روان از بازی «لاک‌پشت ماورا» به عنوان سومین بازی در کنترل خشم دانش‌آموزان پیش‌دبستانی یاد کرد.

وی گفت: این بازی نیز برای بچه‌هایی که زود خشمگین می‌شوند و تکانشی عمل می‌کنند موثر است.

وی افزود: اساس این روش «قصه‌درمانی» است. به کودک می گوییم بچه لاک‌پشتی در گذشته زندگی می‌کرده که مانند تو بوده و زود عصبانی می‌شده است. روزی پدر‌بزرگش او را صدا می‌زند و الگوهایی به او یاد می‌دهد. سپس به انجام مراحل درمان می پردازیم. مرحله اول این است که وقتی کودک عصبانی می‌شود با همان حالت صحنه را ترک کند و بعد که از جمع خارج شد مقداری فکر کند که باید آرام شود و خود را کنترل کند.

وی ادامه داد: در مرحله دوم چند نفس عمیق بکشد و در مرحله بعد به او آموزش می‌دهیم که دستش را روی شکمش بگذارد، 3 ثانیه نفسش را حبس کند و سپس با سه شماره هوای درون ریه هایش را خارج کند. در مرحله چهارم فکر کند که در آن صحنه چه کاری می‌توانسته انجام دهد.

مرحله پنجم به بازگشت کودک در جمع و گروه مربوط می‌شود. این بازی نیز در کنترل خشم و پرخاشگری کودکان تکانشی بسیار موثر است.

وی خاطر نشان کرد: زبان عشق کودکان متفاوت است و به 5 نوع دیداری،‌ شنیداری، لمسی(حسی)،‌ ایثار و وقت گذاشتن تقسیم شود که والدین و اولیاء مدرسه باید آنها را بشناسند.

خشم در کودکان باشد یا نباشد....

 

خشم هم مانند ترس عکس العمل قوی بدن در برابر انگیزه مهیج است که توازن وظایف اعضای آدمی را به کلی مختل می سازد. خشم نوعی هیجان روحی است که بارها در زندگی تجربه کرده ایم و اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می کند.

 

خشم هم مانند ترس عکس العمل قوی بدن در برابر انگیزه مهیج است که توازن وظایف اعضای آدمی را به کلی مختل می سازد. خشم نوعی هیجان روحی است که بارها در زندگی تجربه کرده ایم و اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می کند. شخص غضبناک عقلش به درستی کار نمی کند و در بسیاری از موارد خطاهایی از او سر می زند که برای تمام عمر باید کفاره آنها را بپردازد.

خداوند در نهاد آدمی عواطف مختلف را بنیان نهاده است که هر یک نقش خاص در کیفیت بخشی به زندگی انسان و جهت دهی به مسیر حرکت او بر عهده دارند. به هیج وجه نمی توان گفت که آنچه طبیعت در نهاد آدمی به ودیعه گذاشته بی فایده است. البته باید توجه داشت ایفای این نقش ها به صورت مطلوب، مستلزم زمینه سازی هایی است که قبل از تولد توسط مربیان، اعم از پدر و مادر، معلمان و .. صورت می گیرد.

از بدو طفولیت به کودکان خود تلقین می کنیم که خشم احساسی نادرست و مستوجب عقوبت است. در نتیجه کودک عصبانی شدن را معادل بد بودن می پندارد و با این فکر بزرگ می شود. در صورتی که احساس خشم هم مانند بقیه احساسات ما طبیعی است ، اما به طور غیر عادی ظاهر شده است.خشم پدیده ای کاملاً طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت،تندرستی و عواطف انسانی است و هنگامیکه از کنترل خارج شود می تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصه های زندگی به وجود آورد. بنابراین در ادیان الهی و مکاتب تربیتی و اخلاقی توصیه های زیادی درباره ی مهار و کنترل عاطفه خشم و جهت دهی مناسب آن می توان یافت.

چنان که امام علی (ع) می فرماید: شدت غضب توانایی استدلال صحیح را از بین می برد و ادراکات آدمی را مشتت و درک او را مغشوش می سازد. بهتر است برای توضیح این مهم کمی به عقب تر برگردیم.

عاطفه خشم از شش ماهگی به بعد کم کم در کودک بروز و ظهور می یابد و اگر کودک از اعمال ناشی از خشم خود نتیجه بگیرد به تدریج تقویت می گردد.خشمگین شدن و عصبانیت رفتاری عادی در کودکان بوده و برای ابراز وجود ضروری است. لیکن در این قبیل موارد باید جوابی روشن و بدون ابهام به کودک داد به گونه ای که حدود خود را بداند و التهابات و هیجاناتی که او را در بر گرفته اند مهار گردد. باید توجه داشت که عاطفه خشم در کودکان نباید ریشه کن گردد. زیرا برای ادامه حیات و مبارزه با ظلم و دفاع از خود ضروری است، بلکه باید این عاطفه را تعدیل نمود و در جهت خدمتگزاری سایر عواطف به کار گرفت. بنابراین پدر و مادر باید از زمان کودکی به فکر تعدیل و کنترل این عاطفه غریزی باشند. و آن را در جهتی هدایت کنند که کمترین آسیب متوجه فرد و دیگران شود. و چنانچه غفلت و کوتاهی در این زمینه صورت گردد متوجه زیان هایی خواهند شد که گاه هیچ راه جبرانی برای آن وجود نخواهد داشت. اما اینکه چگونه می توان به این مهم رسید و از همان دوران کودکی مهارت مدیریت بر خشم را به کودکان بیاموزیم، مستلزم راهکارهایی است که در ادامه بیان می شوند.

برای فرو نشاندن خشم کودک، تهدید و توهین چاره ساز نیست. و ریشه خشم را از بین نمی برد، بلکه ممکن است حالت خشم را شدید تر کند . بنابراین می بایست در مقابل عصبانیت کودک ثبات و پایداری نشان داد

یکی از این راهکارها چگونگی کیفیت گفتار و رفتار والدین در کانون خانواده است که می تواند به عنوان مهم ترین عامل در جهت تعدیل و عدم تعدیل عاطفه خشم و غضب در بچه ها عمل نماید. بارها اشاره شد به اینکه کودکان آینه والدین خود می باشند. فرزندان ما همانی نمی شوند که ما می گوییم؛ بلکه همانی خواهند شد که می بینند.اینکه آیا خود والدین نسبت به هیجانات خود تا چه میزان آشنایی دارند و چگونه هیجاناتی مثل خشم و غضب را ابراز می کنند، می تواند تاثیر مفید  و سازنده و یا برعکس مخرب و ناخوشایند بر جای گذارد. زمانی که والدین نتوانند در برابر موضوع کوچک و پیش پا افتاده ای واکنش صحیحی نشان دهند و قدرت مدیریت هیجان را نداشته باشند ،مسلماً نخواهند توانست مربیان خوبی برای کمک به فرزندان خود در زمینه مدیریت هیجان ها باشند. مسئله این نیست که والدین هر گونه احساس خشم را در کودک خود سرکوب کنند. بلکه بر عکس والدین می بایست هیجان های متنوعی که در نهاد آدمی وجود دارد به کودکان شناسانده و راههای تنظیم آن را به کودکان نشان دهند. برای فرو نشاندن خشم کودک، تهدید و توهین چاره ساز نیست. و ریشه خشم را از بین نمی برد، بلکه ممکن است حالت خشم را شدید تر کند . بنابراین می بایست در مقابل عصبانیت کودک ثبات و پایداری نشان داد، زیرا اگر کودک حس کند که در برابر خشم او تغییر قابل ملاحظه ای به وقوع می پیوندد و در برابرش تسلیم می شویم، نسبت به قدرت و محبت ما دچار شک می شود. ولی اگر کودک بفهمد با وجود عصبانیت شدید او هنوز هم دوستش داریم و می توانیم در خلال خشمش قاطع بمانیم ، در می یابد که ما آماده ایم تا تسکینش دهیم و باز هم دوستان خوبی برای هم باشیم. اما رسیدن به این مرحله زمانی میسر است که والدین به درستی قابلیت تنظیم هیجان ها را در خود داشته باشند و بتوانند بین  رفتارقاطع  و پرخاشگرانه  تفاوت بگذارند. بنابراین در مواقع عصبانیت کودکان، والدین می بایست از فریادهای خشونت آمیز و همچنین رفتارهای پرخاشگرانه که نشانه ضعف نفس والدین است؛خودداری کنند.

پدر و مادر می توانند به جای سرکوب کردن خشم خود آن را به گونه ای سازنده و غیر مخرب بروز دهند، تا از یک سو موجب تسلای خاطر خود و از سوی دیگر سبب بصیرت فرزندان شوند تا هر دو از صدمات احتمالی مصون بمانند. زمانی که کودکان قدرت بروز خشم خلاق و ابراز صحیح آن را در والدین خود به عنوان نخستین مربیان خود مشاهده می کنند، مسلماً یاد خواهند گرفت که آنها هم می توانند خشم خود را بدون توسل به رفتارهای پرخاشگرانه بروز دهند.

پس به جای آنکه والدین تنها به فکر سرکوب خشم کودکان و نوجوانان خود باشند؛ در درجه اول می بایست کمی هم به رفتارهای خود توجه کرده و از افراط و تفریط در این زمینه خودداری کنند. 

 

از جمله راهکارهایی که می تواند مانع بروز رفتارهای پرخاشگرانه در کودکان باشد، این است که والدین به تناسب توانایی ها و محدودیت های کودک از او انتظار داشته باشند. فرزندانمان را به درستی بشناسیم، و متناسب با استعدادها و توانایی ها و محدودیت های آنها از آنها بخواهیم. سخت گیری های بی جهت و تنبیه های بی دلیل، مکرر، افراطی که اثر تربیتی را خنثی می کند، می تواند زمینه را برای بروز خشم در کودکان مهیا سازد.

متاسفانه اکثریت والدین به اشتباه کلمه تربیت را با واژه تنبیه و به ویژه تنبیه بدنی اشتباه می گیرند. و در برابر کوچک ترین اشتباه کودک و نوجوان خود بزرگ ترین تنبیه را برای او در نظر می گیرند. بنابراین همین خشونت در مقابل خشونت می تواند موجب خشونت مضاعف شود و حس انتقام جویی و کینه را در فرزند ما ایجاد کند.برای فرو نشاندن خشم نیاز به یک سلسله اقدامات منطقی است. اگر پرخاشجویی کودکان را بتوان به ناکامی نسبت داد، باید پاسخ های اجتماعی را به آنان آموخت، تا بتوانند ناکامی را کنترل کنند و رفتارهای قابل پیش بینی، قابل قبول و قابل اتکا داشته باشند. در امر جهت دهی صحیح خشم نمی بایست از نقش فیلم ها و کارتون های خشونت آمیز غفلت کرد. سعی کنید به جای اینکه فرزندان خود را به طور مداوم به تماشای فیلم هایی که متناسب با سن آنها نیست و یا کارتون های خشونت آمیز  ترغیب کنیم،کمی بیشتر در کانون خانواده برای هم وقت بگذارید و با کودک خودتان بازی کنید. بازی کردن راهکار خوبی است که هم می تواند شما را به دنیای کودکانه فرزندتان ببرد و هم اینکه می تواند انرژی های فرزندتان را تخلیه کند.

 

عصبانیت در هر سنی بروز می کند ، اما بیشتر کودکان چهره ی خندانی دارند و زیاد دچار این موضوع نمی شوند. اما گاهی اوقات علائمی مانند ، گرسنگی ، بیماری ، خستگی ، حسادت و … در کودک باعث ایجاد عصبانیت می شود.

این کودکان به دلایل مختلف سر و صدا و قشقرق راه می اندازند یا سعی می کنند شما را عصبانی و تحریک کنند. همچنین ممکن است از شما نافرمانی کنند یا بشدت به شما بچسبند و با جار و جنجال از شما بخواهند همیشه در آغوش شما باشند. بدون شک تربیت کودکان، کار دشواری است.

برای مثال کودکی را مجسم کنید که وسط یک فروشگاه شلوغ شروع به بدرفتاری می کند و جسورانه به والدینش درشتی می کند. در چنین مواقعی حتی والدینی که در مورد تربیت فرزندشان خیلی به خود اطمینان دارند نیز مأیوس و دلسرد می شوند و به دنبال روش و کلمات مناسبی می گردند تا کودک خود را آرام کنند. در این مقاله قصد داریم طی چند مرحله، نحوه رفتار مناسب والدین با این گونه کودکان را گوشزد کنیم تا از این طریق، بدخلقی این گونه کودکان تقلیل یابد و کودک و والدین احساس بهتری داشته باشند.

بسیاری از خانواده ها از کودک خشمگین خود گلایه دارند و بسیار تمایل دارند که علت این رفتارها را بدانند و راه های پیشگیری و اصلاح رفتار را در این زمینه به کار گیرند.

در واقع کودک با رفتار پرخاشگرانه خواستار به دست آوردن هدفی دیگر است و ابداً قصد حمله به دیگران یا اذیت کردن آنها را ندارد. البته ممکن است پرخاشگری جنبه انتقام گیری نیز داشته باشد؛ یعنی کودکی که مورد اذیت و آزار قرار گرفته و نتوانسته خشم خود را ابراز کند، اکنون با پرخاشگری به کاهش اضطراب خود می پردازد.

یکی از دلایل بسیار مهم پرخاشگری در کودکان ، یادگیری است؛ یعنی کودکانی که الگوهای رفتاری پرخاشگرانه داشته اند، همانند الگوهای خود رفتار می کنند. چنانچه کودک دارای پدر یا مادری با خلق وخویی عصبانی و پرخاشگر یا شاهد رفتارهای خشونت بار پدر و مادر خود با افراد دیگر باشد، مسلما او نیز پرخاشگر خواهد شد. بنابراین کودکان از طریق مشاهده، رفتارهای والدین را می آموزند و الگوبرداری می کنند . کودکان مضطرب نیز نمی توانند کودکان آرامی باشند و رفتارهایی پرخاشگرانه از خود بروز می دهند، البته آنها بلافاصله پشیمان می شوند و از والدین خود عذرخواهی می کنند. اگر از کودک مضطرب بپرسیم که چرا عصبانی هستی؛ خواهد گفت نمی دانم؛ یا خواهد گفت دست خودم نیست. همچنین گاهی کودکان در مدرسه قربانی خشونت می شوند و همین باعث می شود خود آنها نیز عامل خشونت شوند. برای درمان پرخاشگری در کودکان اولین گام این است که نوع پرخاشگری آنها و علت آن را شناسایی و پرخاشگری را به صورت موردی برطرف کنیم. در مورد کودک پرخاشگری که الگوپذیری ، عامل این گونه رفتار او بوده، باید روی الگوی کودک کار کرد و راه های دیگری جز پرخاشگری را به آن الگو آموخت.

در مواردی که علت پرخاشگری ، اضطراب است، باید از نگرانی درونی و اضطراب کودک مطلع شویم. به کودکان مضطرب باید فرصت صحبت کردن بدهیم تا نگرانی خود را ابراز کنند و تا حد امکان سعی کنیم در جهت رفع نگرانی هایی که آنها را آزرده است، قدم برداریم. ورزش کردن برای این کودکان بسیار مؤثر است و باعث تخلیه هیجان می شود.

اما در مورد رفع پرخاشگری و شیطنت با مصرف دارو حتما با پزشک متخصص باید ارتباط داشته باشیم تا کودک از نزدیک معاینه شود. هنگامی که کودک قربانی خشونت در مدرسه شده است، باید با مسئولان مدرسه صحبت کنیم و لازم است که آنها طبق قانون و مقررات خاص با کودکان خشونت گرا برخورد کنند و نیز کودکانی را که قربانی خشونت شده اند، مطابق رفتارهای خوبشان مورد تشویق و تایید قرار دهند.

چنانچه نوع پرخاشگری کودک ، خصمانه است، باید کودک را از آزار و اذیت دور کنیم تا مجبور نباشد برای تلافی و انتقام، افراد دیگر را اذیت کند و اگر پرخاشگری وسیله جلب نظر دیگران است، باید راه های دیگری را برای مطرح کردن کودک برگزینیم تا او ناچار نباشد از روش خشونت برای جلب توجه استفاده کند.

 


کلمات کلیدی : کودک,خشم,خشم کودک,مهار,خشم کودک,عصبانیت,مهار خشونت,خشم در کودکان,خشم در کودک,کودک,خشم,
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:

لینک دریافت فایل از سایت اصلی


ادامه مطلب ...

لینک فایل جزوه-نقش تشویق و تنبیه در تعلیم و تربیت فرزندان-در قالب word- در 29 ص

استفاده بهینه از تشویق وتنبیه

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


هدف هر نظام تعلیم و تربیت ، آماده سازی و ساختن انسانها از ابتدای تولد در پرتو ملاک هایی است که دست اندرکاران تعلیم وتربیت تربیت برای تعیین ویژگیها ی شخصیت وی طبق روش معینی که با فلسفه آن گروه و تحقق اهداف زندگی آنها سازگار باشد وضع کرده اند بشر دو نوع شیوه تربیتی می شناسد الهی و انسانی. شیوه الهی از جانب خدای سبحان و شیوه انسان ساخته بشر است . یکی از مسایل بسیار مهم تربیتی در آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان مسئله تشویق و تنبیه است این موضوع از دیر باز توجه متخصصان تعلیم و تربیت و روان شناسان ، اولیاء و مربیان را به خود جلب کرده است .

 

      خداوند تبارک و تعالی در قرآن مجید ( سوره بقره ) می فرماید : " ای پیامبر به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بشارت بده که جایگاه آنان در قیامت ، باغستان هایی است که نهرهای آب در آن جاری است ." حضرت علی علیه السلام در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر که او را به فرمانروایی مصر برگزیده بود ، دستور می دهد : که مبادا نیکوکار و بدکردار پیش تو یکسان باشند ، زیرا چنین روشی نیکوکار را از کردار نیک دور ساخته و بدکردار را به کار بد سوق می دهد . یکی از روش های مؤثر در تربیت ، تشویق کارهای خوب کودک است . تشویق در روح و روان کودک اثر می گذارد و او را به انجام اعمال نیک تحریض و ترغیب می کند .
مقدمه :
بقاء و دوام هر سیستم در مرحله اول در گرو مدیریت و نحوه اداره کردن آن است و مدیران نقش هدایت کنندگان را ایفاء می نمایند . در سازمانهای آموزشی خاصه مدارس ، نقش و فعالیت مدیران از حساسیت وافری برخوردار است.چرا که کار آنان مستقیم با انسانهاست . طبیعی است کار با انسان از دشواری و پیچیدگی ویژه ای برخوردار است و نیازمند علم و شناخت کافی است و ضروری است مدیران واحد های آموزشی برای بهبود کیفیت مجموعه فعالیتهای خود از یک الگو ،چهارچوب نظری مناسب برخوردار شوند و با بهره گیری از دو بازوی مهم مدیریت یعنی علم و تجربه مدرسه را خوب اداره نمایند . پیشرفت ملت ها ، تمدن ها و انسانها تا حدودی زیادی به بهره گیری و استفاده از تجارب جوامع و انسانها از همدیگر دارد و یکی از اساسی ترین کار تشویق و ترغیب نیروی انسانی و همکاران و دانش آموزان می باشد . برنامه ریزی در هیچ حوزه دیگری به اندازه تعلیم و تربیت کار آمدو نقش آفرین نخواهد بود .کلید توسعه و بقای جوامع بشری در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان این مرز بوم نهفته است تعلیم و تربیتی که توام با برنامه ریزی و اجرای دقیق این برنامه بر اساس دین مقدس اسلام پی ریزی شده باشد حال که بحث از تعلیم و تربیت نوباوگان به میان آمد.

 

        پرداختن به موضوع تشویق و تنبیه بی مناسب نخواهد بود . چرا که تشویق و تنبیه نه تنها به کودکان و نوجوانان دارای تاثیر است بلکه به افزایش انگیزه برای انجام و عدم انجام در بزرگسالان نیز موثر است .دین مبین اسلام برای رشد و تربیت صحیح فرزندان روش حکیمانه و راه عاقلانه را توصیه می فرماید و معتقد است که تنها از این طریق است که سعادت و خوشبختی انسان تامین می شود و یکی از این برنامه ها و روش ها را استفاده از ترغیب و تشویق و تکریم شخصیت افراد قرار می دهد . از طرف دیگر اسلام تنبیه را مخصوصا" تنبیه بدنی را برای کودکان روش حکیمانه ای نمی داند .

تعریف عملیاتی
تشویق در لغت یعنی آرزومند کردن ،به شوق افکندن و راغب ساختن است. در اصطلاح نیزتشویق را عاملی که بتواند منشاء ایجاد ذوق و شوق ،تحرک و امید و علاقه در انسان شود ..
تشویق نوعی ارضای نیاز های روانی و فیزیکی انسان است .
تشویق یک هدف واقعی است که دستیابی به آن انگیزه ای را ارضاء می کند و در واقع تشویق ها همان تقویت کننده های مثبت هستند که به عنوان محرک یا عاملی می باشند و دانش آموزان در جهت رسیدن به آنها می کوشند .
تشویق : عبارت است از قول یا عملی که از کار فرد قدردانی می کند مثل لبخند زدن ،اظهار محبت ، آفرین گفتن ، هدیه دادن در حضور جمع ، معرفی شدن، مسئولیت دادن به فرد.
تشویق : در روانشناسی با تقویت بیان می شود که تعریف آن عبارتست از محرک یا رویدادی که نتیجه آن افزایش احتمال رفتار مورد نظر است . در این جا مراد از تشویق، استفاده از امور مطلوب و مورد درخواست فرد، پس از انجام عمل براى افزایش یا تثبیت عمل است.
تنبیه :
خشن ترین و نامطلوب ترین روش تغییر رفتار است که با ارائه یک محرک آزار نده بعد از یک رفتار نا مطلوب ، باعث کاهش نیرومندی آن رفتار می گردد که به عبارتی آن محرک تنبیه کننده را تقویت کننده منفی نیز می گویند .
تنبیه : در روانشناسی و علوم تربیتی به هر نوع محرک بیزار کننده ای که در کاهش نیروی یا وقوع رفتاری ، اثری فوری اما موقتی داشته باشد تعریف کرده اند تنبیه تحریکی است درد ناک که به خاطر انجام رفتاری خاص از طرف ارگانیسم دریافت می شود و عاملی است برای متوقف ساختن یا جلوگیری از بروز آن پاسخ .
تنبیه:در لغت به معنای آگاهی دادن و بیدار کردن است در اصطلاح عبارت است از مجازات انسانی که کار ناپسندی را انجام داده به منظور جلوگیری از تکرار آن و ترک نمودن آن.
بنابراین مى توان تشویق و تنبیه را یک سیستم کنترل رفتارى به وسیله خود شخص یا دیگرى دانست که پس از عمل مطلوب یا نامطلوب براى افزایش یا کاهش آن رفتار اعمال مى گردد.
مبناى روان شناختى تشویق و تنبیه، مطابق نظریه شرطى سازى کنشگر، بر آزموده هاى زیر استوار است:
- هر پاسخى که با یک محرک تقویت کننده دنبال گردد، تکرار مى شود.
- محرک تقویت کننده چیزى است که احتمال وقوع پاسخ را افزایش مى دهد.
- تقویت کننده هایى را که ذاتاً خاصیت تقویت کنندگى دارند، تقویت کننده نخستین یا غیرشرطى مى نامند. تقویت کننده هاى نخستین مثبت، نیازهاى فیزیولوژیکى جاندار را برآورده مى سازد; مانند آب، غذا، هوا و مانند آن. تقویت کننده هاى نخستین منفى، ذاتاً خاصیت آزاردهى دارند; مانند ضرب و شتم، حرارت زیاد، نور زیاد و....
- تقویت کننده هاى ثانوى یا شرطى آنهایى هستند که مطابق اصول شرطى سازى کلاسیک (تداعى و همراهى با تقویت کننده هاى نخستین) خاصیت تقویت کنندگى پیدا کرده اند; مثل پول، جایزه، نمره و... .
- اگر رفتارى را که با تقویتى افزایش یافته براى مدتى تقویت نکنیم، به تدریج متوقف مى شود که به آن «خاموشى» نیز مى گویند.
- تنبیه به معناى وارد کردن محرک آزارنده براى حذف یک رفتار نامطلوب است.
- تقویت متناوب از تقویت پیوسته مؤثرتر است
0000000000000000000000000

 


آموزش و محبت به دانش آموزان در کلاس درس ، پیشنهادهایی برای تقویت عزت نفس دانش آموزان

 


یاد دهی که در زبان ساده تر و یا بهتر به آن آموزش هم می گویند بحث گسترده ای است . آیا روشی که برای یاددادن انتخاب می کنیم درست است ، اصلاً‌چه روشی را باید انتخاب کرد . یاد دادن علم آنقدر پیشرفت کرده که ما با تحلیل و بررسی به همه نکات منفی و مثبت قضایای آموزش سالهای قبل پی می بریم. وقتی که مهر و محبت باشد ، درصد هوشی افراد بالا می رود ، انگیزه بیشتر شده و با ذوق و شوق به طرف علم می روند و یا به طرف هر چیزی که با محبت باشد. "محبت و صبر" از ملزومات کار معلمان است و معلم باید خوب بیاموزد و خوب آموزش دهد. خداوند، انسان را به تامل در خلقت جهان و تفکر دعوت کرده و شایسته است بشر یاد بگیرد که خوب ببیند، خوب بیندیشد و همواره ذهنی خلاق و سیال داشته باشد تا زمینه‌های بالقوه را به خلاقیت و نوآوری تبدیل کند. اندیشیدن و تفکر، بارزترین ویژگی انسانها و خود نوعی یادگیری است و به همین دلیل معلمان هدفمند برای بهبود یادگیری دانش‌آموزان در محتوا و روشهای خویش تغییر ایجاد می‌کنند. آنان با این کار به‌خلاقیت و نوآوری، خودباوری، تفکر، روحیه پرسشگری و انعطاف‌پذیری به همراه یادگیری دانش‌آموز عمق بخشیده و سعی می‌کنند که برای او لحظاتی بیادماندنی در کلاس فراهم کنند. یکی از دلایل عمده بسیاری از اختلالات رفتاری و شخصیتّی در کودکان و نوجوانان، ضعف در اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندی (عزت نفس) است، بنابر این امروزه در اصلاح و درمان بسیاری از این اختلالات، پرورش و تقویّت احساس عزت نفس و اعتماد به نفس و مهارتهای فردی و اجتماعی آنان، نقش بسزایی ایفا می کند.

       35 پیشنهاد ؛ از این رو با توجه به اهمیّت عزت نفس در رشد شخصیت و سلامت روانی کودکان و نوجوانان، در جهت تقویت و افزایش آن، موارد زیر به والدین و دست اندرکاران تعلیم و تربیّت توصیه می شود:
1-روحیه دینی و ایمان مذهبی را در کودکان و نوجوانان تقویت کنید.
2- سعی کنید در برخورد با کودکان و نوجوانان، توانمندی های آنها را مورد نظر قرار دهید، نه ناتوانی ها را.
3- زمینه کسب تجربه های خوشایند از فعالیت های مستقل و آزاد را برای آنها فراهم کنید.
4-تجربه های موفقیت آمیز آنان را افزایش دهید.
5-قدرت تحمّل کودکان و نوجوانان را برای مواجه شدن با ناکامی های احتمالی افزایش دهید.
6- رفتار مصمّم و مطمئن و در عین حال مطلوب کودکان و نوجوانان را تقویت کنید.
7- کودکان و نوجوانان را در کنترل احساسات و عواطف خود یاری دهید.
8-مهارتهای اجتماعی کودکان و نوجوانان کمرو و فاقد اعتماد به نفس را افزایش دهید.
۹- آنان را با الگوهای رفتاری مطلوب آشنا کنید.
10-از انجام هر گونه رفتار تنبیهی و تحقیرآمیز درباره ی دانش آموزان خودداری کنید.
11- از مقایسه کردن دانش آموزان بپرهیزید و تفاوتهای فردی را مورد نظر قرار دهید.
12-در برخورد با کودکان و نوجوانان، ملایم و منطقی باشید.
13- اجازه ابراز وجود را به دانش آموزان خویش بدهید و به نظریات آنها احترام بگذارید.
14- نظریات خویش را به دانش آموزان تحمیل نکنید و آنها را به صورت ساده و عینی، قابل لمس و درک برای آنان توضیح دهید.
15- به دانش آموزان درحد توانایی هایش مسئولیت بدهید.
16- در انجام کارهای روزانه، آنها را هدایت، ارشاد و تشویق کنید.
17- به آنها در حد لزوم اجازه فعالیّت و بازی دهید.
18-در برخورد با آنان حالت پذیرندگی، و نه طردکنندگی داشته باشید.
19- از وابسته کردن بیش از حد دانش آموزان به خودتان بپرهیزید.
2
۰- آنها را هیچ گاه با موضوعات خرافی نترسانید.
2
۱- بین دانش آموزان تبعیض قائل نشوید و با آنان یکسان رفتار کنید.
22-هر چه که آنها می خواهند به راحتی و سریع در اختیار شان نگذارید، به او فرصت دهید تا ارزش به دست آوردن و لذّت استحقاق داشتن را درک کند.
23-نسبت به احساسات و عواطف کودکان یا نوجوانان خود، بی تفاوت نباشید، آنها را به گرمی بپذیرید و تا حد امکان آنها را یاری کنید.
24-با آنها همانند دوستان صمیمی رفتار کنید.
25-توجه داشته باشید که مشاجرات لفظی در خانه (میان پدر و مادر) در روحیه یا رفتار کودک یا نوجوان منعکس می شود.
26-به سرگرمی ها و تفریحات مناسب در زندگی کودکان اهمیت دهید و نسبت به آنها بی تفاوت نباشید.
27-محبّت شما نسبت به فرزندتان به صورت تظاهرات سطحی ابراز نشود. خالص ترین و سالم ترین محبت در تلاشی که به طور روزمره برای اعطای اعتماد به نفس و استقلال به فرزندتان به عمل می آورید، جلوه گر می شود.
28-در محبّت کردن به کودکان، راه افراط یاتفریط را در پیش نگیرید، محبت متوسط توأم با صمیمیّت، اثر فراوانتری دارد.
29- به فرزندتان احساسی بدهید که بداند دوست داشتنی و قابل احترام است، اما هرگز با او نوزادوار رفتار نکنید.
30-توقعات کودکان را در حدّ معقول و درست برآورده سازید.
31-هیچ گاه آنها را با القاب نامناسب صدا نزنید و از مسخره کردن آنها به طور جدی بپرهیزید.
32- در پرورش استعدادهای بالقوه دانش آموزان جدیّت به خرج دهید.
33-در شرایط آموزشی، بر


کلمات کلیدی : تشویق و تنبیه, تعلیم و تربیت فرزندان,تشویق,تنبیه کودکان, تشویق و تنبیه, در تعلیم و تربیت فرزندان,تربیت,تشویق,تنبیه,علوم تربیتی, روانشناسی,پر
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:

لینک دریافت فایل از سایت اصلی


ادامه مطلب ...

لینک فایل جزوه-کمرویی چیست؟-در قالب word- در 55 ص

کمرویی  چیست؟

 

 

 

 

 

 

 

کمرویی  یک پدیده ی پیچیده ی روانی – اجتماعی است. کمرویی یک صفت یا ویژگی ارثی یا ژنتیکی نیست، بلکه اساساً در نتیجه ی روابط نادرست بین فردی و سازش نایافتگی های اجتماعی در مراحل اولیه ی رشد، در خانه و مدرسه پدیدار می گردد. با این که برخی از روان شناسان نظیر کتل بر این عقیده اند که بعضی افراد با زمینه یا «سندرم کمرویی» ، متولد می شوند، اما باید توجه داشت که بحث درباره ی سندرم کمرویی و استعداد بیشتر بعضی از کودکان در ابتلا به کمرویی ، به معنای ارثی بودن کمرویی مثل رنگ چشم و پوست نیست. بدیهی است کودکان کمرو عموماً متعلق به والدینی هستند که خودشان کمرویی دارند، لیکن این بدان معنی نیست که این قبیل کودکان کمرویی را از طریق ژن های ناقل از والدین خود به ارث برده اند، بلکه اساساً بدین معناست که کمرویی را از آنها یاد گرفته اند.

 

در اینجا به طور خلاصه به اصلی ترین زمینه های کمرویی اشاره می شود.

 

کمرویی ناشی از ترس

 

 کمرویی  ناشی از ترس عموماً از سال اول زندگی نوزاد مشاهده می شود. مطالعات انجام شده روی نوزادان، حاکی از این است که در اواسط سال اول زندگی (غالباً در شش ماه دوم آن) کمرویی به عنوان یک پدیده ی همگانی در همه نوزادان و نسبت به غریبه ها و افراد آشنایی که به خاطر تغییر لباس و آرایش ظاهر متفاوت به نظر می آیند، دیده می شود؛ به عبارت دیگر در این شرایط اضطراب از بیگانه ها و ناآشناها وجود کودک را فرا می گیرد. در حقیقت کودک خردسال از این رو کمروست که مردم برایش ناآشنا هستند، از او بزرگتر، قوی تر، قدرتمندتر و مقتدرترند و او نمی داند که در شرایط گوناگون چگونه با وی برخورد خواهند کرد.

 

بعد از 6 ماهگی، کودکان خردسال به تدریج به لحاظ رشد ذهنی و عاطفی، می توانند تا افراد آشنا را از غریبه ها تشخیص بدهند. همراه با افزایش دامنه ی ارتباطات کودک با دیگران، کم کم بر تجارب خوشایند و دوست داشتنی وی افزوده می شود و کودک از ارتباط و همنشینی با دیگران، بخصوص آشنایان لذت می برد، ترسش فرو می ریزد و این حالت مقدمه ی لازم و مطلوبی برای اجتماعی تر شدن کودک است.

 

خانواده و فرزندان کمرو

 

در بررسی علل کمرویی  به طور مشخص می بایست به شرایط و عوامل خانوادگی، ویژگی های شخصی و شخصیتی، نظام باورها و رفتارهای فردی، موقعیت های روانی و اجتماعی اشاره کرد.

 

محیط خانواده و تجارب اولیه ی کودک به خصوص در سنین پیش دبستانی و سال های آغازین مدرسه، اصلی ترین نقش را در شکل گیری شخصیت کودک دارد. در این دوران الگوهای رفتاری بزرگسال، برنامه های تلویزیونی، نحوه و میزان ارتباطات عاطفی، کلامی و اجتماعی خردسالان با والدین و بزرگسالان خانواده بیشترین تأثیر را در رشد مطلوب اجتماعی و یا به وجود آمدن اضطراب و کمرویی کودکان می تواند داشته باشد.

 

 

 

زمانی که الگوهای بزرگسال مثل والدین، خودشان عموماً مضطرب بوده، از مهارت برقراری روابط عاطفی – اجتماعی مطلوب و خوشایند با دیگران، به ویژه با فرزندان خود بی بهره باشند، بدون شک طبیعی است که فرزندان این خانواده نیز بیاموزند که کمرو  باشند به همین دلیل بعضی از روان شناسان مثل واتسون کمرویی کودکان را در نتیجه ی یادگیری و تقویت آن در خانه و مدرسه می دانند.

 

کمال جویی و آرمان گرایی فوق العاده ی والدین و انتظارات نامعقول آنان از فرزندان در شرایط گوناگون و وادار کردن آنها به رفتارهای کلیشه ای و قالبی و عکس العمل های تصنعی در موقعیت های مختلف اجتماعی، (در حضور مهمانان، به هنگام مهمانی رفتن، حضور در مجالس جشن و مراسم عمومی، در کوچه و خیابان، در اتومبیل و اتوبوس، به هنگام لباس پوشیدن، غذاخوردن، نگاه کردن، صحبت کردن، راه رفتن و ...)،سختگیری بیش از حد بر کودکان و نوجوانان و داشتن توقعات زیاد، رفتار خصمانه و عصبی با ایشان، تهدیدها و تنبیه ها، تحقیرها و تحدیدهای ناروا و یا حمایت های افراطی و غیرضروری از فرزندان از اصلی ترین زمینه های رشد معیوب اجتماعی کودک و بروز کمرویی به شمار می آیند.

 

مشاهده ی دوگانگی و تعارض  در رفتار الگوهای بزرگسال و ایجاد ناهماهنگی در مفاهیم اساسی شخصیت  کودک، موجب کشاکش های درونی و در نتیجه اختلال در رشد طبیعی می گردد، اضطراب  شدید و کمرویی کودک را به همراه خواهد داشت.

 

 

 

تک فرزندها و فرزندان اول خانواده

 

کمرویی در میان فرزندان اول خانواده و تک فرزندها بیش از سایر فرزندان خانواده دیده می شود؛ به خصوص زمانی که والدین قادر نباشند زمینه ی تربیت و رشد اجتماعی مطلوب و هماهنگ ایشان را مطابق با نیازهای عاطفی و اجتماعی آنان فراهم آورند. به طور کلی در غالب موارد ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها با بزرگترها بیشتر همانند سازی می کنند و تمایل ایشان در برقراری ارتباط با بزرگسالان بیش از همسالانشان است. به دیگر سخن ، فرزندان اول خانواده و تک فرزندها در برقراری ارتباط با همسالان و همکلاسی های خود بیشتر با مشکل مواجه می شوند تا با افراد بزرگسال، چرا که عموماً والدین انتظارت و توقعات متنوعی از تنها فرزند و یا فرزند اول خود دارند و به دلیل همین انتظارات فوق العاده، اعمال فشارهای روانی از طرف والدین و آرمان خواهی های فراوان ایشان و احساس ناتوانی این قبیل فرزندان در تحقق بخشیدن به خواست های والدین، به تدریج بعضاً دچار احساس بی کفایتی می شوند و خودپنداری بسیار ضعیفی پیدا می کنند و زمینه ی اضطراب  فراگیر و کمرویی در شخصیت ایشان نمایان می شود. به خاطر چنین وضعیت عاطفی – روانی، از دست دادن احساس خود ارزشمندی و برخورداری از خودپنداری کمتر، در بعضی از موارد فرزندان اول در مقایسه با سایر فرزندان خانواده به توفیقات کمتری در پیشرفت تحصیلی دست می یابند.

 

 

 

 

 

مدرسه، تقویت کمرویی یا رشد اجتماعی

مدرسه، به عنوان اولین جایگاه رسمی تجربه ی اجتماعی کودکان، می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت کمرویی یا پرورش مهارت های اجتماعی آنان ایفا کند. متأسفانه در بسیاری از موارد کمرویی کودکان در محیط مدرسه و فضای کلاس درس تقویت می گردد و چنین رفتار ناخوشایندی در شخصیت کودک ت


کلمات کلیدی : کمرویی,کمرویی کودکان,فرزندان کمرو,تقویت کمرویی ,,کمرویی چیست,غلبــه بــر کمروئــــــی کــودکـــان,روان شناسی کودک,اضطراب اجتماعی ,
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:

لینک دریافت فایل از سایت اصلی


ادامه مطلب ...

لینک فایل پاورپوینت-ارتباط روان شناسی با دانش مدیریت- در 50 اسلاید-powerpoin-ppt

کار اداری معمولاً کار پرجنجال و پردردسر و وقت گیر است. با بالا گرفتن گزارشها و موضوعات مرتبط به ناکارآمدی سیستم اداری مهم است به این موضوع پرداخته شود که چطور میتوان احساس امنیت را در محیط کاری ایجاد کرد، صداقت را قدرت بیشتر بخشید، ظرفیت کارمندان و مامورین را افزایش داد، و یک رابطه مفید و قدرتمند میان رییس، مدیر و کارمندان دیگر ایجاد کرد. این مقاله از منظر روانشناسی به بررسی این موضوع می پردازد .

 

 

 

مقدمه

 

مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.

 

واقعا باید گفت ؛ که در ابتدا انسان ها درباره مدیریت چقدر می دانند؟ دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را می توان از طریق مدیریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگر را ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوخته ها درشرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن.»

 

 

 

تعریف روانشناسی مدیریت

 

در مورد روانشناسی مدیریت تعاریف مختلف و حتی برداشت هایی تا حدودی متفاوت ارائه داده اند از مجموعه اشاراتی که از آنها سخن رفت می توان نتیجه گرفت که : روانشناسی مدیریت عبارت است از زمینه مطالعاتی معینی که در چهارچوب آن ، رفتار مدیر و فرآیند رهبری از دیدگاه روانشناسی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. به یقین یک چنین مطالعه ای به ما امکان می دهد تا در حل مشکلات مدیریت از یافته- های روانشناسی مدد بگیریم و با استفاده از نظریه های آن ، به تجزیه و تحلیل مسائل مدیریت بپردازیم و گره های آن را باز کنیم.

 

باید در نظر داشت که مطالعات مربوط به روانشناسی مدیریت نه تنها موجب می- گردد که مدیر در اداره امور سازمان توانایی بیشتری پیدا کند ، بلکه استفاده از یافته- های علمی نیازهای مربوط به آن را امکان پذیر می سازد و با در نظر گرفتن یک چنین استفاده ملموس از روانشناسی مدیریت است که آن را شاخه ای کاربردی از دانش روانشناسی تلقی می کنند.

 

از لحاظ موضوع روانشناسی قسمتی از علوم اجتماعی است و بسیاری از مسایل که جامعه شناسان در آن تحقیق می کنند ، مورد علاقه روانشناسان نیز هست و از طرف دیگر تحقیقات روانشناسان مورد استفاده کلیه شعبه های علوم اجتماعی قرار می گیرد.

 

 

 

اهمیت مطالعات رواشناسی مدیریت

 

انسان موجودی اجتماعی است ، بطوری که بدون ارتباط با اجتماع ( اعم از اجتماعات حاضر و یا اجتماعات تاریخی و گذشته که با استفاده از تجربیات آن زندگی انسانی نمود پیدا می کند ) مفهوم زندگی بشر از بین می رود و حیات او با زیست حیوانات پست تفکیک ناپذیر می شود . به هر حال زندگی در اجتماع ، آدمی را به موجود سازمانی تبدیل کرده است ؛ و او برای ادامه حیات بشری ناگذیر است در اجتماعات متعددی عضویت و شرکت داشته باشد و با توجه به تاثیر مطالعات مربوط به دانش مدیریت در شکل گیری و دوام سازمانهای اجتماعی ، اقتصادی و .... می توان نتیجه گرفت که انسان معاصر در طول زندگی خود به دانش مدیریت متکی است و برای بهتر زیستن ( اداره صحیح سازمان ها ) گریزی جز رویکرد به مدیریت و مطالعه آن نمی باشد.

 

نارسایی های مربوط به مدیریت نه تنها کارکرد سازمان ها را مختل و در سازمان زندگی معاصر بشر اختلال ایجاد می کند ، بلکه هم چنین موجب می شود بر اثر عدم کارایی سازمانها و یا حتی پاشیدگی آن ها تلاش های افراد بشر بطور صحیح و اصولی پیوند نخورد و کوشش های آدمی در سازندگی جوامع به هدر رود و نیروی انسانی به عنوان گرانبهاترین سرمایه پایمال گردد .

 

مطالعه در زمینه روانشناسی مدیریت به ما این امکان را می دهد که تا با اصول، قواعد و تکنولوژی بهره برداری صحیح از نیروی انسانی ، فعال کردن خلاقیت ها و ایجاد جریان فکری در جامعه آشنا شویم و از طریق کاربرد یافته های روانشناسی موانع توسعه در زمینه ایجاد سیستم های فعال اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، آموزشی و فرهنگی را از میان بر داریم . از طریق ترویج یک چنین مدیریت مبتنی بر روانشناسی به ویژه در زمینه مدیریت آموزشی و تحقیقاتی است که باروری نسل های آینده امکان-پذیر خواهد شد و خلاقیت آنان به عنوان بزرگترین سرمایه ملی به کار گرفته خواهد شد.

 

روح و روان انسان‌ها سرچشمه‌ای است از انرژی که انگیزه، اشتیاق، پیشرفت و افتخارات از آن برمی‌خیزد و افراد را قادر می‌سازد کارهای ارزنده‌ای به ثمر برسانند. این آرزوی هر مدیر است که با ایجاد انگیزه در مامورین و کارکنان اداره اش، نیروی درونی و نهفته آنان را از قوه به ‌فعل درآورد و محیطی پرتحرک و بانشاط برای تجلی بهترین استعدادها فراهم کند. نقش فرد و ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری او به‌عنوان یک انسان در سازمان در چند دهه اخیر مورد توجه خاصی قرار گرفته است و برای توفیق در این زمینه، علم روانشناسی با تمام ظرافت و توانمندی خود به یاری حوزه مدیریت آمده است. امروزه روانشناسی سازمانی (Organizational Psychology) یکی از رشته های مهم، کارآمد و مورد علاقه است.

 

ورود روانشناسی به عرصه پرفراز و نشیب مدیریت سبب شد تا با استفاده از نظریه‌ها و مکتب‌های گوناگون روانشناسی و با استناد و برقراری روابط انسانی به تبیین شخصیت و رفتار فرد در سازمان پرداخته شود و مفاهیمی مانند انگیزش، تشویق، و رفتار سازمانی مورد تاکید و دقت قرار گیرد. انسان گرامی‌ترین گوهر آفرینش ولی در عین زمان ناشناخته‌ترین آن است. رفتار آدمی تابع اندیشه‌ها، احساسات، انگیزه‌ها، خواست‌های درونی و عوامل عاطفی و تربیتی اوست که در موقعیت‌های مختلف به‌صورت‌های گوناگون ظاهر می‌شود. بهمین دلیل، برای آشنایی با ابعاد مختلف وجود آدمی و ایجاد یک ارتباط بهتر و ایجاد انگیزش و حفظ و تامین صحت روانی در افراد، آشنایی با علم روانشناسی و علوم رفتاری امری لا‌زم و ضروری است.

 

خوشبختانه در قرون جدید، علم روانشناسی در حوزه کار مدیریت به فعالیت‌های چشمگیری پرداخته است و از اواسط دهه ۱۹۲۰ روابط انسانی به صورت یکی از ارکان و راهبردهای مهم کاری در مدیریت تبدیل شده است. در مدیریت (Management)، راهبردهای روانشناسی از قبیل: شناخت تفاوت‌های فردی، استعدادها، عوامل انگیزشی، برقراری روابط انسانی، چگونگی تشویق و تنبیه و… مدیران را در پیوند بیشتر با کارمندان و همتایان آنان یاری می‌دهد. موضوع این است که پی‌بردن به شیوه‌های نفوذ و برقراری ارتباط سازنده و سبک‌های رهبری، مدیران و رؤسا را از حالت خشک و بی‌روح مدیریت بیرون آورده، به سمت مدیریت بانشاط و پرتحرک سوق داده، شور و اشتیاق، انگیزش، آرامش، پویایی، نوآفرینی و تغییر و تحول در کٌل سازمان تحت پوشش را افزایش داده و در نهایت به بالا‌بردن کیفیت و بهره‌وری بیشتر رهنمون میسازد.

 

از روانشناسی چند تعریف میتوان بیان کرد، ولی دو تعریف عمده از آن درینجا ارایه شده که هر یک جنبه ویژه‌ای را نمایان می‌کند: بنابر تعریف اول، روانشناسی علم رفتار است. این تعریف که از سوی روانشناسان رفتارگرا ارائه شده است، انسان و سایر جانداران را از دیدگاه رفتاری آنان مورد مطالعه قرار می‌دهد. علوم رفتاری که به این جنبه روانشناسی بستگی دارد، رفتار را بیشتر مطالعه می‌کند تا ذهن و اندیشه و یا احساسات را، زیرا رفتار قابل مشاهده، ثبت‌کردنی، قابل اندازه گیری، و درخور مطالعه است. در این نوع روانشناسی اندیشه‌ها، احساس‌ها و درک افراد را از راه مطالعه رویدادهایی که به‌صورت رفتار آشکار می‌‌شوند، مورد قضاوت قرار می‌دهد.

تعریف دیگری که از روانشناسی شده است، موضوع علم روانشناسی را مطالعه درباره ماهیت رفتار، استعدادها، عواطف و محصول


کلمات کلیدی : روان شناسی,دانش مدیریت,دانش مدیریت,روان شناختی مدیریت,روانشناسی مدیریت,مدیریت,روانشناسی,روان شناسانه مدیران,رفتار مدیر, فرایند رهبری,روان
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:

لینک دریافت فایل از سایت اصلی


ادامه مطلب ...

لینک فایل پاورپوینت-روان شناسی سیتسم های آموزشی- در 26 اسلاید-powerpoin-ppt

قادر می‌سازد کارهای ارزنده‌ای به ثمر برسانند. این آرزوی هر مدیر است که با ایجاد انگیزه در مامورین و کارکنان اداره اش، نیروی درونی و نهفته آنان را از قوه به ‌فعل درآورد و محیطی پرتحرک و بانشاط برای تجلی بهترین استعدادها فراهم کند. نقش فرد و ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری او به‌عنوان یک انسان در سازمان در چند دهه اخیر مورد توجه خاصی قرار گرفته است و برای توفیق در این زمینه، علم روانشناسی با تمام ظرافت و توانمندی خود به یاری حوزه مدیریت آمده است. امروزه روانشناسی سازمانی (Organizational Psychology) یکی از رشته های مهم، کارآمد و مورد علاقه است.

ورود روانشناسی به عرصه پرفراز و نشیب مدیریت سبب شد تا با استفاده از نظریه‌ها و مکتب‌های گوناگون روانشناسی و با استناد و برقراری روابط انسانی به تبیین شخصیت و رفتار فرد در سازمان پرداخته شود و مفاهیمی مانند انگیزش، تشویق، و رفتار سازمانی مورد تاکید و دقت قرار گیرد. انسان گرامی‌ترین گوهر آفرینش ولی در عین زمان ناشناخته‌ترین آن است. رفتار آدمی تابع اندیشه‌ها، احساسات، انگیزه‌ها، خواست‌های درونی و عوامل عاطفی و تربیتی اوست که در موقعیت‌های مختلف به‌صورت‌های گوناگون ظاهر می‌شود. بهمین دلیل، برای آشنایی با ابعاد مختلف وجود آدمی و ایجاد یک ارتباط بهتر و ایجاد انگیزش و حفظ و تامین صحت روانی در افراد، آشنایی با علم روانشناسی و علوم رفتاری امری لا‌زم و ضروری است.

خوشبختانه در قرون جدید، علم روانشناسی در حوزه کار مدیریت به فعالیت‌های چشمگیری پرداخته است و از اواسط دهه ۱۹۲۰ روابط انسانی به صورت یکی از ارکان و راهبردهای مهم کاری در مدیریت تبدیل شده است. در مدیریت (Management)، راهبردهای روانشناسی از قبیل: شناخت تفاوت‌های فردی، استعدادها، عوامل انگیزشی، برقراری روابط انسانی، چگونگی تشویق و تنبیه و… مدیران را در پیوند بیشتر با کارمندان و همتایان آنان یاری می‌دهد. موضوع این است که پی‌بردن به شیوه‌های نفوذ و برقراری ارتباط سازنده و سبک‌های رهبری، مدیران و رؤسا را از حالت خشک و بی‌روح مدیریت بیرون آورده، به سمت مدیریت بانشاط و پرتحرک سوق داده، شور و اشتیاق، انگیزش، آرامش، پویایی، نوآفرینی و تغییر و تحول در کٌل سازمان تحت پوشش را افزایش داده و در نهایت به بالا‌بردن کیفیت و بهره‌وری بیشتر رهنمون میسازد.

از روانشناسی چند تعریف میتوان بیان کرد، ولی دو تعریف عمده از آن درینجا ارایه شده که هر یک جنبه ویژه‌ای را نمایان می‌کند: بنابر تعریف اول، روانشناسی علم رفتار است. این تعریف که از سوی روانشناسان رفتارگرا ارائه شده است، انسان و سایر جانداران را از دیدگاه رفتاری آنان مورد مطالعه قرار می‌دهد. علوم رفتاری که به این جنبه روانشناسی بستگی دارد، رفتار را بیشتر مطالعه می‌کند تا ذهن و اندیشه و یا احساسات را، زیرا رفتار قابل مشاهده، ثبت‌کردنی، قابل اندازه گیری، و درخور مطالعه است. در این نوع روانشناسی اندیشه‌ها، احساس‌ها و درک افراد را از راه مطالعه رویدادهایی که به‌صورت رفتار آشکار می‌‌شوند، مورد قضاوت قرار می‌دهد.

تعریف دیگری که از روانشناسی شده است، موضوع علم روانشناسی را مطالعه درباره ماهیت رفتار، استعدادها، عواطف و محصولا‌ت ذهنی می‌داند، یا در واقع روانشناسی را مطالعه ذهنیت‌ها و احساس‌ها و عواطف، و حالت‌های روانی تعریف می‌کند و مکتب آنان به نام روانکاوی (تجزیه و تحلیل روان) و شاخه های مربوط به آن شناخته شده است.

برای چنین مطالعه‌ای تنها مشاهده رفتار کافی نیست، زیرا هنگامی که دو نفر با یکدیگر جنجال می‌کنند و یا یک بیمار روانی رفتاری را از خود نشان می‌دهد، در پشت آن رفتار انگیزه‌ها و دلایلی در کار است که ما از آن آگاه نیستیم. آنچه قابل مشاهده است رفتار است، نه انگیزه‌های رفتار و از این رو برای شناخت انسان نیاز به شناخت جنبه‌های ذهنی و احساسی او وجود دارد.

امروزه در مدیریت از هر دو تعریف استفاده می‌شود و برای شناخت روانی مامورین یک سازمان، عواطف، انگیزه‌ها، استعدادها، شخصیت، و ذهنیت‌های افراد مورد توجه و بررسی قرار می‌گیرد.

مدیریت را هم به گونه‌های متفاوت تعریف کرده‌اند. یکی از صاحبنظران این حوزه  مدیریت را افزایش نفوذ در پذیرش عملی دستورات با راهنمایی‌های مشخص سازمانی می‌داند. جورج تری نیز رهبری و مدیریت را کوشش برای نفوذ در مردم که با علا‌قه و مشتاقانه برای رسیدن به اهداف گروه کوشش می‌کنند، می‌داند. بنابراین مدیریت فرآیندی (پروسه) است اجتماعی که با به‌کارگیری مهارت‌های علمی، فنی و هنری کلیه نیروهای انسانی و مادی را تنظیم و هماهنگ کرده و با استفاده از راهبردهای روانشناسی و برقراری روابط انسانی و فراهم ‌آوردن زمینه‌های انگیزش و رشد از طریق نیازهای منطقی فردی و گروهی به اهداف سازمان کمک می‌کند.

موضوعات روانشناسی و به‌ویژه رفتار سازمانی و تاثیر آن در سال‌های اخیر بیش از پیش مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. شاید یکی از دلا‌یل آن میزان دشواری‌هایی است که مدیران سازمان‌ها در سلسله مراتب مختلف کاری خود با آن مواجه هستند.

امروزه بروز مشکلا‌ت و فشارهای روحی و روانی ناشی از زندگی ماشینی روابط همه افراد را تحت‌الشعاع خود قرار داده است که برای کاهش اینگونه فشارها و اضطراب‌ها، تکنیک‌های علوم رفتاری در روانشناسی می‌تواند مددرسان و یاری‌دهنده همه افراد در سازمان‌ها و خصوصا مدیران باشد. هر سازمانی علا‌وه بر لزوم در دست‌داشتن منابع مادی و مالی نیاز به نیروی انسانی ماهر، بااستعداد، توانمند، توانا، باانگیزه، کوشا، متعهد، و با علا‌قه دارد.

به نظر دانشمندان مدیریت (کنز و کان) مدیران نباید فقط در پی جذب نیروی انسانی (قوای بشری) برای ادارات خود باشند، بلکه باید در حفظ و نگاهداری این منابع نیز کوشش فراوان به‌کار برند و باید کاری کنند تا مامورین در حالی که کار و وظیفه خود را انجام می‌دهند، نوعی وابستگی و دلبستگی نیز به کار و سازمان پیدا کنند و به عبارت دیگر سازمان را همچون خانه خود دوست داشته و در آن احساس امنیت و آسایش که از نیازهای اساسی هر انسانی به‌شمار می‌آید، داشته باشند.

بنابراین برای آنکه سازمان و اداره ای موثر باشد، مدیر باید جنبه‌های انگیزشی و تشویقی کار، مشارکت در کار و استفاده از عوامل روانی و رفتاری را در مناسب‌ترین بخش‌های برنامه کاری خود جای دهد. شناخت و تامین درست نیاز مامورین یکی از مهارت‌های ارزنده مدیریت به ‌شمار می‌آید.

روابط انسانی به معنای برقراری رابطه مثبت، هدف‌دار و سازنده با پذیرش شخصیت، تفاوت‌های فردی و نیازهای افراد سازمان و علا‌قه‌مندبودن به نیازها، علا‌یق، استعدادها و توانایی‌های آنان است که توجه به این موارد استفاده از تکنیک‌های مهم در علم روانشناسی است. رابطه انسانی با دلسوزی و احساس مسوولیت نسبت به مامورین درون سازمان و ایجاد جو اجتماعی در شرایط مطبوع و خوشایند و همراه با محیط تفاهم و درک متقابل به‌وجود می‌آید.

روابط انسانی در دیدگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر دیدگاه جامعه‌شناسی، ارتباط‌های انسانی و شیوه‌ مشترک زندگی و آگاهی از هدف، سه عامل سازنده جامعه به حساب می‌آید. ازدیدگاه روانشناسی اجتماعی مساله عمده انسان، بقا نیست؛ بلکه یادگرفتن نحوه زیستن باخودش است، انسان حاصل روابط و پیوندهایش با دیگران است و اگر قرار باشد شناختی از وی به دست آوریم، باید او را در این چارچوب بشناسیم.

در تاریخ تحول مدیریت، نظریه روابط انسانی جایگاه ویژه‌ای دارد. این نظریه در دهه ۳۰ میلا‌دی نضج گرفت و در دهه بعد تکامل یافت. در نظریه روابط انسانی، موثرترین عامل در ارتقای تولید و کارایی سازمان، نحوه تشکل افراد در قالب گروه‌ها (گروپها، دسته ها) و نوع روابط بین آنها است. از دیدگاه مدیریت، روابط انسانی عبارت است از برانگیختن افراد در سازمان به‌منظور ایجاد همکاری از نوعی که نیازمندی‌های افراد را برطرف سازد و موجبات تحقق اهداف‌ سازمان را فراهم آورد. در مدیریت آموزشی نیز روابط انسانی یعنی، توان برقراری ارتباط انسانی با معلمان و مامورین از طریق پذیرفتن وجوه شخصیت، ویژگی‌های فردی و همه تفاوت‌هایی که احتمالا‌ با شخص مدیر دارند (و با وجود آوردن این احساس که مدیر یا رییس به آنها توجه کرده، وضعیت شان را درک نموده، از مشکلات و دغدغه های شان آگاه بوده و برای حل آنها جدی است). نقش روابط انسانی در مدیریت و خصوصا در مدیریت آموزشی بسیار جدی و اساسی است، به طوری که روابط انسانی در این نوع مدیریت، عاملی اثرگذار محسوب می‌شود که از دو بعد بر کیفیت عملکردهای مدیر موثر خواهد بود.

از یک سو عوامل تولید سیستمی در نظام‌های آموزشی نیازمند برقراری، حفظ و تکوین رفتارهای مناسب انسانی است و معلمان، مشاوران، سرپرستان، مامورین دفتری و اداری جز این دسته از عوامل قرار می‌گیرند. از سوی دیگر مواد خام که تولید روی آنان صورت می‌پذیرد نیز مترصد دریافت و جذب انسانی‌ترین و اصیل‌ترین رفتارهایی است که مدیریت اعمال می‌کند. رفتار سازمانی مناسب برگرفته از روانشناسی روابط انسانی و مدیریت آموزشی، نه‌تنها موجد آثار آنی خواهد بود، بلکه به دلیل خاصیت فوق‌العاده پذیرندگی مواد خام (درون داده‌ها)، تاثیر عمیق و پایداری در درازمدت برجای خواهد گذاشت. به نظر روانشناسان احتیاجات روانی افراد به اندازه احتیاجات جسمی در صحت روحی و جسمی آنان تاثیر دارند و به همان اندازه اساسی و ضروری هستند.

 

موضوع صحت روانی به سالم و متعادل بارآوردن شخصیت انسان‌ها از طریق فراهم‌آوردن محیط مناسب برای تامین نیازها و شکوفایی استعدادها برمی‌گردد. به همین دلیل، در تعریف صحت روانی آمده است که صحت روانی عبارت است از پیشگیری از پیدایش بیماری روانی و سالم‌سازی محیط روانی تا افراد جامعه (سازمان) بتوانند با برخورداری از شخصیت و روان متعادل با عوامل محیط خود رابطه برقرار کرده و در راه تامین نیازها، شکوفایی استعدادها و رسیدن به اهداف‌ متعالی فردی و اجتماعی خود بکوشند. چنانچه سازمانی بتواند زمینه‌های تامین صحت روانی را فراهم آورد، شخصیت و روان افراد متعادل می‌شود و می‌توانند با یکدیگر و همچنین با عوامل محیطی، روابطی مطلوب برقرار سازند. بدین ترتیب اگر مدیر در درون سازمان خود مانند مکتب، صحت روانی را تامین کند شاگردان، معلمان و مامورین اداری روابطی مطلوب و منطقی و بر پایه روابط انسانی سازنده با هم خواهند داشت.

این سبب بهبود کیفیت در تعلیم و تربیه (آموزش و پرورش) و فضایی آکنده از شور و نشاط، تحرک و پویایی و امنیت، عشق و علا‌قه به حضور در محیط سازمان که در نتیجه منجر به سلا‌مت روحی و روانی کلیه نیروهای اصلی می‌شود و مسلم است که این روند تفکر خلا‌ق، پیشرفت و توسعه را به همراه خواهد داشت.

 

نتیجه گیری

روانشناسی مدیریت بطور کلی به بررسی مسائل و جنبه های روانشناختی مدیریت می پردازد. یک مدیریت موفق و خوب با استفاده از تکنیکها و روشهایی که نتیجه یافته های روانشناسی در حوزه مدیریت است می تواند به اثر بخشی برسد. روانشناسی مدیریت نهایتا در موارد ذیل نتیجه گیری میگردد:

 

  • شناسایی سبکهای رهبری و مدیریت

یکی از حوزه های مهم که در روانشناسی مدیریت مطرح است شناسایی انواع روشهای مدیریتی است. روشن است مدیران مختلف سبکهای مختلفی از رهبری و مدیریت را دارا هستند. بنابراین در روانشناسی مدیریت این سوال اصلی مطرح است که چه سبکهای مدیریتی وجود دارد؟ کدام روشهای مدیریتی موفق هستند؟ چه سبکهایی برای چه گروههای کاری مناسب هستند؟ و افراد زیر دست معمولا از چه مدیرانی رضایت دارند و .... بر این اساس روانشناسی مدیریت سبکهای مختلفی از مدیریت را شناسایی کرده و با توجه به اهداف مورد نظر و اینکه چه شرایط و ویژگیهای گروهی وجود دارد سبکهایی را به عنوان سبکهای موفق معرفی کرده اند.

 

  • بررسی ویژگیهای شخصیتی مدیران

بررسی ویژگیهای فردی و شخصیتی مدیران نیز مورد توجه بوده است. اینکه چه افرادی مناسب برای سمتهای مدیریت هستند و چه افرادی از عهده انجام وظایف و امور مدیریتی ناتوان هستند. طبیعی است همه افراد توان انجام امور مدیریتی را دارا نیستند و بطور کلی افرادی هستند که قدرت رهبری چندانی ندارند. این افراد طبیعتا نفوذ و تاثیر گذاری عمیقی روی کارکنان خود نخواهند داشت و از اینرو مسیر رسیدن سازمان را به اهداف مورد نظر با مانع روبرو خواهند کرد.

یافته های روانشناسی مدیریت در این حوزه نشان می دهد که افرادی که در کودکی ، نوجوانی و جوانی نفوذ بیشتری روی همسالان خود داشته اند، در بازیها نقش محوری گروه را بازی کرده اند و اغلب بازیها را رهبری می کنند در بزرگسالی نیز توان رهبری بالایی از خود نشان می دهند. این افراد با ویژگیهایی که دارند اغلب گروهها را تحت نفوذ و تسلط خود قرار می دهند. این اعمال تسلط به شیوه های تظاهر می کند. برخی افراد این اعمال نفوذ را با اعمال قدرت و زور انجام می دهند و برخی با ویژگیهایی دیگر مثل نشان دادن قدرت منطق و تصمیم گیری عالی.

 

  • انجام پژوهش و تحقیقات در حوزه عوامل موثر بر مدیریت

روانشناسی مدیریت سعی بر آن دارد به شناسایی تمامی عواملی بپردازد که در یک موقعیت کاری یا سازمان یا هر موقعیتی که با یک گروه دارای مدیر و رهبر سروکار دارد موثر هستند. برخی عوامل می توانند از بیرون شیوه مدیریت را تحت تاثیر قرار دهند. این تاثیرات می توانند در جهت مثبت و منفی موثر باشند. از اینرو لازم است همواره چنین عواملی شناسایی شوند و کوششها و روشهای لازم برای پررنگ کردن عوامل تاثیر گذار مثبت و کمرنگ کردن عوامل تاثیر گذار منفی صورت بگیرد. این عوامل ممکن است به اهداف گروه ، شرایط محیطی کار گروهی ، بافت گروه و … مربوط شود.

 

  • ارتباط روانشناسی مدیریت با سایر علوم

روانشناسی مدیریت به عنوان یکی از حوزه های روانشناسی با تمامی حوزه های دیگر روانشناسی ارتباط دارد و از یافته های آنها در موضوعات مورد بحث خود استفاده می کند. از این راستا با روانشناسی سازمانی و روانشناسی صنعتی ، روانشناسی کار ، روانشناسی اجتماعی ، ارتباط تنگاتنگی دارد. از سوی دیگر با علوم دیگری چون مدیریت ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی ، علوم سیاسی می تواند مرتبط باشد. البته روانشناسی مدیریت به عنوان یک حوزه مجزا ، به عبارتی یک رشته مجزا حداقل در کشور ما وجود ندارد.

به عبارتی شاید در برخی ممالک رشته دانشگاهی مجزایی با عنوان روانشناسی مدیریت وجود داشته باشد. اما در کشور ما این بحث به عنوان زیر گروهی از بحث روانشناسی سازمانی و صنعتی قرار می گیرد و زمانیکه هدف از مدیریت رهبری یک گروه در رسیدن به اهداف اجتماعی باشد نه اهداف سازمانی زیر گروه روانشناسی اجتماعی قرار می گیرد و روانشناسی اجتماعی و روانشناسی سازمانی نیز اغلب به عنوان واحد درسی در گرایشهای مختلف روانشناسی تدریس می شود.


شناسایی سبکهای رهبری و مدیریت

یکی از حوزه‌های مهم که در روانشناسی مدیریت مطرح است شناسایی انواع روشهای مدیریتی است. روشن است مدیران مختلف سبکهای مختلفی از رهبری و مدیریت را دارا هستند. بنابراین در روانشناسی مدیریت این سوال اصلی مطرح است که چه سبکهای مدیریتی وجود دارد؟ کدام روشهای مدیریتی موفق هستند؟ چه سبکهایی برای چه گروههای کاری مناسب هستند؟ و افراد زیر دست معمولا از چه مدیرانی رضایت دارند و .... بر این اساس روانشناسی مدیریت سبکهای مختلفی از مدیریت را شناسایی کرده و با توجه به اهداف مورد نظر و اینکه چه شرایط و ویژگیهای گروهی وجود دارد سبکهایی را به عنوانسبکهای موفق معرفی کرده‌اند. 

بررسی ویژگیهای شخصیتی مدیران

بررسی ویژگیهای فردی و شخصیتی مدیران نیز مورد توجه بوده است. اینکه چه افرادی مناسب برای سمتهای مدیریت هستند و چه افرادی از عهده انجام وظایف و امور مدیریتی ناتوان هستند. طبیعی است همه افراد توان انجام امور مدیریتی را دارا نیستند و بطور کلی افرادی هستند که قدرت رهبری چندانی ندارند. این افراد طبیعتا نفوذ و تاثیر گذاری عمیقی روی کارکنان خود نخواهند داشت و از اینرو مسیر رسیدن سازمان را به اهداف مورد نظر با مانع روبرو خواهند کرد. 

یافته‌های روانشناسی مدیریت در این حوزه نشان می‌دهد که افرادی که در کودکی ، نوجوانی و جوانی نفوذ بیشتری روی همسالان خود داشته‌اند، در بازیها نقش محوری گروه را بازی کرده‌اند و اغلب بازیها را رهبری می‌کنند در بزرگسالی نیز توان رهبری بالایی از خود نشان می‌دهند. این افراد با ویژگیهایی که دارند اغلب گروهها را تحت نفوذ و تسلط خود قرار می‌دهند. این اعمال تسلط به شیوه‌های تظاهر می‌کند. برخی افراد این اعمال نفوذ را با اعمال قدرت و زور انجام می‌دهند و برخی با ویژگیهایی دیگر مثل نشان دادن قدرت منطق و تصمیم‌گیری عالی. 

انجام پژوهش و تحقیقات در حوزه عوامل موثر بر مدیریت

روانشناسی مدیریت سعی بر آن دارد به شناسایی تمامی عواملی بپردازد که در یک موقعیت کاری یا سازمان یا هر موقعیتی که با یک گروه دارای مدیر و رهبر سروکار دارد موثر هستند. برخی عوامل می‌توانند از بیرون شیوه مدیریت را تحت تاثیر قرار دهند. این تاثیرات می‌توانند در جهت مثبت و منفی موثر باشند. از اینرو لازم است همواره چنین عواملی شناسایی شوند و کوششها و روشهای لازم برای پررنگ کردن عوامل تاثیر گذار مثبت و کمرنگ کردن عوامل تاثیر گذار منفی صورت بگیرد. این عوامل ممکن است به اهداف گروه ، شرایط محیطی کار گروهی ، بافت گروه و … مربوط شود. 

ارتباط روانشناسی مدیریت با سایر علوم

روانشناسی مدیریت به عنوان یکی از حوزه‌های روانشناسی با تمامی حوزه‌های دیگر روانشناسی ارتباط دارد و از یافته‌های آنها در موضوعات مورد بحث خود استفاده می‌کند. از این راستا با روانشناسی سازمانی و روانشناسی صنعتی ، روانشناسی کار ، روانشناسی اجتماعی ، ارتباط تنگاتنگی دارد. از سوی دیگر با علوم دیگری چون مدیریت ، علوم اجتماعی و جامعه شناسی ، علوم سیاسی می‌تواند مرتبط باشد. البته روانشناسی مدیریت به عنوان یک حوزه مجزا ، به عبارتی یک رشته مجزا حداقل در کشور ما وجود ندارد.

به عبارتی شاید در برخی ممالک رشته دانشگاهی مجزایی با عنوان روانشناسی مدیریت وجود داشته باشد. اما در کشور ما این بحث به عنوان زیر گروهی از بحث روانشناسی سازمانی و صنعتی قرار می‌گیرد و زمانیکه هدف از مدیریت رهبری یک گروه در رسیدن به اهداف اجتماعی باشد نه اهداف سازمانی زیر گروه روانشناسی اجتماعی قرار می‌گیرد و روانشناسی اجتماعی و روانشناسی سازمانی نیز اغلب به عنوان واحد درسی در گرایشهای مختلف روانشناسی تدریس می‌شود


کلمات کلیدی : روان شناسی سیتسم های آموزشی,روان شناسی,دانش مدیریت,دانش مدیریت,روان شناختی مدیریت,روانشناسی مدیریت,مدیریت,روانشناسی,روان شناسانه مدیران,ر
در این سایت هیچ فایلی برای فروش قرار نمی گیرد. برای پشتیبانی و خرید فایل به سایت اصلی فروشنده مراجعه بفرمائید:

لینک دریافت فایل از سایت اصلی


ادامه مطلب ...